تبليغاتX
News82
سه شنبه چهاردهم اسفند 1386
دانشجویان متحصن به برخورد نظامی تهدید شدند
اعضاي جنبش عدالت‌خواه دانشجويي که در اعتراض به عملكرد ضعيف برخي روساي دانشگاه‌ها از صبح روز گذشته(دوشنبه) در مقابل ساختمان وزارت علوم تحصن كرده اند، در ساعات پایانی شب از سوی مسئولین وزارت علوم به برخورد نظامی تهدید شدند. 

تحصن‌كنندگان پلاكاردهايي با مضامين « دولت عدالت‌خواه با دانشگاه سكولار سازگار است؟»، «دانشگاه همدان 260 روز در انتظار مجوز در پي فعاليت دانشجويي!»،«هشدار! بهانه‌جويي محافظه‌كاري»، «نقدپذيري و بي‌اطلاعي از بينش و نگاه رهبري آفت اساسي روساي دانشگاه‌ها» و....در دست داشتند.

در اين تحصن، فيروزآبادي، دبير جنش عدالت‌خواه دانشجويي ابراز عقيده كرد: مجموعه تشكل‌هاي معتقد به جنبش عدالت‌خواه دانشجويي در يك سال گذشته و به ويژه در پنج ماه گذشته با چالش‌هاي متعددي از سوي روساي برخي دانشگاه‌ها به خصوص دانشگاه‌هاي همدان، صنعتي اصفهان، فردوسي مشهد و... مواجه بودند. از اين رو سعي كرديم با اطلاع‌رساني و از راه منطقي مسايل را حل كنيم اما گذر زمان به اينجا رسيد و ما در اينجا تحصن كرديم.

وي ادامه داد: ماجراي دانشگاه صنعتي
برخوردهاي اين افراد با كدام قانون و ديدگاه مقام معظم رهبري سازگاري دارد؟ اين در حالي است كه اولين‌ سخن‌ آنها در پاسخ به ما اين است كه ما همه اين حرف‌ها را قبول داريم اما شما بلد نيستيد انتقاد كنيد
اصفهان به يك سال و نيم پيش برمي‌گردد. از ماجراي خوابگاه تا شكايت مجموعه‌اي از تشكل آرمان و پيگيري در هيات نظارت و صدور حكم هشت‌ماه تعليق تا اينكه به صورت شفاهي اعلام شد كه در هيات نظارت مركزي اين تشكل تبرئه شده است. اما دليل تعلل اين قصه تاكنون بلافهم بوده است.

اين فعال سياسي خاطرنشان كرد: در دانشگاه همدان نيز 9 ماه عده‌اي درخواست ايجاد تشكل براي كار سياسي داشتند اما شاهديم كه آقايان قادر به تشكيل جلسه نيستند. چهار ماه است كه قرار است جلسه‌اي تشكيل شود تا تشخيص دهند پنج نفر دانشجو به مباني كشور معتقدند و به آنها مجوز تشكيل تشكلي را بدهند.

فيروزآبادي ابراز عقيده كرد: نشست دوازدهم جنبش عدالت‌خواه در تهران نيز به گونه‌اي بود كه ما براي گرفتن مجوز دوندگي كرديم. هنگامي كه اين موارد را كنار هم چيده و با فرمايشات مقام معظم رهبري كه اصرار مكرري براي پرسش‌گري، آرمان‌گرايي و نقد دارند مقايسه مي‌كنيم، مي‌بينيم كه انگار رويه دانشگاه‌ها به گونه‌اي شده كه به دنبال بهانه‌گيري هستند.

وي با اشاره به ديدارهاي اين تجمع با وزير علوم گفت: در دو ديدار گذشته با وزير علوم اين سوال را كه نظام كلي و رويكرد ايشان درباره تشكل‌ها و فعاليت‌ آنها چيست را مطرح كرديم كه پاسخي ارايه نشد و تنها معاون فرهنگي ايشان پاسخي را عنوان كردند.

فيروزآبادي خاطرنشان كرد: اميدواريم وزير علوم در اين جمع حاضر شده و به چند سوال جدي و مبنايي پاسخ دهد.

به گزارش ایسنا، در ادامه اين تحصن يكي از متحصنين گفت:‌ دوستان در اينجا تذكر دادند كه براي سوال از وزير مجوز نداريد، حرف ما اين است كه شما كار خودتان
مقام معظم رهبري مي‌فرمايند كه دانشجو بايد تحليل كند ولو غلط بلكه اين تحليل زمينه لازم را براي عمل سياسي در اختيار آنها قرار دهد. با اين چشم‌انداز آيا آقايان دنبال بهانه‌جويي نيستند؟ خواسته ما اين است كه وزير علوم در جمع تحصن‌كنندگان حاضر شود
را انجام دهيد ما هم كار خودمان را انجام مي‌دهيم.

وي با اشاره به برخي فرمايشات مقام معظم رهبري در رابطه با تشكل‌هاي دانشجويي و فعاليت‌هاي دانشجويي گفت: برخي مسوولان متاسفانه كشش اين حرف‌ها را ندارند. در دانشگاه همدان بيش از 260 روز زمان براي ايجاد يك تشكل سياسي طول كشيده است و اين قضيه هنوز اتفاق نيفتاده است.

اين فعال دانشجويي ادعا كرد: تصوير مطلوب برخي در دانشگاه‌ها اين است كه از دانشجو يك دانشجوي خنثي كه حتي‌المقدور مواجه علمي با مسايل دانشگاه داشته باشد، بسازند. خواسته ما اين است كه اگر آقايان مي‌خواهند با شعارهاي دولت نهم سازگاري داشته باشند، برخوردها را با تشكل‌هاي دانشجويي چه انجمن‌هاي اسلامي و چه تشكل‌هاي عدالتخواه شفاف كنند. برخوردهاي اين افراد با كدام قانون و ديدگاه مقام معظم رهبري سازگاري دارد؟ اين در حالي است كه اولين‌ سخن‌ آنها در پاسخ به ما اين است كه ما همه اين حرف‌ها را قبول داريم اما شما بلد نيستيد انتقاد كنيد.

وي در خاتمه تصريح كرد: مقام معظم رهبري مي‌فرمايند كه دانشجو بايد تحليل كند ولو غلط بلكه اين تحليل زمينه لازم را براي عمل سياسي در اختيار آنها قرار دهد. با اين چشم‌انداز آيا آقايان دنبال بهانه‌جويي نيستند؟ خواسته ما اين است كه وزير علوم در جمع تحصن‌كنندگان حاضر شود.

هادي‌زاده، مسوول تشكل آرمان دانشگاه صنعتي اصفهان گفت: ما امروز آمديم از مقام معظم رهبري عذرخواهي كنيم. الان ما بايد براي غزه كار كنيم. چشم كودكان فلسطيني به ماست. رهبر شما گفته بوديد كه مطالبه عدالت انجام دهيد ما كاري نكرديم، پرونده ما سفيد است، شرمنده‌ايم شما گفته‌ايد تعميق سياسي و جنبش نرم‌افزاري. كاري نكرديم ببخشيد.

وي ادامه داد: ما از نسل همان
بچه‌هاي امروز خون دل خوردند تا گفتمان عدالتخواهي در كشور ايجاد شود. آقايان، ما اپوزيسيون نيستيم. مگر مي‌گذاريم تا چيزي‌ كه جوان‌ها براي آن خون دادند و مادرها خون دل خوردند دست افراد ديگر بيفتد. اين بار انتقاد براي آقايان خط قرمز به حساب مي‌آيد
هايي هستيم كه عقبه انقلاب را تشكيل دادند و در سن 17 سالگي فرمانده لشكر بودند. ما از همان نسلي هستيم كه هنگامي كه در كشور هيچ كس نبود كار را در دست بگيرد هسته اوليه نهادهاي حكومتي را در دست گرفتند.

اين فعال دانشجويي با بيان اين‌كه مقام معظم رهبري در فرمايشات‌شان فرمودند مصيبت بي‌تفاوتي دانشجو مصيبت بزرگ است، ابراز عقيده كرد: صحبت ما آن است كه يكي از عواملي كه نگذاشت تا ما به تكليف خود عمل كنيم مسوولان و روساي دانشگاه‌هايتان هستند. چرا كه برخي از روساي دانشگاه‌ها حتي كمترين آشنايي با مسايل سياسي را ندارند.

وي با بيان اين عقيده كه برخي مسوولان فعلي از دسته‌اي هستند كه در جنگ عراق حضور نداشته و تنها نخبگان و شاگردهاي دانشگاه‌هاي دانشگاهايي در خارج از كشور هستند، گفت: بچه‌هاي امروز خون دل خوردند تا گفتمان عدالتخواهي در كشور ايجاد شود. آقايان، ما اپوزيسيون نيستيم. مگر مي‌گذاريم تا چيزي‌ كه جوان‌ها براي آن خون دادند و مادرها خون دل خوردند دست افراد ديگر بيفتد. اين بار انتقاد براي آقايان خط قرمز به حساب مي‌آيد.

اين فعال دانشجويي مدعي شد: اگر ما گروه اپوزيسيون و لمپن بوديم، اما در حمايت دانشگاه بيانيه مي‌داديم كاري به ما نداشتند. آقايان معيار ما حق است، ما اصولگرا و مشاركت و امثال آنها را نمي‌شناسيم. امروز تكليف تشكل‌ها و جنبش دانشجويي به خصوص در بحث انتخابات آن است كه معيارها و اصول را بگويند. اين معيارها محقق نمي‌شود؛ مگر آنكه در فضاي دانشگاه نقد صورت گيرد.

هادي‌زاده افزود: آقايان در جامعه مدني انتقاد حق مردم است، اما در جامعه اسلامي انتقاد، تكليف و موهبت الهي است. اين چيز كمي نيست.

وي ابراز عقيده كرد: تفكر محافظه‌كاري و مصلحت‌انديشي در حال قدرت‌گيري
تفكر محافظه‌كاري و مصلحت‌انديشي در حال قدرت‌گيري است تا آرمان‌گرا و حقيقت‌طلب را با انگ‌ها و تهمت‌ها از صحنه به در كنند. ما نمي‌گذاريم تا اين بدعت به نام دولت‌ آقاي احمدي‌نژاد بيان شود. نسبت خود را با ايشان بگوييد ما صاحبان اين انقلاب هستيم
است تا آرمان‌گرا و حقيقت‌طلب را با انگ‌ها و تهمت‌ها از صحنه به در كنند. ما نمي‌گذاريم تا اين بدعت به نام دولت‌ آقاي احمدي‌نژاد بيان شود. نسبت خود را با ايشان بگوييد ما صاحبان اين انقلاب هستيم.

وي تاكيد كرد: اگر احساس مي‌كنيد در اين فضا نمي‌توانيد كار كنيد ما آمده‌ايم تا آينه شما بوده تا خود را اصلاح كنيد و نگذاريم بدعت‌ها به نام اسلام و مسلمان تمام شود. اما اگر احساس مي‌كنيد بايد طور ديگري برخورد كنيم ميزها و پست‌ها را رها كنيد. بگوييد نمي‌توانيد و از بدنه دانشجويي كمك بخواهيد تا شما را تكميل كنند.

تحصن‌كنندگان فرياد الله اكبر سر دادند و شعار دادند « ما همه سرباز توييم خامنه‌اي، گوش به فرمان توييم خامنه‌اي».

در اين هنگام از سوي متحصنين اعلام شد تا وقتي كه وزير علوم در جمع ما حضور پيدا نكند تحصن در داخل ساختمان وزارت علوم و مقابل دفتر وزير ادامه دارد تا مسوولان وزارت علوم پاسخگو باشند.

همچنین بنا بر گزارش خبرنگار عدالتخانه، در ساعات پایانی شب مسئولین وزارت علوم با تهدید دانشجویان به برخورد نظامی، اعلام کردند که از ساعت 11 امشب به بعد کنترل ساختمان این وزارتخانه در اختیار ناجا قرار خواهد گرفت!

این در حالیست که یکی از اعتراضات اصلی دانشجویان، ورود نهادهای امنیتی به پرونده های دانشجویی و همراهی وزارت علوم با این روند است که عملا به منزله مرگ فعالیت های دانشجویی خواهد بود. 

از سوی دیگر در ادامه برخوردهای غیر اخلاقی صورت گرفته با دانشجویان، کیف ها و وسایل دانشجویان دختر و پسر که به صورت امانت و به هنگام ورود به ساختمان در اختیار نگهبانی وزارت قرار گرفته بود، از سوی حراست این وزارتخانه مورد تفتیش و بازرسی قرار گرفته است! که البته موجب شگفتی و عصبانیت دانشجویان شده است
اخبار دانشگاه ها | نوشته شده توسط نسیم | | لینک به این مطلب
پنجشنبه نهم اسفند 1386
دانشجویان دانشگاه شیراز در ادامه تحصن شبانه اتاق مدیریت را اشغال کردند

عکس تحصن دانشجویان شیراز

به گزارش هفت تیر ۷tir.com به نقل از سایت دانشگاه امیر کبیر : دانشجویان معترض دانشگاه شیراز در ادامه اعترضات خود، دوشنبه شب ساختمان مدیریت را به تصرف خود درآوردند. این دانشجویان با جمعیتی بالغ بر ۱۰۰۰ نفر، حدود سه ساعت رییس و هیئت رییسه دانشگاه را در اتاق ریاست محبوس کردند ولی در هنگامی که دانشجویان از طبقه هفتم به طبقه همکف وارد شدند، حراست دانشگاه با ممانعت از چند نفری اتاق ریاست را زیر نظر داشتند، از راهِ اضطراری صادقی را از ساختمان مدیریت به بیرون هدایت کردند. دانشجویان در ادامه بر روی پله‌های ورودی ساختمان مدیریت مستقر شدند و با هم سرود یار دبستانی من را خواندند و شعارهایی نظیر « ای ملت آزاده، حمایت، حمایت»، « فرمانده پادگان این آخرین پیام است، جنبش دانشجویی آماده قیام است»، « منادی عدالت، خجالت، خجالت» و… سر دادند. در این هنگام مردم نیز با جمع شدن در پشت میله‌های دانشگاه و بوق زدن‌های متوالی همراهی خود را اعلام کردند.

این تجمع امروز نیز ادامه دارد و دانشجویان اعلام کرده‌اند تا محقق شدن تمام خواسته‌های خود و استعفای دسته جمعی کادر مدیریتی دانشگاه به تحصن خود ادامه خواهند داد و تا زمان عدم تحقق این خواسته‌ها همچنان شب را در ساختمان مدیریت خواهند بود. بعضی از دانشجویان گفته اند نیروهای بسیج دانشجویی و جامعه اسلامی دیشب قصد بر هم زدن تجمع دانشجویان را داشتند که با واکنش ما مواجه شدند و عده ای از آنان تهدید کرده اند امروز به دانشجویان متحصن حمله خواهند کرد اما نیروهای بسیج ضمن تکذیب حرف دانشجویان متحصن دانشگاه شیراز می گویند دخالتی در این تجمع نخواهند کرد .. دانشجویان هم‌اکنون خواستار آنند تا سایر دانشگاه‌های کشور نیز به آنان بپیوندد .

دانشجویان شعار میدادند : ما زن و مرد جنگیم، بجنگ تا بجنگیم

در ادامه اعتراضات دانشجویی در شیراز دانشجویان، دیروز سه‌شنبه دو دسته شدند، عده‌ای در ساختمان مدیریت ماندند و به تصرف آنجا ادامه دادند و عده‌ای دیگر به محوطه‌ی پردیس ارم رفتند و با تعطیل کردن کلاس‌ها نظم دانشگاه را مختل و خواهان استعفای فوری صادقی ریاست دانشگاه شدند. اعتصاب غذای سراسری نیز در میدان ورودی دانشگاه برگزار شد و دانشجویان سینی‌های غذای خود را دست نخورده بر روی زمین گذاشتند. در ساعت ۱۴ دانشجویان با جمعیتی بالغ بر ۱۰۰۰ نفر به سمت ساختمان مدیریت رفتند و با سر دادن شعارهایی نظیر « ای ملت آزاده، حمایت، حمایت»، « فرمانده پادگان این آخرین پیام است، جنبش دانشجویی آماده‌ی قیام است»، «صادقی سپاهی، استعفا، استعفا»، «گر تیر و فتنه بارد، جنبش ادامه دارد» خواهان حمایت مردمی که از بیرون نظاره‌گر بودند، شدند. ماشین‌های واقع در خیابان جمهوری نیز با ایجاد ترافیک، با بوق‌های ممتد و دست تکان دادن به ابراز احساسات پرداختند. دانشجویان پس این وارد ساختمان مدیریت شدند و هنگامی که خاکرند نماینده صادقی اجازه‌ی صحبت کردن می‌خواست، به وی این فرصت را ندادند و همه یکصدا با هم استعفای صادقی را خواستار شدند. در این هنگام دانشجویان اقدام به برگزاری تریبون آزاد کردند و صادقی را غل و زنجیری خواندند که باید گسسته شود تا مقدمات رهایی دانشجویان فراهم آید. وقتی نماینده صادقی در جوابِ درخواست استعفای دانشجویان سکوت کرد دانشجویان خشمگین به طبقه‌ی هفتم مدیریت وارد شدند و برای اولین بار شروع به سر دادن شعارِ « مرگ بر صادقی» کردند. همچنین با رژه رفتن و پای کوفتن فریاد می‌زدند که « ما زن و مرد جنگیم، بجنگ تا بجنگیم». در این هنگام به علت تراکم جمعیت و ایجاد مشکلات تنفسی دانشجویان دوباره به طبقه همکف برگشتند و وقتی فرماندار شیراز در بین دانشجویان حاضر شد، به وی اجازه‌ی صحبت کردند ندادند و گفتند ما تنها خواهان استعفای صادقی هستیم. گفتنی است عصر امروز جلسه شورای تامین استان در اقدامی بی سابقه در ساختمان مدیریت برگزار شد که از محتوای ان جلسه خبری در دست نیست. دانشجویان اعلام کردند که فردا، چهارشنبه از ساعت ۹ صبح به تجمع خود ادامه خواهند داد و متن نامه‌ای را خواندند که با تعداد زیادی امضا از وزیر علوم درخواست شده بود تا با کناری صادقی موافقت کند. آنها تا فردا به وزیر علوم مهلت دادند و بیان کردند که تا برکناری صادقی همچنان به تجمع خود ادامه خواهند داد.

محمد مهدی احمدی، عضو انجمن اسلامی دانشگاه شیراز و علوم پزشکی، در مورد این اعتراض دانشجویی به خبرنگار ما گفت:«ازمدتی قبل، در راستای فشارهایی که دکتر صادقی، رییس دانشگاه شیراز، که وابسته به مراکز قدرت است و در حال حاضر، ریاست هیات نظارت بر انتخابات استان فارس را بر عهده دارد، ۱۰۸ نفر از نامزدهای شورای صنفی این دانشگاه را حذف کرد. اقدام دیگر او در زمینه خوابگاه ها بود که دستور داد گروهی از دانشجویان ورودی های پایین تر از خوابگاه ها اخراج شوند و بسیاری از خوابگاه های متاهلی تخلیه شوند.»

وی همچنین به برخورد ریاست دانشگاه با بسیاری از نشریات دانشجویی و فعالان دانشجویی، به خاطر تجمعات قبلی، اشاره کرد که «تمامی اینها جرقه ای برای آغاز اعتراضات دانشجویی بودند.»

در این میان، دانشجویان در تجمع و تحصن آرام سه روزه خود ضمن بیان اعتراض به مشکلات صنفی - رفاهی، پلاکاردهایی در دست داشتند که بر روی آنها نوشته شده بود: «اینجا پادگان یست» ، پرونده هسته ای را می بندند، پرونده دانشجویان را نمی بندند»، «اینجا آزادترین کشور دنیاست !!! ؟ » و «زنده باد آزادی»

نكته ي با اهميت در تحصن امروز حمايت اساتيد و كارمندان دانشگاه از متحصنين است . اساتيد و كامندان دانشگاه شيراز با صدور بيانيه و پخش آن در محيط دانشگاه از اين حركت دانشجويان به شدت حمايت كردن

تحصن دانشجویان دانشگاه شیراز اخبار دانشگاه

اعتراضات دانشجویان دانشگاه شیراز

عکس تحصن دانشجویان دانشگاه شیراز

اخبار دانشگاه ها | نوشته شده توسط نسیم | | لینک به این مطلب
پنجشنبه نهم اسفند 1386
تحصن دانشجویان شیراز وارد روز چهارم شد
تحصن دانشجويان دانشگاه شيراز که خواستار استعفای رییس این دانشگاه هستند، وارد چهارمین روز خود شد.

این اعتصاب که از روز یکشنبه آغاز شده است، با درخواست استعفای رئیس دانشگاه و مجموعه دیگری از خواست‌های صنفی و رفاهی ادامه دارد. دانشجویان در طول سه روز اعتراض خود، با راهپیمایی در میدان ارم شیراز، اشغال دفتر ریاست دانشگاه و تحصن در ساختمان ریاست، بر خواست‌های خود پافشاری کرده و همچنین خواهان حمایت دانشجویان سایر دانشگاه‌های ایران از اعتراض‌های خود شده‌اند.

براساس گزارش منابع نزدیک به جنبش دانشجویی در ایران، اين دانشجويان به طور مشخص خواهان استعفاي "صادقي" رئيس دانشگاه شيراز، توقف اخراج دانشجويان از خوابگاه‌ها، جمع‌آوري دوربين‌هاي مداربسته در سطح دانشگاه، توزيع غذا در روزهاي تعطيل و افزايش كيفيت آن، بهبود وضع حمل و نقل و برداشته شدن فشار از نشریات دانشجویی هستند. آنان اعلام کرده‌اند تا استعفاي رئيس دانشگاه شيراز به تحصن خود در روزهاي آينده ادامه خواهند داد.

به گزارش وب‌سایت " آزادی و برابری" روز گذشته به منظور حل وفصل این مسئله،" شورای تامین استان تشکیل جلسه داده است." براساس گزارش وب‌سایت مزبور، دانشجویان همچنین متن نامه‌ای را خواندند که با تعداد زیادی امضا از وزیرعلوم درخواست شده است تا با کناری "صادقی" موافقت کند.

۹ ماه پیش از این رییس دانشگاه در تحصن ۳ روزه‌ دانشجویان قول داده بود که هر ماه در بین دانشجویان حاضر شود تا به مشکلات دانشجویان رسیدگی نماید، اما تاکنون به قول خود عمل نکرده است.

"صادقی" هم‌زمان سخنگوی هیات نظارت بر انتخابات استان فارس است.

اخبار دانشگاه ها | نوشته شده توسط نسیم | | لینک به این مطلب
پنجشنبه نهم اسفند 1386
ادامه تجمع دانشجویان دانشگاه شیراز،استعفای رییس دانشگاه مهمترین خواسته متحصنین
دانشجويان دانشگاه شيراز در ادامه ي تحصن دو روزه ي خود ديشب(دوشنبه شب) را در ساختمان مديريت سر كردند. دانشجويان در اين تحصن خواستار استعفاي بي قيد وشرط صادقي رئيس دانشگاه هستند. ديرور تعداد زيادي از اين دانشجويان با حضور در مقابل اتاق رياست دانشگاه بر اين خواسته ي خود تاكيد كردند .

صادقي نيز با استفاده از افراد نفوذي سعي در ايجاد تشنج در اين حركت خودجوش را داشت كه متحصنين با هوشياري اتحاد خود را حفظ كرده و بيش از بيش بر خواسته ي خود پافشاري كردند . نكته ي قابل توجه در تجمع ديروز اين بود كه صادقي از ترس روبرو شدن با متحصنين از درب اضطراري ساختمان فرار كرد . سپس دانشجويان با حضور در مقابل درب اصلي ساختمان مديريت و خواندن سرودهاي يارديستاني ، اي ايران و همراه شوعزيز و سر دادن شعار فرياد اعتراض خود را به گوش مردم خارج از دانشگاه رساندند كه مردم نيز با تجمع در خيابان دانشگاه ازاين حركت دانشجويان حمايت كردند .
روز سوم
"ما زن و مرد جنگیم بجنگ تا بجنگیم "
دانشجويان در ادامه ي تحصن شبانه شان در ساختمان مديريت امروز ( سه شنبه ) در صحن اصلي دانشگاه تجمع كرده و مانع از تشكيل كلاس هاي درس شدند وعبور و مرور در دانشگاه را به كنترل خود در آورده اند و به جز اتوموبيل هايي كه حاوي اقلام ضروري است به هيچ خودروي ديگري اجازه تردد نمي دهند. تعداد دانشجويان معترض به بيش از 1000 تن رسيده و دانشجويان جهت كنترل دانشگاه در نقاط مختلف كوي به صورت دسته هاي متمركز حضور دارند. . انتظامات و حراست دانشگاه با پارك كردن سرويس هاي دانشگاه در مقابل درب ورودي دانشگاه مانع از ارتباط دانشجويان با مردم شدند . دانشجويان متحصن با سر دادن شعارهايي از قبيل (( صادقي صادقي استعفا استعفا )) و(( تا استعفاي صادقي مي ايستيم )) و هم چنين با امضاي بيانيه و چيدن سيني هاي غذا در ميدان دانشگاه بر خواسته ي خود تاكيد كردند . دانشجويان با سيني هاي نهار سلف سرويس نوشته اند " صادقي استعفا ". دانشجويان همچنين پس از آن به سمت ساختمان مديريت دانشگاه حركت كردند و در حالي كه شعار ميدادند " حركت تا پيروزي " ، "رييس فراري استعفا استعفا " "ما زن و مرد جگیم بجنگ تا بجنگیم " وارد ساختمان مديريت دانشگاه شده اند و كنترل آنجا را به دست گرفتند. پس از آن فرماندار شیراز به همراه فرمانده نیروی انتظامی استان و رییس اداره اطلاعات فارس به دانشگاه وارد شدند و جلسه اضطراری شورای تامین شیراز را برگزار کردند. هنوز از نتایج این جلسه چیزی به بیرون درز نکرده است.
یکی از اعضای هیات رییسه دانشگاه هم که به میان دانشجویان آمده بود که با آنان صحبت کند با اعتراض شدید دانشجویان مواجه شد و دانشجویان به وی گفتند در صورتی مذاکره می کنند که دکتر صادقی استعفا داده باشد..دانشجویان نامه ای را با مضمون ذیل تهیه کرده اند و به وی دادند :اینجانب محمد هادی صادقی به علت بی لیاقتی از سمت ریاست دانشگاه شیراز استعفا می دهم.
و از مسولین خواسته اند در صورتی تجمع خود را پایان می دهندکه صادقی نامه مذکور را امضا کند. راس ساعت شش عصر دانشجویان تجمع خود را در پایان دادند و اعلام کردند که از فردا با تعطیلی کلیه کلاسها به شکل گسترده تری تجمع را ادامه خواهند داد.

نكته ي با اهميت در تحصن امروز حمايت اساتيد و كارمندان دانشگاه از متحصنين است . اساتيد و كامندان دانشگاه شيراز با صدور بيانيه و پخش آن در محيط دانشگاه از اين حركت دانشجويان به شدت حمايت كردند .

اخبار دانشگاه ها | نوشته شده توسط نسیم | | لینک به این مطلب
پنجشنبه نهم اسفند 1386
تجمع صنفی دانشجویان شیراز به تصرف اتاق رئیس این دانشگاه انجامید
یش از ۵۰۰ دانشجوی دانشگاه شیراز امروز، دوشنبه ۶ اسفند ماه، با ادامه تجمع در مقابل کوی دانشگاه خواستار استعفای دکتر صادقی، رییس این دانشگاه، شدند.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر دانشجویان در حالی که سرود یار دبستانی می خواندند و پلاکاردهایی با مضامین “اینجا پادگان نیست “، ” پرونده هسته ای را می بندند ، پرونده دانشجو را نمی بندند “، “رییس پادگان استعفا استعفا ” ، ” مدیر بی لیاقت استعفا استعفا ” ، ” آزادی نشریات ” ، ” اینجا آزاد ترین کشور دنیاست؟! “به سمت بیرون از دانشگاه حرکت کردند و در محل میدان ارم تجمع کردند.

 

هم زمان با تجمع دانشجویان نیروهای امنیتی فضای اطراف میدان را فرا گرفتند. دانشجویان با سر دادن شعارهایی نظیر ” مدعی عدالت خجالت خجالت ” ، ” صادقی صادقی استعفا استعفا ” ،” این آخرین پیام است ، جنبش دانشجویی آماده قیام است ” ، ” ملت آزاده ، حمایت حمایت “، “رییس سپاهی نمی خواهیم ” ، ” زنده باد آزادی ” ، ” گر تیر وفتنه بارد جنبش ادامه دارد “، ” مفسد اقتصادی استعفا استعفا ” به سمت داخل کوی دانشگاه برگشتند.

 

پس از ورود دانشجویان به دانشگاه، تریبون آزاد دانشجویی برگزار شد و دانشجویان به بیان اعتراضات خود نسبت به مسائل صنفی و انسداد فضای فرهنگی-سیاسی دانشگاه و کشور پرداختند. پس از گذشتن ساعتی از این برنامه، دانشجویان با سر دادن شعارهایی مبنی بر استعفای رییس دانشگاه شیراز، به سمت ساختمان مدیریت این دانشگاه راهپیمایی کردند.

 

مردم نیز از پشت نرده ها در بلوار جمهوری به تماشای اعتراض دانشجویان پرداختند. دانشجویان پس از رسیدن به ساختمان مرکزی دانشگاه، با سر دادن شعار به سمت دفتر ریاست دانشگاه که در طبقه هفتم این ساختمان قرار دارد، حرکت کردند و در مقابل دفتر رییس دانشگاه تجمع کردند.

 

در این هنگام دکتر صادقی از درب پشتی ساختمان، محل را به سرعت ترک کرد. تلاش تعداد اندکی از دانشجویان که متوجه این موضوع شده بودند، برای رساندن خود به دکتر صادقی با مقاومت حراست دانشگاه مواجه شد. دانشجویان با اطلاع از این مسئله وارد دفتر صادقی شده و با تحصن در آن جا خواستار استعفای وی شدند.

 

دانشجویان اعلام کردند شب را در دفتر رئیس دانشگاه سپری خواهند کرد. این در حالی است که اطراف ساختمان مدیریت دانشگاه مملو از بسیجیان است. گفتنی است دکتر صادقی همزمان سخنگوی هیات نظارت بر انتخابات استان فارس نیز می باشد.

shrz۳.JPG

shrz۱.JPG

shrz۲.JPG

اخبار دانشگاه ها | نوشته شده توسط نسیم | | لینک به این مطلب
پنجشنبه نهم اسفند 1386
تجمع دانشجويان دانشگاه شيراز وارد روز سوم خود شد (همراه با فیلم)
 
Windows Media - 1.2 Mb
Movie-2
تجمع دانشجويان دانشگاه شيراز وارد روز سوم خود شد

خبرنامه فعالین دانشجویی دانشگاه شیراز از سومین روز تجمع دانشجویان گزارش می دهد:

دانشجویان معترض دانشگاه شیراز در ادامه اعترضات خود، دوشنبه شب ساختمان مدیریت را به تصرف خود درآوردند. این دانشجویان با جمعیتی بالغ بر 800 نفر، حدود سه ساعت رییس و هیئت رییسه دانشگاه را در اتاق ریاست محبوس کردند ولی در هنگامی که دانشجویان از طبقه هفتم به طبقه همکف وارد شدند، حراست دانشگاه با ممانعت از چند نفری اتاق ریاست را زیر نظر داشتند، از راهِ اضطراری صادقی را از ساختمان مدیریت به بیرون هدایت کردند. دانشجویان در ادامه بر روی پله‌های ورودی ساختمان مدیریت مستقر شدند و با هم سرود یار دبستانی من را خواندند و شعارهایی نظیر « ای ملت آزاده، حمایت، حمایت»، « فرمانده پادگان این آخرین پیام است، جنبش دانشجویی آماده قیام است»، « منادی عدالت، خجالت، خجالت» و... سر دادند. در این هنگام مردم نیز با جمع شدن در پشت میله‌های دانشگاه و بوق زدن‌های متوالی همراهی خود را اعلام کردند.

این تجمع امروز نیز ادامه دارد و دانشجویان اعلام کرده‌اند تا محقق شدن تمام خواسته‌های خود و استعفای دسته جمعی کادر مدیریتی دانشگاه به تحصن خود ادامه خواهند داد و تا زمان عدم تحقق این خواسته‌ها همچنان شب را در ساختمان مدیریت خواهند بود. گفتنی است نیروهای بسیج دانشجویی و جامعه اسلامی دیشب قصد بر هم زدن تجمع دانشجویان را داشتند که با واکنش قاطع آنان مواجه شدند. نیروهای بسیج به طور غیر رسمی اعلام کرده‌اند که حتی احتمال دارد امروز با چماق و اسلحه به تجمع کنندگان حمله می‌کنند. دانشجویان هم‌اکنون خواستار آنند تا سایر دانشگاه‌های کشور نیز به آنان بپیوندد و دامنه اعتراضات را گسترش دهند.

همچنین وبلاگ دانشجویان سوسیالیست دانشگاه های ایران می نویسد:

در ادامه اعتراضات دانشجویی در شیراز دانشجویان، امروز سه‌شنبه دو دسته شدند، عده‌ای در ساختمان مدیریت ماندند و به تصرف آنجا ادامه دادند و عده‌ای دیگر به محوطه‌ی پردیس ارم رفتند و با تعطیل کردن کلاس‌ها نظم دانشگاه را مختل و خواهان استعفای فوری صادقی ریاست دانشگاه شدند. اعتصاب غذای سراسری نیز در میدان ورودی دانشگاه برگزار شد و دانشجویان سینی‌های غذای خود را دست نخورده بر روی زمین گذاشتند. در ساعت 14 دانشجویان با جمعیتی بالغ بر 1000 نفر به سمت ساختمان مدیریت رفتند و با سر دادن شعارهایی نظیر « ای ملت آزاده، حمایت، حمایت»، « فرمانده پادگان این آخرین پیام است، جنبش دانشجویی آماده‌ی قیام است»، «صادقی سپاهی، استعفا، استعفا»، «گر تیر و فتنه بارد، جنبش ادامه دارد» خواهان حمایت مردمی که از بیرون نظاره‌گر بودند، شدند. ماشین‌های واقع در خیابان جمهوری نیز با ایجاد ترافیک، با بوق‌های ممتد و دست تکان دادن به ابراز احساسات پرداختند. دانشجویان پس این وارد ساختمان مدیریت شدند و هنگامی که خاکرند نماینده صادقی اجازه‌ی صحبت کردن می‌خواست، به وی این فرصت را ندادند و همه یکصدا با هم استعفای صادقی را خواستار شدند. در این هنگام دانشجویان اقدام به برگزاری تریبون آزاد کردند و صادقی را غل و زنجیری خواندند که باید گسسته شود تا مقدمات رهایی دانشجویان فراهم آید. وقتی نماینده صادقی در جوابِ درخواست استعفای دانشجویان سکوت کرد دانشجویان خشمگین به طبقه‌ی هفتم مدیریت وارد شدند و برای اولین بار شروع به سر دادن شعارِ « مرگ بر صادقی» کردند. همچنین با رژه رفتن و پای کوفتن فریاد می‌زدند که « ما زن و مرد جنگیم، بجنگ تا بجنگیم». در این هنگام به علت تراکم جمعیت و ایجاد مشکلات تنفسی دانشجویان دوباره به طبقه همکف برگشتند و وقتی فرماندار شیراز در بین دانشجویان حاضر شد، به وی اجازه‌ی صحبت کردند ندادند و گفتند ما تنها خواهان استعفای صادقی هستیم. گفتنی است عصر امروز جلسه شورای تامین استان در اقدامی بی سابقه در ساختمان مدیریت برگزار شد که از محتوای ان جلسه خبری در دست نیست. دانشجویان اعلام کردند که فردا، چهارشنبه از ساعت 9 صبح به تجمع خود ادامه خواهند داد و متن نامه‌ای را خواندند که با تعداد زیادی امضا از وزیر علوم درخواست شده بود تا با کناری صادقی موافقت کند. آنها تا فردا به وزیر علوم مهلت دادند و بیان کردند که تا برکناری صادقی همچنان به تجمع خود ادامه خواهند داد.

Windows Media - 1.2 Mb
Movie-2
تجمع دانشجويان دانشگاه شيراز وارد روز سوم خود شد
اخبار دانشگاه ها | نوشته شده توسط نسیم | | لینک به این مطلب
پنجشنبه نهم اسفند 1386
گراميداشت احمد بورقاني در دانشگاه كلمبيا با سخنراني دكتر سروش
دانشگاه كلمبياي آمريكا به مناسبت درگذشت زنده ياد احمد بورقاني و با سخنراني دكتر عبدالكريم سروش مراسم يادبود برگزار مي‌كند.

اين اطلاعيه به شرح زير است:


 
متفرقه ... | نوشته شده توسط نسیم | | لینک به این مطلب
پنجشنبه نهم اسفند 1386
سخنرانی کروبی در دانشگاه امیرکبیر به صحنه اعتراض شدید به دولت و حمایت از انجمن اسلامی و دانشجویان در

خبرنامه امیرکبیر: جلسه سخنرانی و پرسش و پاسخ مهدی کروبی در دانشگاه امیرکبیر به صحنه اعتراض دانشجویان به مدیریت دانشگاه و دولت احمدی نژاد و همچنین دفاع عموم دانشجویان از انجمن اسلامی این دانشگاه و سه عضو در بندش، احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی تبدیل شد.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر دبیرکل حزب اعتماد ملی در ابتدای این نشست با تاکید بر اهمیت حضور احزاب در کشور برای تعمیق دموکراسی گفت: ‌وجود دموکراسی، ‌تضارب آرا، نقد و انتقاد، نظارت و دولت نیرومند و قوی بدون حضور احزاب امکان‌پذیر نیست و بنابراین اگر قصد داریم قدرت را کنترل کنیم تا از خواست‌ها و مسیر مردم جدا نشود باید مردم در انتخابات حضور داشته باشند و ابزار قدرتمند را در اختیار بگیرند، که این ابزار قدرت تشکیل مجلسی قوی و نیرومند است که بتواند هر قانونی را که نیاز است به تصویب برساند و بر کارها نظارت کند. ‌

 

کروبی همچنین با ابراز تاسف از اتفاقاتی که برای دانشجویان امیر‌کبیر رخ داده است، گفت: امیدوارم که هرچه سریع‌تر این دانشجویان نیز مورد عنایت قرار گیرند و هم آزادی وجود داشته باشد و هم حقوقشان رعایت شود و باید کارهای سیاسی و علمی در کنار هم انجام شود.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر پس از سخنان کروبی، مجری برنامه که از افراد همسو با مدیریت دانشگاه بود، اقدام به پرسیدن سوالات کتبی از کروبی کرد. سوالات مکتوبی که از سوی مجری مطرح می شد، کاملا گزینشی بود. این مسئله با اعتراض دانشجویان مواجه شد. پس از اعتراض دانشجویان کروبی از مجری درخواست کرد که اجازه دهد هر کسی سوال دارد، سوالش را مطرح کند که با استقبال دانشجویان مواجه شد.

 

یکی از دانشجویان در جایگاه پرسش‌کننده قرار گرفت و از ماجرای رد‌صلا‌حیت‌ها در انتخابات مجلس هفتم پرسید و خطاب به کروبی گفت که چرا شما در اعتراض به رد‌صلا‌حیت‌های صورت گرفته از حضور در انتخابات انصراف ندادید، کروبی پاسخ داد: انتخابات مجلس هفتم در شرایطی بود که برخی اقداماتی را انجام دادند که باید به صورتی حل می‌شد ولی چون اختلا‌فاتی به‌وجود آمد و تحصن ادامه یافت، نتیجه‌ای که من و آقای خاتمی به دنبال آن بودیم، گرفته نشد و باعث شد تا این بار و در این دوره از انتخابات همان اتفاق تکرار شود و عده زیادی از سوی شورای نگهبان رد‌صلا‌حیت شوند.

 

پس از آن مهدی سعیدی پور، عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی امیرکبیر، ضمن یاد کردن از سه دانشجوی در بند این دانشگاه، احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی، از کروبی پرسید: وقتی تیم برگزارکننده قادر به هر گونه تقلب در انتخابات است چگونه می توان حرف از رای مردم زد؟ یا با حضور شورای نگهبان چطور می توان مجلس مقتدر بنا نهاد؟

 

کروبی در پاسخ گفت: این دولت هنوز انتخاباتی در سطح بزرگی مانند مجلس برگزار نکرده و باید امتحان پس دهد. کروبی پاسخ به مابقی سوالات این دانشجو را به بعد از انتخابات مجلس موکول کرد.

 

در ادامه یکی از بسیجیان دانشگاه متنی را خواند که در آن از مهدی کروبی درباره مسائل مالی بنیاد شهید در دهه ۶۰ سوال شده بود و خطاب به او گفت که چرا مبالغی پول از شهرام جزایری گرفته است، کروبی در پاسخ به او با تاکید بر اینکه مسائل مالی بنده در دوران حضورم در بنیاد شهید شفاف و گویا است، گفت: اگر من جایم خیس بود، بلند نمی شدم. آن زمان به دلیل اختلا‌فات سیاسی از بنیاد شهید رفتم و اگر موضوعی بود حتما در آن دوران مطرح می‌شد. جزایری هم در چند نوبت برای کارهای خیر و برای انتخابات به من پول داد ولی در قبال آن توقعی از من نداشت. اگر کسی الا‌ن هم به من پیشنهاد پرداخت پولی دهد، من قبول می‌کنم. ولی بررسی می‌کنم که توقعی در قبال پرداخت آن نداشته باشد. پول هایی که ما خرج می‌کنیم بالاخره از جایی می‌گرفتیم، ذکر که نمی‌خوانیم که چوب طلا شود و بفروشیم. درباره مساله شهرام جزایری مقام معظم رهبری در همان دوران نامه‌ای به دستگاه قضایی نوشتند و گفتند که اگر در برخی موارد پولی از طرف او پرداخت شده اشکالی ندارد.

 

دانشجوی دیگری از کروبی پرسید: چرا شما در برابر کسانی که با نظرات امام مخالفت می‌کنند رفتارهایی متفاوت از خود نشان می‌دهید؟ به عنوان نمونه اگر آقای مصباح‌یزدی حرفی بزند ایشان را تخطئه می‌کنید ولی زمانی که مشاور رئیس‌جمهور در دوره قبلی نظر ولا‌یت فقیه امام را زیر سوال می‌برد شما رفتار دیگری می‌کنید، از سوی دیگر شما در مقابل توهینی که به نوه حضرت امام شد اعتراض کردید ولی در گذشته افرادی توهین‌هایی کردند و شما واکنشی نشان ندادید؟

 

کروبی گفت: همیشه من بر دفاع از آرمان‌های امام پافشاری کردم و اتفاقا درباره هر دو طرفی که شما درباره آن بحث می‌کنید حرف زدم و موضع گیری کردم اما متاسفانه در دوران قبل از انتخابات مجلس ششم و بعد از آن و یا در انتخابات سال ۸۴ تبلیغات مسمومی علیه من کردند که من باز هم در آن زمان موضع گیری‌هایی کردم.

 

دانشجوی دیگری به انتقاد از مهدی کروبی پرداخت و به او گفت: به نظر من آزادی برای شما مهم نیست. چون وقتی خودتان تایید صلا‌حیت شوید خیالتان راحت می‌شود و دیگر به ردصلا‌حیت ملی- مذهبی‌ها و نهضت آزادی‌ها اعتراض نمی‌کنید. کروبی در پاسخ به او گفت: شما معترض هستید که چرا صلا‌حیت من رد نمی‌شود، چه کسی می‌خواهد مرا ردصلا‌حیت کند. من این را به شما بگویم که من پیگیر ردصلا‌حیت‌ها بوده‌ام و نامه‌هایی را درباره ردصلا‌حیت‌ها نوشته‌ام که یک کتاب می‌شود. من از گرایش‌ها و سلا‌یق مختلف دفاع کرده‌ام و البته دیگران هم سهم دارند و باید دفاع کنند و تذکر دهند.

 

در حالی که مجری تریبون را در اختیار اعضای انجمن اسلامی و دانشجویان منتقد نمی گذاشت، چند نفر از دانشجویانی که در سالن پلاکاردهایی در دست گرفته بودند نظر کروبی را به خود جلب کردند. روی پلاکاردها نوشته شده بود: «هم کلاسی های ما را آزاد کنید»، «از حق خود نمی توانید دفاع کنید، با حق دانشجویان چه می کنید؟»، «میزان رای ملت بود!» و… . کروبی به این دانشجویان گفت: من که نمی بینیم شما چه نوشته اید؟ بیایید جلو صحبت کنید. امتناع مجری از دادن تریبون به این دانشجویان موجب بر هم خوردن نظم جلسه شد. وی در نهایت با شعارهای پی در پی دانشجویان مجبور شد تریبون را در اختیار یکی از این دانشجویان قرار دهد.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر این دانشجو در صحبت های کوتاه خود گفت: بیش از ۱۰ ماه است که از بازداشت غیرقانونی دوستان ما می گذرد و خبری از آزادی آن ها نیست و این سه دانشجو علیرغم حکم دادگاه مبنی بر تبرئه آن ها کماکان در زندان هستند و به همین خاطر شور و نشاط سیاسی در دانشگاه امیر کبیر مرده است. دانشجویان حاضر در سالن یک صدا شعار می دادند: «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد». این دانشجو در ادامه تریبون را به نریمان مصطفوی، نایب دبیر انجمن اسلامی امیرکبیر، داد و از وی به عنوان نماینده دانشجویان امیرکبیر یاد کرد.

 

نریمان مصطفوی با اشاره به سخنان کروبی در خصوص وجود آزادی بیان در جامعه، گفت: داشتن آزادی بیان مهم نیست. آن چه مهم است آزادی پس از بیان است. ما هم مثل شما فکر می کردیم آزادی بیان و پس از بیان در کشور وجود دارد و به همین خاطر انتقادهای شدیدی به احمدی نژاد کردیم. اما آن ها برای ما نشریه جعل کردند و چنان برخوردی با دانشجویان امیرکبیر کردند که بی نظیر بود. مصطفوی با اشاره به مفهوم انتخابات گفت: انتخابات یعنی حاکمیت اکثریت، و در پلی تکنیک اکثریت یعنی انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه. شما که از مدیریت دانشگاه تشکر می کنید، او به جای احترام به رای اکثریت ساختمان انجمن را با بولدوزر خراب کرد، اعضای انجمن را معلق و ممنوع الورود کرد… سخنان این عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی با استقبال گسترده دانشجویان حاضر در سالن مواجه شد و دانشجویان با سر دادن شعارهایی از انجمن اسلامی حمایت می کردند.

 

این دانشجو در ادامه گفت: من خودم بیش از ۸ ماه است که به دانشگاه نیامده ام و تنها چند روز برای تسویه حساب به من فرصت داده اند که به پلی تکنیک بیایم. نایب دبیر انجمن اسلامی امیرکبیر از کروبی پرسید: در حالی که فردی مانند آقای مشیری به خاطر دفاع از دانشجویان ستاره دار ردصلاحیت شده است، اگر نمایندگان شما به مجلس بروند برای دانشجویان ستاره داری مثل من چه کار می توانند انجام دهند؟! وقتی که شما حتی نمی‌توانید در مجلس نطقی انجام دهید پس برای چه می‌خواهید در مجلس حضور داشته باشید؟ این دانشجو همچنین رایزنی برای تایید صلا‌حیت‌ها را ننگی برای اصلا‌ح‌طلبان دانست.

مصطفوی در پایان با یاد کردن از سه عضو در بند انجمن اسلامی پلی تکنیک در میان تشویق ممتد دانشجویان میکروفون را به مجری داد. دانشجویان شعار می دادند: «انجمن بسیجی تعطیل باید گردد»، «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد» و…

 

کروبی در پاسخ به اظهارات این دانشجو گفت: تشکر من از مسئولینی که من را دعوت کرده اند (دکتر رهایی) صرفا موضوعی اخلاقی است و نشانه همسویی من با آن ها نیست. از شروع ماجرای نشریات موهن حمایت خود را از دانشجویان و خانواده هایشان انجام دادم و امیدوارم تا شب عید این دانشجویان از زندان آزاد شوند.

 

کروبی در ادامه خاطرنشان کرد: رایزنی‌ها و گفت‌وگو کردن قانونی است. من عضو نظام و فرزند این کشورم و در همه عرصه‌ها حضور جدی دارم و این درحالی است که اعتراض هم می‌کنم. ما معتقدیم که با شرکت نکردن در انتخابات مشکلا‌ت بیشتر می‌شود. البته ممکن است که شما با شرکت در انتخابات مخالف باشید ولی به دیگران حق بدهید که آنها شرکت کنند. اگر می‌گویید آزادی، آزادی باید برای همه باشد.

 

پس از آن یکی از دختران بسیجی پشت تریبون قرار گرفت و با ابراز گلایه از سوت و کف حاضران، سوت و کف در ایام صفر را زشت دانست. دانشجویان برای ابراز مخالفت خود با موضع وی برای مدت یک دقیه سوت و کف زدند. این عضو بسیج در سوال خود با انتقاد به کروبی گفت: چرا شما که در مقابل توهین به نوه امام اعتراض می‌کنید، وقتی در نشریات همین ها (انجمن اسلامی) به مقدسات توهین شد سکوت ‌کردید؟ چرا افرادی که به پیامبر توهین کردند را به حضور پذیرفتید؟ کسانی که این نشریات موهن را منتشر کرده اند، الان در زندان هستند، که این حق آن هاست! این سخنان با اعتراض شدید جمعیت مواجه شد و دانشجویان حاضر در سالن یک صدا این عضو بسیج را هو می کردند.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر رئیس مجلس ششم در پاسخ به این سوال نیز گفت: به عنوان روحانی و مسئول وقتی کسی به ما رجوع کند می‌پذیریم، مشکل آنها را پی‌گیری می‌کنم، اگر تذکری لازم باشد نیز می‌دهیم. ولی می‌گویند چنین چیزی نبوده و آن ها این کار را نکرده اند. حالا من که قاضی نیستم که داوری کنم. من هم شنیدم که آنها بی گناه هستند.

 

این عضو بسیج در پایان صحبت های خود از مجری خواست میکروفون را در اختیار ستاریان، عضو انجمن بسیجی، قرار دهد. این مسئله با اعتراض شدید دانشجویان مواجه شد و دانشجویان شعار می دادند: «شیخ پور، شیخ پور». به همین دلیل مجری برای اجتناب از بروز درگیری میکروفون را در اختیار مجید شیخ پور، دبیر تشکیلات انجمن اسلامی امیرکبیر و دانشجوی شکنجه شده در جریان نشریات موهن، داد.

 

مجید شیخ پور در ابتدا با اشاره به شوخی که کروبی پیش از این در این جلسه کرده و گفته بود: «ما آخوندها زبانمان دراز است»، گفت: تنها وجه مشترک شما با این خانم در زبان درازی است. چرا که این ها علیرغم آن که قوه قضاییه حکم به بیگناهی دوستان ما داده، همچنان زبانشان دراز است.

 

شیخ پور در ادامه از کروبی پرسید: با توجه به عملکرد بسیار ضعیف احمدی نژاد در اداره کشور، در صورت انتخاب شدن اصلاح طلبان، راهکار شما برای کنترل دولت نهم چیست؟ دولت از تمام نیرویش برای تخریب حداقل آزادی های فرهنگی و سیاسی استفاده کرده و تنها در طول یک سال گذشته بیش از ۱۰۰ دانشجو بازداشت شده اند…

 

کروبی با قطع کردن سخنان این دانشجو از وی خواست با تحمل بیشتر و ادبیات بهتری به سخنان خود ادامه دهد. این دانشجوی بازداشت شده در اردیبهشت ماه سال جاری گفت: ادبیات من تنها یادگاری از بند ۲۰۹ زندان اوین است. اگر شما صاحبان نظام و پیشروان انقلاب هستید، این شمایید که باید در زندان ها باشید، نه جوانان ۲۱ ساله ای مثل احسان منصوری، مجید توکلی یا احمد قصابان. سخنان مجید شیخ پور با استقبال و تشویق ممتد حاضران مواجه شد و دانشجویان شعار می دادند: «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد»

 

کروبی پاسخ داد: من نگفتم که برای اصلا‌حات باید مجموعه دانشجو و روزنامه نگار هزینه آن را بپردازند، باید همه هزینه اصلا‌حات را بپردازید اصلا‌حات هزینه دارد ولی یک هزینه اینکه مراقب باشیم هزینه‌هایی که لا‌زم نیست بر اصلا‌حات تحمیل نشود.

 

وی در مقابل این سوال که «برای کنترل دولت چه برنامه‌ای دارید»، گفت: بگذارید ببینیم نتیجه انتخابات چه می‌شود. ما از الا‌ن که پرچم مخالفت برنمی‌داریم تا داغونمان کنند. ما دنبال مجلس هستیم که خوب، مستقل و نیرومند و فارغ از گرایش‌های سیاسی باشد. دولت می‌داند در برابر مجلس قوی چه کار باید کند. ما می‌گوییم اگر مجلسی خوب تشکیل شود می‌تواند نظارت کند ولی اگر ضعیف باشد ممکن است نتواند مسوولیت خود را انجام دهد.

 

پس از آن ستاریان، یکی دیگر دانشجویان بسیجی، میکروفون را در اختیار گرفت. پس از بیان هر جمله توسط وی دانشجویان حاضر در جلسه یک صدا او را هو می کردند. وی که به شدت عصبانی شده بود در سخنان توهین آمیزی گفت: این ها دانشگاه را با باغ وحش اشتباه گرفته اند. که این سخنان با اعتراض شدید دانشجویان موجاه شد. ستاریان در سخنان خود منتقدین را «نوچه های علی افشاری» که به گفته وی به آمریکا پناهنده شده دانست و گفت: توانچه کمونیست شد در حدی که حتی وجود خدا را منکر شد. دانشجویان شعار می دادند: «بسیجی برو گمشو»، «انجمن بسیجی تعطیل باید گردد».

 

نریمان مصطفوی، نایب دبیر انجمن اسلامی امیرکبیر، گفت: بنا به گفته آقای خمینی مارکسیست ها هم قرار بود در جمهوری اسلامی آزاد باشند که عقاید خود را ابراز کنند.

 

ستاریان در ادامه مدعی شد انجمن اسلامی در سال های اخیر مورد چپاول قرار گرفته و اعلام کرد: ما صاحبان واقعی انجمن اسلامی هستیم و با توجه به وضعیت انجمن های اسلا‌می دانشجویان در دوره اصلا‌حات از آقای کروبی می خواهم که موضع خود را صریحا در مورد افرادی مانند افشاری و جهانبگلو اعلام کنید. ستاریان با اعتراض شدید دانشجویان میکروفون را به مجری داد.

 

کروبی در پاسخ گفت: من مواضعم در سخنرانی‌ها و نوشته‌هایم روشن است و چارچوب ما هم قانون است نه تنگ نظری. من در آن موقع مجلس بودم و این جزو وظایف من نیست، در مسوولیت دستگاه قضایی است. البته نظام متعلق به همه است در حالی که نقد می‌کنید باید از حرف های نسنجیده بپرهیزید و خودتان را به سعه صدر عادت دهید.

 

در پایان موفق کاتب، یکی دیگر از اعضای انجمن اسلامی امیرکبیر، در پرسش خود نگرانی‌اش را از سلا‌مت انتخابات بیان کرد. وی با اشاره به صحبت‌های مهدی کروبی که گفته بود یک ساعت خوابیدم و همه چیز از دست رفت، خطاب به او گفت که در چنین شرایطی شما چگونه می‌توانید تضمین دهید که انتخابات سالمی برگزار شود و آرای مردم محفوظ بماند. این دانشجو همچنین به انتقاد از مصاحبه‌های مهدی کروبی با بخش خبری ۳۰/۲۰ نیز پرداخت و به نحوه بررسی صلا‌حیت توسط شورای نگهبان اعتراض کرد.

 

مهدی کروبی در پاسخ به این دانشجو گفت: باید حضور جدی داشته باشیم تا نیروهای خودسر هر کاری که می‌خواهند انجام ندهند. در انتخابات‌های گذشته در هر جایی که حضور مردم خوب بوده و مردم حساس بوده‌اند، مشکلی پیش نیامده است. ولی چاره‌ای ندارم این را بگویم که در این اواخر دولت اصلا‌حات نیز ضعف‌هایی داشت و اگر با جدیت برخورد می‌کرد آن حوادث روی نمی‌داد. ‌ وی در پاسخ به انتقاد‌هایی که درباره مصاحبه وی با بخش خبری ۳۰/۲۰ می‌شود گفت: به نظر من صدا وسیما در این دوره بازتر و بهتر عمل می‌کند. هر چند که نواقصی دارد ولی البته کمی هم مسوولا‌ن صدا و سیما تحت فشار هستند.

 

رهایی، رئیس دانشگاه امیرکبیر، که قصد داشت با دعوت از کروبی از سویی ژست احترام به عقاید مخالف گرفته و از سوی دیگر این جلسه را به مراسم تخریب کروبی و اصلاح طلبان تبدیل کند، عملا در هر دو مورد با ناکامی مواجه شد. چرا که تلاش وی جهت ترتیب دادن این مراسم منجر به این شد که کروبی استفاده لازم را جهت تبلیغ خود ببرد و دانشجویان منتقد نیز به راحتی از مراسم بر پا شده در آمفی تئاتر مرکزی جهت حمایت از انجمن اسلامی و دانشجویان در بند و همچنین انتقاد شدید از عملکرد مدیریت دانشگاه استفاده کنند.

karrubi-۰.jpg

 

karrubi-۱.jpg

 

karrubi-۲.jpg

 

karrubi-۳.jpg

 

karrubi-۴.jpg

 

karrubi-۵.jpg

 

karrubi-۶.jpg

 

karrubi-۷.jpg

اجتماعی | نوشته شده توسط نسیم | | لینک به این مطلب
چهارشنبه هشتم اسفند 1386
با شما هستم خانم و آقای محترم !
سلام
من یک پیشنهاد دارم. چندی دیگر تبلیغات انتخابات مجلس شروع میشه و بعد از اون هم انتخابات اصلی
شاید خیلی ها (2خردادی ها یا همان جناح چپ یا اصلاح طلبان یا هر نام دیگری) بنابر دلایلی که در انتخابات ریاست جمهوری پیشین شرکت نکردند در این انتخابات هم شرکت نکنند.
ولی نتیجه یک دوره عقب نشینی رو میبینیم ! و آثارش رو بعدها هم خواهیم دید.
هرچند آقایون گرام افتخاراتی که در این چند سال کسب شده رو به اسم خودشون به ثبت می رسونند و غافل هستند که برنامه ریزی اصلی، سیاست گزاری ها و استارت اصلی در چه زمانی زده شده. ملت هم که خوااب، متوجه نمیشن!!!
البته حق دارند، باید به نحوی خراب کاری ها و عقبگردهایی که در این 2-3 سال عاید ملت شده پنهان بشه، عدالتخواهی در عین بی عدالتی باید اثبات بشه ....
بگذریم، گفتنش چه فایده ای داره ؟!
اما پیشنهادم
خیلی از ما، از عملکرد ضعیفمون در انتخابات ریاست جمهوری پشیمونیم . راست گفتن از ماست که برماست
الان هم که انتخابات مجلس
هر چند به حول و قوه الهی و به لطف آقایون بالادست! خیلی از نامزدهای ما به هزار و یک دلیل کاملا بی دلیل!! رد صلاحیت شدند ولی جلوی ضرر بیشتر از این حد رو باید گرفت
حالا هر کسی که ادعای 2خردادی بودن داره یا علاقه مند به بازی های سیاسی هست یا حتی طرفداران دولت ... و سایر احزاب و گروه های سیاسی در هر حد و اندازه ای به معرفی نامزدهای این دوره بپردازن.
تا اینبار از ماست که بر ماست تکرار نشه

خود دانید ...
متفرقه ... | نوشته شده توسط صبا | | لینک به این مطلب
چهارشنبه هشتم اسفند 1386
ليست انتخاباتي شهر تهران محافظه‌كاران در انتخابات مجلس ششم

همه این لیست به جز آقای هاشمی رفسنجانی نتوانستند حداقل آرای لازم برای ورود به مجلس را از سوی مردم کسب کنند.

بعدها آقای حداد عادل با ابطال 700000 رای به عنوان نفر آخر وارد مجلس شد. رتبه آقای احمدی نژاد هم بین 50 تا شصتم بود.

گالری عکس | نوشته شده توسط نسیم | | لینک به این مطلب
چهارشنبه هشتم اسفند 1386
آقاي حداد عادل؛ عزاداري و پودر لباسشويي نويسنده : سيدمصطفي تاج زاده
اعتماد:هنگامي كه رييس مجلس هفتم از خوشحالي ايرانيان از تصويب طرح " تثبيت قيمت ها " در اولين سال تشكيل مجلس هفتم خبرمي داد و مي گفت " وقتي مردم در خيابان از كنار من رد مي شوند ،‌اتومبيل خود را به اتومبيل من نزديك و از مجلس هفتم به خاطر متوقف كردن گراني تشكر مي كنند . ... مردم آنقدر خوشحال شده اند كه وقتي در هر محفلي و مجلسي كه من در آن حضور پيدا مي كنم ، خودشان را به من مي رسانند تااز مصوبه مجلس تشكر كنند ونسبت به پول توجيبي خود احساس امنيت مي كنند " ، از شادي در پوست خود نمي گنجيد وعملكرد اصولگراها را چنان موفق ارزيابي مي كرد كه لازم مي ديد به دولت اصلاحات درس اقتصاد دهد ؛ " پيام مجلس به دولت [ خاتمي ] با ارائه اين طرح آن است كه افزايش قيمت ها راه حل مشكلات اقتصادي و جبران كسري بودجه نيست و دولت به دنبال راه هاي ديگر باشد" ( ايلنا ،‌6/10/83) . آقاي حداد عادل ضمن ابراز همدردي با ايرانيان عليه گران شدن كالاها در زمان آقاي خاتمي چنين داد سخن مي داد :" مردم سالهاست در ابتداي هر سال با گران شدن ناگهاني انواع كالاها مواجه مي شوند و زماني كه قيمت ها اعلام مي شود ، عملاً همه مردم و بويژه كارمندان عزا مي گيرند " . وي نتيجه تحقيقات مجلس هفتم را دربارۀ گران شدن بنزين چنين بيان كرد : " سالهاست به بهانه صرفه جويي در مصرف سوخت قيمت بنزين افزايش مي يابد اما هيچ تأثيري در صرفه جويي و مصرف سوخت نداشته است و معلوم مي شود كه اين قضيه اصلاً پايه و اساس درستي نداشته است " ( ايلنا ،‌6/10/83) .
خشنودي ناشي از تصويب طرح تثبيت قيمت ها در مجلس هفتم منحصر به رئيس مجلس هفتم نبود . آقاي احمد توكلي نيز با افتخار اعلام مي كرد : " طرح تثبيت قيمت ها از درخشان ترين نقاط فعاليت مجلس هفتم است . چه اشكالي دارد كه مجلس كاري كند كه مردم نسبت به نظام اميدوار شوند " (ايلنا، 8/10/83) . همچنين آقاي پيش بين راه يافته جيرفت از اينكه" مجلس هفتم طرح هاي جهاني چون تثبيت قيمت ها را در كارنامه خود دارد " ( ايلنا، 7/3/84) ، به خود مي باليد و آقاي احمدي راه يافته ديگر مجلس هفتم نيزادعا مي كرد : " مخالفت با طرح تثبيت قيمت ها هيچ مبناي علمي ندارد " ( ايلنا 4/10/84) . حتي آقاي مصباحي مقدم براين باور بودكه ، "مجلس طرح هاي مختلف را با كار كارشناسي دقيق و درراستاي بهبود اوضاع اقتصادي جامعه ارائه مي دهد و هيچ يك از طرح هاي تثبيت قيمت ها و كاهش نرخ سود بانكي سياسي نيست ، بلكه اقدامات آقايان [اصلاح طلبان] سياسي است كه براي ذهنيت عامه مردم بحران آفريني مي كنند ... . اين طرح [ تثبيت قيمتها ] به هيچ عنوان منحصر به يك سال نيست و در سالهاي آينده هم ادامه مي يابد .اين طرح دلهره خريد مردم را به آرامش امكان خريد مبدل كرد" ( ايلنا،5/10/83) .
با پيروزي آقاي احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري نهم در نيمه اول سال 84 شادي اصولگراها كامل شد . پوسترهاي تبليغاتي " آبادگران ايران اسلامي "حزب حامي آقاي احمدي نژاد با اين دو شعار مزين شده بود كه در صورت انتخاب وي ،‌ "پول نفت بايد سر سفره هاي مردم ديده شود" و " حداكثر رفاه و نشاط براي همه مردم ايران " . تيتر كيهان نيز به نقل از آقاي احمدي نژاد چنين بود كه ، " پول نفت سر سفره هاي مردم " . مسأله دولت از نظر نامزد اصولگراي رياست جمهوري نهم سر و وضع جوانان و كلاه و چكمه زنان نبود ، ‌مبارزه با مفاسد و مافياي اقتصادي و عدالت گستري بود .
در نيمه دوم سال 84 و با آغاز به كار دولت نهم تبليغات اصولگراها مبني بر اينكه قيمت كالاهايي همچون بنزين ، گاز ، آب ، برق و... را تثبيت و از افزايش بهاي آنها جلوگيري مي كنند ، با وعده هاي آقاي احمدي نژاد تكميل شد كه قيمت مسكن را نصف ،‌ تورم را تك رقمي و بيكاري را نيز نزديك به صفر خواهد كرد .
تلاش دولت نهم در سال 85 معطوف به تشكيل " صندوق مهررضا" ، مانور در زمينه پرداخت وام هاي مسكن ،‌بخشودگي جرائم ناشي از دير كرد پرداخت وام هاي بدهكاران ، تغيير ناگهاني تعرفه ها و واردات بي سابقه كالاهاي مصرفي ، تبليغ ضرورت افزايش جمعيت كشور به 120 ميليون نفر و تداوم سفرهاي استاني براي حل مشكلات مردم به طور رو در رو ازيك سو و تلاش براي انتقال اسرائيل از خاورميانه به كانادا ، استراليا يا اروپا ، انكار هولوكاست و برپايي سمينار در اين مورد در تهران ، وعده وقوع تحول بزرگ جهاني ظرف دو سال و ارائه 20 راه حل براي اداره بهتر جهان و نيز
جشن هاي هسته اي گذشت و اصولگرا يان همچنان با افزايش قيمت بنزين و سهميه بندي آن به شدت مخالفت مي كردند ؛ " دولت و مجلس به طور كلي و مصرانه با موضوع جيره بندي بنزين مخالف هستند " (يحيوي ، راه يافته بروجرد ،ايلنا، 20/1/85) .
با اينكه در سال 85 تعدادي از اصولگراها منتقد اوضاع اقتصادي كشور شدند اما آقاي احمدي نژاد و سخنگوي او همچنان گراني و تورم روزافزون را يا تكذيب مي كردند و آن را "بزرگ نمايي" مخالفان دولت نهم مي خواندند و منتقدان را به خريد از محله نارمك به جاي شمال شهر تهران ارجاع مي دادند يا علت افزايش قيمت ها را متوجه عده اي خاص مي كردند . براي مثال آقاي احمدي نژاد گران شدن محصولات لبني را اشتباه يك فرد خواند كه بزودي برطرف مي شود ،‌ يا يك بانك خصوصي را مسئول افزايش قيمت مسكن ( حدود 100 درصد ) ناميد و ادعا كرد در اين زمينه باندي توطئه گر را وزارت اطلاعات شناسايي و به زودي به ملت ايران معرفي خواهد كرد كه البته هرگز معرفي نشد. تكذيب گراني علاوه بر مردم و ‌اصلاح طلبان ، به تدريج با اعتراض تعداد بيشتري از اعضاي فراكسيون اصولگراي مجلس هفتم مواجه شد كه نمونه اي از آن را ملاحظه مي فرمايند: " كساني كه معتقدند موضوع گراني ها بزرگ نمايي شده را بايد زنبيل دستشان داد تا با تاكسي و وسايل نقيله عمومي خريد كنند ، مستأجر باشند ، روزهاي پاياني قرار دادشان هم باشد تا صاحبخانه بگويد 30 درصد اجاره بها را بايدافزايش دهيد تا بدانند تا در بحث گراني بزرگ نمايي شده است يا خير"(سادات موسوي ، ايلنا ، 7/5/85) .
سرانجام در سال 86 "واقعيات تلخ " جاي " روياها و وعده هاي شيرين " را گرفت . گراني هاي روز افزون و موج انتقادات وسيع مردمي جايي براي انكار گراني ها و ارجاع مردم به نرخ ثابت قيمت ها در نارمك باقي نگذاشت . در اين سال مراجع تقليد نيز به انتقاد علني از دولت و مجلس پرداختند . اين واقعيات اگر چه ادبيات و آرزوهاي اصولگراها را تغيير داد اما آنان به جاي حل مشكلات به انتقاد از يكديگر پرداختند . مجلس اصولگرا دولت اصولگرا را مسبب گراني ها خواند و آقاي احمدي نژاد مجلس هفتم را يكي از دلايل عمده گراني ها ناميد .
قدر مسلم آنكه خوشبيني اصولگراها به حل سريع مشكلات ملي و جهاني پايان يافته است ، چرا كه با وجود يكدست شدن حكومت و افزايش بي سابقه بهاي نفت ،‌ نه تنها مشكلات كشور و مردم بر طرف نشده است ، بلكه گراني و تورم و بيكاري از يك سو و بي كفايتي مديريتي و اجرايي از سوي ديگر ايران در شرايط سخت و ايرانيان در معرض فشارها ، محروميت ها و آسيب هاي گوناگون قرار داده است .
در حقيقت سه سال طول كشيد تا آثار زيانبار تصميم هاي غير علمي و غلط مجلس هفتم و بي تدبيري و سوء مديريت دولت نهم بر اكثريت قاطع مردم و نيز بر بسياري از اصولگراها معلوم شود و آنان مجبور به اقرار شوندكه يا مجلس هفتم لوايح و طرح هاي درست و هماهنگ تصويب نكرده يا دولت نهم فاقد تئوري و برنامه اقتصادي ونيز مديريت ناتوان و ناهماهنگ است يا هر دو ناكارآمدند و نتيجه اين وضع جزگراني و تورم طاقت فرسا نبوده است . در اين ميان يكي دو استثنا پيدا شد . آقاي سبحاني نماينده دامغان غير مستقيم از مردم عذرخواهي كرد با اين عنوان كه "من از بابت اتفاقي كه در مجلس هفتم افتاد ، متأسفم"(اعتماد ،‌3/11/86).ازدولتي ها نيزرئيس كل بانك مركزي سياست هاي اقتصادي دولت را اشتباه و موجب رشد نقدينگي،افزايش گراني و تورم و نيز بيشتر شدن شكاف طبقات فقير و غني خواند .
اكنون به آقاي حداد عادل برگرديم كه در سال 83 آرزوي "ژاپن اسلامي" شدن ايران را در سر مي پروراند و " عيدي سال 84 مجلس اصولگرا به ملت شهيد پرور " را طرح تثبيت قيمت ها مي خواند و در سال 85 وعده مي داد كه ،‌ " ما لبنان را دوباره خواهيم ساخت" (ايلنا ، 25/5/85) . وي از جمله اصولگراياني است كه در سال جاري ادبيات خود را تغيير داده اما به جاي اعتراف به اشتباهات مجلس هفتم ،‌ از كشف هاي جديدي سخن مي گويد كه به عقل هيچ سياستمداري نرسيده است ؛ "مردم از ارزان تر بودن بنزين از آب [ معدني] ناراحتند !" آقاي حداد عادل ديگر نه تنها از " عزا گرفتن همه مردم بويژه كارمندان دولت از گراني هر ساله " سخن نمي گويد بلكه هشدار مي دهد كه " مسئولان نبايد بالش نرم زير سر مردم قرار دهند ! " البته رئيس محترم مجلس هفتم توضيح نداده است كه چگونه و كي به اين نتيجه رسيده است كه افزايش قيمت كالاها راه نجات مشكلات اقتصادي كشور است و چرا گران شدن بنزين در صرفه جويي و مصرف سوخت تأثير دارد ؟ در هر حال كشفيات جديد اصولگراها موجب شد مجلس هفتم برخلاف وعده هاي گذشته خود امسال بنزين را هم گران كرد و هم جيره بندي ! آقاي جنتي نيز با ارائه پيشنهاد دوگانه سوز كردن خانه ها ، معناي واقعي بردن نفت سر سفره مردم را بيان كرد ؛ از آنجا كه دولت اصولگرا نمي تواند به همه خانه ها گاز برساند، بهتر است مردم خود نفت را جايگزين آن كنند و به خانه برند ! از اين جالب تر اقدام انقلابي وزير رفاه دولت عدالت گستر بود كه چون دولت نهم نمي تواند فقر را از ميان بردارد اما مي تواند مانع اعلان خط فقر به مردم شود تا ناراحت نشوند !
اكنون قصد ندارم هشدارهاي اصلاح طلبان دربارۀ وضعيت كشور در صورت حكومت يكپارچه اقتدارگراها و نيزبي پايه بودن تبليغات سوء مخالفان آقاي خاتمي را ياد آور شوم كه دولت اصلاحات را بي توجه به مسائل و مشكلات معيشتي مردم مي خواندند كه تنها به " گفتار درماني" مي پردازد ، تا آنجا كه وي در سال پايان رياست جمهوري اش اعلام كرد : " بعد از من وضعيت كشور را با مديريت اشخاص اهل عمل خواهيد ديد ". آن پيش بيني تحقق يافته است و اصولگراها گر چه با ادعاي اينكه ما براي خدمتگزاري آمده ايم و اختلاف نداريم و گر چه خود را " آبادگر" مي خواندند ، اما بسياري از آنان بالاخره پذيرفتند و اقرار كردند كه هم شديداً با هم اختلاف پيدا كرده اند و هم دولت و مجلس اصولگرا ناكارآمدند . البته عده اي از اصولگراها معتقدند كه مجلس هفتم به علت تصميمات غلط قطار اقتصادي كشور را از ريل خود خارج كرده است . سر مقاله روزنامه اصولگراي جمهوري اسلامي نمونه اي از اين گروه است : " متأسفانه مجلس هفتم از همان ابتدا در چنبره شعارهاي غلط اقتصادي گرفتار شد و با شعار " تثبيت قيمت ها " جريان عادي اقتصادي كشور را كه البته نيازمند اصلاح و ترميم بود ،اما هر چه بود از آنچه با شعار تثبيت قيمت ها پيش آمد ، بهتر بود ، به بن بست خطرناكي مبتلا كردكه راهي براي فرار از آن پيدا نمي شود" (5/10/86) .
جمعي ديگر نيز انتقاد اصلي را متوجه دولت نهم كرده اند كه در مقاله " كشتي بدون قطب نما‌" به تعدادي از آنها اشاره كردم . فقط اضافه مي كنم خدا رحم كرد كه ايرانيان پيشنهاد آقاي احمدي نژاد را جدي نگرفتند و براي مقابله با توطئه استكبار جهاني براي افزايش جمعيت كشور تا 120 ميليون نفر اقدام نكردند . در آن صورت تورم حتماً سه رقمي ، قيمت مسكن پنج برابر ، بيكاري ده برابر و گاز و گازوئيل و نفت و آب و برق نيز جيره بندي و گران مي شد ! حتي با همين جمعيت نيز افزايش بي سابقه و 5/2 برابري قيمت نفت ، نه فقط شرايط اقتصادي كشور و مردم را بهبود نبخشيده است ،‌‌بلكه موجب افزايش 5/2 برابري بهاي زمين و مسكن شده ، قيمت بسياري از كالاهاي ضروري و مصرفي مردم را به همين ميزان گران كرده ، بيكاري را كاهش نداده ، بحران بورس را دو و نيم ساله كرده و نقدينگي را به شكل بي سابقه اي دو برابر نموده است . مهم تر آنكه چشم انداز روشني دربارۀ مهارتورم و گراني و بيكاري و نيز توسعه اقتصادي ميهن دربرابر اكثريت ملت، ‌بويژه قشرهاي محروم قرار نمي دهد . علت آن است كه " كشتي مديريت اجرايي ،‌ تقنيني و نظارتي كشور بدون قطب نما در درياي متلاطم جهاني در حركت است " و مادام كه ناخداي اين كشتي اصولگرايانند ،‌ نفت چه 10 دلار و چه 100 دلار ، سهم ملت ايران از صادرات نفت و گاز ، گراني ، تورم ، ‌بيكاري و افزايش بزه هاي اجتماعي از يك سو و عميق تر شدن شكاف طبقاتي ، توسعه نيافتگي و آسيب پذيري تماميت ارضي كشور از سوي ديگر خواهد بود . با دولت و مجلس اصولگرا ، اگر برف ببارد ، گاز و برق در زمستان قطع مي شود و اگر برف نبارد ،‌آب و برق در تابستان جيره بندي مي شود.
به اين ترتيب :
- درست است كه آقاي احمدي نژاد از وقوع يك تحول بزرگ جهاني نا اميد شده است و كنفرانس هولوكاست با شركت نژادپرستان اروپايي و آمريكايي برگزار نمي كند تا كذب بودن اتهام ناجوانمردانه صهيونيست ها به هيتلر را ثابت كند .
- درست است كه اصولگراياني مانند آقاي نادران از توهماتي از اين قبيل دست برداشته اند كه ، "كاري كرده ايم كه آمريكا و اسرائيل از حل مشكلات داخلي كشورهاي خود هم ناتوان شده اند " (ايلنا ،‌4/6/83) .
- درست است كه آقاي خوش چهره اعتراف مي كند كه ، "در سه سال گذشته سرعت رشد ما از برخي همسايه ها پايين تر بوده است و شكاف ما با كشورهايي مانند تركيه بيشتر شده است .... و دولت نه تنها وابستگي [ به نفت ] را كاهش نداد ، بلكه آن را افزايش داده است " ( سرمايه 20/11/86) .
- درست است كه مجلس هفتم از مواضع و مصوبات خود عقب نشسته است .
- درست است كه به اعتراف آقاي توكلي دولت نهم" غول تورم " را بيدار و جامعه را دچار "بيماري هلندي" كرده است و كشتي اقتصادي دولت آقاي احمدي نژاد قطب نما ندارد و..... .
اما سئوال اين است كه آيا فقط كشتي اقتصادي دولت قطب نما ندارد ولي در ساير زمينه ها مصوبات و مديريت داهيانه اي را در سطح ملي شاهديم ؟ آيا همه قصورها و تقصير ها متوجه آقاي احمدي نژاد و دولت نهم است و مجلس هفتم نبايد پاسخگوي وضعيت آشفته ونگران كننده ميهن باشد؟ مسئوليت آقايان حداد عادل ،‌باهنر و توكلي در اتخاذ تصميمات غلط و متناقض و پر هزينه مجلس هفتم چيست ؟ و چرا مجلس در رأس امور نيست ؟ چرا نه مقامات دولتي ،‌ نه نمايندگان اصولگراي مجلس هفتم و نه حتي آقاي سبحاني توضيح نمي دهند كه دولت نهم در آمد 150 ميليارد دلاري كشور در دوسال و نيم گذشته را چگونه مصرف كرده كه نه پروژه هاي بزرگ و ملي راه اندازي شده است و نه مردم ، به ويژه محرومان ، افزايش قيمت نفت را در بهبود معيشت خود احساس مي كنند ؟
مقاله را با اين سئوال از آقاي حداد عادل به پايان مي برم كه در حال حاضر وقتي كه مردم در محافل و مجالس يا در اتومبيل هاي خود از كنار اتومبيل ايشان رد مي شود ، چه كار مي كنند و به او چه مي گويند؟ آيا از اينكه مجلس هفتم دلهره خريد آنان را در دولت اصلاحات به آرامش خريد در دولت نهم تبديل كرده است از اصولگراها تشكر
نمي كنند و عزاداري خود را پايان يافته نمي خوانند و توضيح نمي دهند كه علت اينكه هنوز رخت عزا از تن در نياورده اند ، اين است كه پودر لباسشويي ناياب شده است ؟ راستي عيدي سال 87 آقاي حداد عادل به مردم چيست ؟
اقتصادی | نوشته شده توسط نسیم | | لینک به این مطلب
چهارشنبه هشتم اسفند 1386
از حجاب ترکیه تا حجاب ایران!

قابل توجه کسانی که فکر میکنند حجاب با زور امکان پذیر است!

در ایران: 

در ترکیه:

گالری عکس | نوشته شده توسط نسیم | | لینک به این مطلب
چهارشنبه هشتم اسفند 1386
متن کامل سخنرانی جنجالی روح‌ الله حسینیان رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی در مورد قتل‏هاى زنجیره‏اى
سپاس خداوند را كه این توفیق را به بنده عنایت كرد كه به خدمت دوستان و عزیزان خودم، محصلین مدرسه‏اى كه حق بزرگى بر گردن ما دارند و ما تا پایان عمر و حیاتمان خودمان را مدیون این مدرسه مى‏دانیم. خدا این توفیق را داد كه خدمت این عزیزان برسم. امیدوار هستم در این مدت كوتاهى كه در خدمت عزیزان هستم، آن‏چه كه مصلحت آخرت ما در آن است، خداوند بر این بنده جارى كند و ان شاء الله در قلوب همه ما هم موثر بگردد.

  سوال فرموده بودند كه: «در مدرسه فیضیه فرمودید كه قضیه قتل‏ها هرگز روشن نخواهد شد، به علت این كه پى‏گیرى قتل‏ها به عهده كسانى است كه روشن شدن قضیه به ضرر ایشان تمام مى‏شود. اگر ممكن است توضیح بیشترى بفرمایید».

       قضیه قتل‏ها مثل این كه گریبان ما را گرفته، هر چه ما مى‏خواهیم فرار كنیم، راه فرارى وجود ندارد. عرضم به حضورتان، اجازه بدهید من اطلاعات بیشترى را در رابطه با ماجراى قتل‏ها در اختیار دوستان قرار بدهم كه جواب خیلى از این سؤالاتى كه قطعا سؤالات بعدى هم در این رابطه هست، روشن خواهد شد و شاید بیشتر وقت مجلس‏مان را هم بگیرد. اما خواهش مى‏كنم كه دقت بفرمایید چون مطالبى كه عرض مى‏كنم، همه سلسله‏اى است متصل به هم و باید همه را در نظر گرفت تا ان شاء الله نتیجه نهایى را بتوانیم بگیریم.

       قبل از این كه این قتل‏ها آغاز بشود، من بیوگرافى آقاى موسوى معروف به آقاى كاظمى البته اسم اصلى‏اش آقاى كاظمى است، در این مصاحبه‏هایى كه آقاى نیازى مى‏كنند و اطلاعیه‏هایى كه سازمان قضایى مى‏دهد، به سیدمصطفى كاظمى یا به اعتبار ما آقاى موسوى (موسوى شیرازى). آقاى موسوى بچه استان فارس است. از همان زمانى كه اطلاعات در سپاه تشكیل شد، در اطلاعات سپاه بود و از همان زمان متهم بود كه با دستگاه آقاى منتظرى،‌ها‌دى و مهدى‌ها‌شمى در ارتباط است. بعد از این كه وزارت اطلاعات تشكیل شد و اداره كل اطلاعات هم در استان فارس تشكیل شد، ایشان به عنوان مسؤول اداره كل اطلاعات فارس انتخاب شدند كه درگیرى درونى از همان جا در استان فارس هم شروع شد و ایشان معروف بود در همان زمان، از بچه‏هاى چپ استان فارس هست. درگیرى بین ایشان و امام جمعه شیراز به اوج خود رسید كه ناچار شدند آقاى موسوى را از شیراز به تهران منتقل كنند و در وزارت هم كه بود معروف بود به چپ‏گرایى. در جریان انتخابات به شدت از جناب آقاى خاتمى حمایت مى‏كرد و این حمایت هم به قدرى افراطى شده بود كه بعد دیگر حتى طرفداران خود آقاى خاتمى هم ناراحت مى‏شدند.

       در این ماجرا، مدتى قبل از این كه این قتل‏ها شروع بشود، آقاى موسوى خدمت آقاى خاتمى مى‏رسد، ناگفته نماند كه براى معاونت امنیت هم از طرف ریاست جمهورى، آقاى موسوى پیشنهاد شده بود به آقاى درى كه ایشان به عنوان معاون امنیت نصب شود اما به ادله مختلف پذیرفته نشد. اما به عنوان معاون معاون امنیت یا جانشین معاون امنیت منصوب شدند. قبل از این كه این قتل‏ها به وقوع بپیوندد، ایشان خدمت رئیس جمهورى مى‏رسد و مطلبى را اعلام مى‏كند و مى‏گوید كه در وزارت اطلاعات سناریویى در حال تدوین است و مى‏خواهند عده‏اى را به قتل برسانند تا باعث سقوط دولت شما بشود. هنوز از قتل‏ها خبرى هم نبود و حتى با یكى از مشاورین ریاست جمهورى هم تماس تلفنى گرفته و این جریان را گفته، كه خوشبختانه نوارش موجود است و ضبط شده این مكالمه. بعد از مدتى قتل‏ها شروع شد. قتل‏ها وقتى كه فروهر و خانمش كشته شدند، رئیس جمهور موضع‏گیرى كرد، مسؤولین دیگر موضع‏گیرى كردند، خصوصا ریاست جمهورى موضع تندى گرفت و هیأت هم از آن زمان شروع به كار كرد. بلافاصله بعدش قتل‏هاى دیگرى هم به وقوع پیوست كه از همان اول این ماجرا را          مشكوك مى‏كرد كه چرا واقعا چنین اتفاقاتى دارد پشت سر هم به وجود مى‏آید. بعد از این كه ماجراى قتل‏ها به اوج خود رسید، خود آقاى موسوى رفت به دفتر رئیس جمهور و گفت كه این قتل‏ها توسط من انجام شده و كشفى هم اصلاً در كار نبود. خود ایشان رفتند گفتند. حتى دو سه روز ایشان را تحویل نمى‏گرفتند و مى‏گفتند دروغ است، مگر مى‏شود آقاى موسوى دوم خردادى طرفدار جبهه دوم خرداد چنین كارى را مرتكب شده باشد؟ نمى‏پذیرفتند و مى‏گفتند باز این سناریو است. تا بالاخره آن‏قدر اصرار كرد كه پذیرفتند.

           نكته بسیار مهمى در بازجویى، آقاى موسوى مطرح كرده است كه باز من عرض مى‏كنم، آخرین حرفش هم همین است. آقاى موسوى علت و انگیزه قتل‏ها را چنین بیان مى‏كند، عین عبارت است كه من حفظ كرده‏ام، ایشان مى‏گویند كه: « تحلیل ما از اوضاع جارى روز این بود كه آقاى خامنه‏اى غیر از امام است و آقاى خاتمى هم به دلیل این كه 20 میلیون راى آورده و بیست میلیون پشتیبان دارد، قدرتش بیشتر از بنى‏صدر است و ما این قتل‏ها را مرتكب مى‏شویم و به گردن آقاى خامنه‏اى مى‏اندازیم و جنگ بین این دو منجر به شكست آقاى خامنه‏اى در مقابل خاتمى خواهد شد ».

       درست ۱۵ یا ۱۶ روز بعد از دستگیرى آقاى موسوى، بنده براى اتمام حجت رفتم دفتر آقاى خاتمى كه با ایشان ملاقات كنم. آقاى ابطحى بدون كم و كاست تحلیلش از اوضاع همین بود و با صراحت به ما اعلام كرد، گفت: «فلانى ببین، آقاى خامنه‏اى غیر از امام است و آقاى خاتمى بیست میلیون نفر پشت سر دارد، آقاى خامنه‏اى 8 میلیون رأى آورد و اگر درگیرى به وجود بیاید، شما مطمئن باشید كه آقاى خامنه‏اى پیروز نخواهد شد». شما ببینید كسى كه خوشبختانه من چند روز بعدش كه رفتم در سپاه سخنرانى كردم، این را نقل قول كردم كه آقاى ابطحى هم رسید به من و گلگى كردند كه چرا یك مطلبى را كه من در جلسه خصوصى گفتم آمدى عمومى گفتى. خوشبختانه كسى هم بود كه نتوانند بعدا انكار بكنند. گفتم شما دارى توطئه مى‏كنید علیه رهبرى، حالا من این مطلب را در یك جلسه خصوصى این ور و آن ور نگویم؟ به هر حال این براى من بسیار مهم بود كه چطور مى‏شود كه كسى كه مرتكب قتل شده و مسؤول دفتر مقام محترم ریاست جمهورى، این حرف را مى‏زنند آیا جز این هست كه باید یك جریان فكرى حاكم بر این جریانات باشد؟ آیا منشأیى غیر از یك منشأ واحد این دو سخن‏گو و این دو نفر باید داشته باشند؟ بعد پى‏گیرى كردم كه خب حالا چه‏طورى مى‏خواستند این ماجرا را گردن مقام معظم رهبرى بیندازند. قتل‏ها را مرتكب شدند. خب قطعا نمى‏گویند كه خود آقا آمده و كشته. گفتند كه آقاى موسوى در بازجویى مى‏گویند كه قرار بود ما این قتل‏ها را به گردن سپاه بیندازیم و بگوییم سپاه این كار را كرده و معلوم بود كه سپاه زیر نظر فرماندهى كل قوا هست و وقتى كه به گردن سپاه بیافتد معنایش این است كه آقاى خامنه‏اى چنین چیزى را دستور داده. درست این مطلبى را كه آقاى موسوى در بازجویى‏اش اعتراف مى‏كند، شب ۲۱ ماه رمضان در مسجد حسین‏آباد آیت الله طاهرى، هنگام سخنرانى یكى از روحانیون جناح چپ «مجمع روحانیون» در مسجد حسین آباد اتفاق مى‏افتد. دست خط مقام معظم رهبرى، واقعا دیدنى است، دست‏خط مقام معظم رهبرى را جعل كردند. البته وقتى دقت مى‏كنیم مى‏فهمیم كه آن دست‏خط نیست. اما تلاش كردند كه نزدیك هم باشد كه خطاب به سردار رحیم صفوى، كه سردار رحیم صفوى این دگراندیشان و نویسندگان روشنفكر، معاند و مرتد هستند؛ شما این‏ها را از بین ببرید. یعنى همان كارى را كه قرار بوده در ماجراى این قتل‏ها انجام بدهند. خوشبختانه این فرد دستگیر شده، یكى از وابستگان سیدمهدى‌ها‌شمى است كه دستگیر شده و اعتراف هم كرده است به جعل این نامه. باز دوباره این دو تا واقعه را وقتى كه كنار هم گذاشتم، اینها را خدمت مقام معظم رهبرى هم من عرض كردم. این دو مطلب را كه گفتم خدمت ایشان هم عرض كردم.    این برنامه اجرا مى‏شود و شایعه عملى مى‏شود و اجرا مى‏شود و حتى جعل مى‏شود. من فهمیدم كه باید یك ماجرایى پشت این قضیه باشد. در همین حین ماجراى آقاى پروازى پیش آمد. آقاى پروازى یك طلبه‏اى است با بچه‏هاى حزب‏الله همكارى مى‏كرد. بعدا درگیر شدند با بچه‏هاى حزب‏الله و ایشان منشعب شد و شروع كرد علیه بچه‏هاى حزب‏الله فعالیت كردن و حرف زدن و صحبت كردن. از این موقعیت گل‏آلود آقاى سعید حجاریان، آقاى امین‏زاده معاون وزیر امور خارجه، آقاى محسن آرمین سخنگوى مجاهدین انقلاب اسلامى، این سه نفر و یك نفر دیگر هم آقاى افشار كه من نمى‏شناسم، هنوز هم نمى‏شناسم، كه چه كسى است، مى‏آیند این طلبه بنده خدا را مى‏برند و تحریكش مى‏كنند و مى‏گویند بیا و بگو كه اولاً حزب‏الله تا به حال چه كارهاى خشونت‏آمیزى انجام داده و ثانیاً بیا و بگو اینها با دستور رهبرى بوده.

           شروع مى‏كند و یك لیستى از كارهایى را كه حزب‏الله كرده‏اند، كجا سینما آتش زده‏اند، كجا چه كار كرده‏اند، مى‏گوید كه مثلاً ده‏نمكى مى‏گفت كه ما از آقا اجازه گرفته‏ایم، فلانى گفته كه ما اجازه گرفته‏ایم. آقاى سعید حجاریان شخصیت خیلى بالایى هستند، بالاخره مشاور رئیس جمهور بود آن زمان، مشاور رئیس جمهورى مى‏نشیند این نوار را پیاده مى‏كند و این مى‏گویندهایش و فلانى مى‏گوید را حذف مى‏كنند و همه این عوامل به قول خودشان خشونت‏آمیز را مى‏گویند ما به دستور رهبرى انجام دادیم و جزوه‏اى چاپ مى‏كند، و براى من هم فرستادند به نام «سخنرانى حجةالاسلام پروازى در جمع رزمندگان بسیج» و پخش كردند و از آن طرف آمدند این بنده خدا، خود بازجویى آقاى پروازى را نگاه كردم، آقاى پروازى مى‏گوید كه من رفتم اعتراض كردم به آقاى حجاریان، كه آقا اولاً بنا نبود شما چنین چیزى را منتشر بكنید، بعد هم چرا صحبت‏هاى مرا تحریف كردید، آمدید بعضى قسمتش را حذف كردید. مى‏گویند خب حالا یك تكذیبیه بده ما مى‏گذاریم در خبرگزارى جمهورى اسلامى، و سر بنده خدا كلاه مى‏گذارند و یك چیزى مى‏نویسد. دوباره بهش برمى‏گرداند و مى‏گوید اینجایش را حذف كن، آن حذف مى‏كند و سه چهار دفعه همین‏طور مى‏آورند و مى‏برندش و سركارش مى‏گذارند و آخر كار بهش مى‏گویند كه قرار است حزب‏الله تو را به قتل برساند و دادگاه ویژه روحانیت هم مى‏خواهد دستگیرت كند، بیا فرار كن و ما در آلمان براى تو جا درست كرده‏ایم و كارهایش را هم كرده‏ایم كه بروى پناهنده بشوى. تا تبریز هم آقاى پروازى را بردند و شایع شد همان موقع كه یك روحانى به آلمان پناهنده شده، هنوز پناهنده نشده، این‏ها آن قدر حماقت كردند كه این را شایعه كردند كه یك روحانى پناهنده شده. خب ما هم حساس بودیم و مدام سؤال مى‏كردیم، كى است. فقط مى‏گفتند یك روحانى است كه به آلمان پناهنده شده و قرار است كه چند روز دیگر با رادیو كلن یك مصاحبه داشته باشد. این طلبه بیچاره بالاخره آدم متدینى بوده، بچه اهل جبهه بوده، آنجا عقل و دینش مانع مى‏شود و مى‏گوید حالا این چه كارى است، حالا اینجا من كار خلافى كردم، بروم كار خلاف‏ترى هم علیه جمهورى اسلامى بكنم كه چى، برمى‏گردد و مستقیما خودش را به دادگاه ویژه روحانیت معرفى مى‏كند و ماجرا را تعریف مى‏كند و واقعا این توطئه كه قرار هم شد(نوار گویا نیست)... خدمت آقا رسید و گریه كرد و عذرخواهى كرد و گفت ماجرا را. آقا هم سفارش كرده بود كه حالا اشتباهى هم  كرده، شما هم در دادگاه ویژه كارى به او نداشته باشید.

        قرار شد سعید حجاریان را دستگیر بكنند. اما متأسفانه تا به گوش آقاى خاتمى رسید، واسطه‏هایى را فرستادند و حتى ظاهرا خدمت مقام معظم رهبرى هم رسیده بود كه خلاصه این مشاور هست و بد مى‏شود براى ریاست جمهورى، دستگیر نكنید. نكردند و اما امیدوار هستیم به هر حال یك روزى این پرونده رو بیاید و سعید حجاریان به میز محاكمه به خاطر این توطئه كشیده بشود.

    واقعا اگر هر كدام از ماها یك چنین برخوردى را كرده بودیم چه مى‏كردند براى این آقاى خاتمى. بنده حدود یك ماه پیش آمدم در مدرسه فیضیه صحبت كردم. بلافاصله رفتند خدمت آقا گله كردند كه فلانى رفته علیه رئیس جمهور در مدرسه فیضیه صحبت كرده، كه دفتر وقتى با من تماس گرفت كه چى گفته‏اى؟ گفتم من چیزى علیه ایشان حرف نزدم. خب بالاخره ما حرف داریم، ما نسبت به حرف‏ها و ادعاهاى ایشان نقد داریم. خود ایشان هم مدعى آزادى هستند. اگر آزادى نیست كه بفرمایید آزادى نیست و ما خفه‏خون بگیریم. اگر هم هست، خب ما هم به اندازه سعید حجاریان و آقاى كروبى بایستى آزاد باشیم و حرفمان را بزنیم. اگر هم خلاف مى‏زنیم، برخورد قانونى بكنند. اگر تهمت مى‏زنیم، یقه‏مان را بگیرند و بیندازند زندان. اگر حرف بى‏ربط مى‏زنیم به قول خودشان بیایند جواب بدهند. آخر چه حرفى است كه من در تلویزیون حرف مى‏زنم مى‏گویند تلویزیون یك وسیله عمومى است. فیضیه خانه من است، من اگر در خانه خودم حرف نزنم، پس كجا باید بروم حرف بزنم. این آقایان مدعى آزادى این قدر بى تحمل و نابردبار هستند در مقابل مخالفین خودشان. به هر حال نگذاشتند سعید حجاریان دستگیر بشود. حالا عرض من این است كه در همین گیر و دار جریان توطئه سعید حجاریان، محسن آرمین و امین‏زاده، مشاورین و معاونین و مسؤولین علیه رهبرى به وقوع پیوست و طرح شد. روزنامه‏ها هم شروع كردند اتهام این قتل‏ها را گردن رهبرى انداختن. حالا من نمى‏خواهم شروع كنم از اول؛ هر كس اهل خواندن روزنامه‏هاى دو خردادى بود، كاملاً مشخص بود همه القایشان این هست كه مى‏خواهند بگویند كه پشتوانه این قتل‏ها رهبرى بوده است.

      تا منجر به دستگیرى سعید اسلامى(نام اصلی سعید امامی) شد. خب سعید اسلامى به قول خود این‏ها مخالف رئیس جمهور بود. چه‏طور تو یك ماجرایى كه آقاى موسوى سردمدارش بوده و موافق رئیس جمهور، یكى از مخالفین رئیس جمهور آمدند چنین كار خلاف قانونى را مرتكب شدند؟ من نفى نمى‏كنم. به هر حال كسى بوده كه مسؤول امنیت كشور بوده مسؤول امنیت وزارت اطلاعات بوده، شاید صدها عملیات برون مرزى در رابطه با منافقین، من جمله بمباران پایگاه منافقین در بغداد سال 74، در حین سخنرانى كه شایعه شد مسعود رجوى هم كشته شده، فرمانده عملیات همین آقاى سعید اسلامى بود.من بعدا كه همه صحبت‏هایش را آقاى نیازى كرد، گفتم آقاى بهرامى شما شاهد باشید، این حرف‏هایى كه آقاى نیازى زد، فردا اگر من بروم مصاحبه كنم و بگویم و اگر ایشان انكار كرد، شاهد باشید. خیلى عملیات داشت و اعتقادش هم همین بود. ایشان كاره‏اى هم نبود در این اواخر و در زمان وقوع قتل‏ها، ایشان به عنوان مشاور بود، مشاورى هم كه دیگر منزوى شده بود و كسى هم استفاده‏اى از او نمى‏كرد. كسى كه مسؤول بود و پرونده حق داشت دستش باشد، خود آقاى «موسوى» بود كه این پرونده‏ها را به‏دست مى‏آورد به عنوان معاونِ معاون امنیت. به هر حال ایشان دستگیر شد و مدتى بعد هم آمدند و اعلام كردند كه آقا خودكشى كرده. بعد از این جریانات، جناب آقاى «نیازى» یك روز تماس با من گرفتند و گفتند كه من مى‏خواهم اطلاعاتى در رابطه با این پرونده در خدمت شما قرار بدهم كه شما، به قول خودشان چون من را فرد دلسوزى مى‏دانستند كه در اشتباه هستم، مى‏خواستند من را از اشتباه خارج كنند. قرارى گذاشتیم در منزل یكى از دوستان. ایشان آمدند توضیح دادند. توضیحاتى كه تمام تحلیل بنده را ثابت مى‏كرد. خوشبختانه جناب آقاى بهرامى یكى از قضات سازمان قضایى آقاى بهرامى، ایشان هم بودند.

         من شروع كردم به سؤال. گفتم آقاى نیازى انگیزه این قتل‏ها چه بوده، واقعا اینها از این قتل‏ها چه انگیزه‏اى داشتند؟ فرمودند كه قصد براندازى داشتند. گفتم قصد براندازى كافى نیست. به عنوان انگیزه بنده نمى‏آیم یك حكومتى را همین‏جورى ساقط بكنم. بنده باید بالاخره یك منافعى داشته باشم، یا حكومت را من بعد به دست بگیرم، یا قوم من به دست بگیرد، یا پدر من شاه بشود، یا باند من بالاخره به حكومت برسند، یا جناح من یا حزب من. همین‏جورى كه آدم نمى‏آید یك حكومتى را قصد براندازى‏اش را داشته باشد. گفت قصد براندازى، درست همان حرفى كه عرض كردم. گفت آقاى موسوى مى‏گوید تحلیل ما این بود كه آقاى خامنه‏اى غیر از امام است، آقاى خاتمى هم بیست میلیون پشتیبان دارد و اگر بین این دو درگیرى بشود، آقاى خامنه‏اى شكست خواهد خورد و ما این قتل‏ها را مرتكب مى‏شویم و گردن رهبرى مى‏اندازیم. گفتم، معذرت مى‏خواهم، گفتم شیخ ساده این چه قصد براندازى است؟ براندازى مى‏آید و مى‏گوید نه آقاى خامنه‏اى نه آقاى خاتمى یك حكومت دیگرى، یك ژریم دیگرى و یا یك فرد دیگرى. نمى‏آید بگوید كه رهبرى باید از بین برود، ولى رئیس جمهور سرجایش باشد.  این را چرا درست تحلیل نمى‏كنید؟ چرا درست سوال نمى‏كنید؟ ایشان جواب مرا دادند كه مصلحت نیست كه ما این قضیه را وارد بحث جریانى كنیم. گفتم آقا مصلحت نیست حرف درستى است. اما این وظیفه تو نیست، وظیفه تو تحقیق درست و ارائه مطالب صحیح به مسؤولین سیاسى است، آنها مى‏دانند كه باید چه كار بكنند. شما قاضى هستید قاضى باید تحقیق بكند و كشف واقعیت بكند و این اصلاً چه معنایى مى‏دهد؟ گفت بله معنایش براندزى است. وقتى نظام اسلامى عمود خیمه‏اش ولایت فقیه است، وقتى كه این شكسته بشود، یعنى نظام ساقط مى‏شود. گفتم آخر این هیچ معناى براندازى ندارد.

           این همان حرفى است كه بنده دارم گلوى خودم را پاره مى‏كنم مى‏گویم بابا بیایید این جریان را ریشه‏یابى بكنید و ببینید كه چه جناحى نفعش بوده است كه این قتل‏ها را مرتكب شود. ایشان این جورى جواب ما را دادند. واقعا نتوانستند جواب بدهند. هنوز هم آقاى موسوى مى‏گوید انگیزه ما این بود كه رهبرى در مقابل رئیس جمهور شكست بخورد و آقاى بهرامى هم شروع كردند حمایت كردن كه حرف فلانى درست است و این غیر از براندازى است.

         در مورد جاسوسى، گفتم آقاى نیازى چه دلیلى شما براى جاسوسى دارید؟ ایشان فرمودند كه آقاى سعید اسلامى در سال ۵۶ و ۵۷ سال آخر دبیرستان و اول دانشگاه در آمریكا درس خواندند و در منزل دایى ایشان كه وابسته نظامى ایران در آمریكا بوده. سؤال كردم، غیر از این چه دلیل دیگرى دارید؟ باز فرمودند كه تحلیل سیاسى قطعى ما این است كه جاسوس بوده است. گفتم شما قاضى هستید، حق ندارید تحلیل سیاسى بكنید. تحلیل سیاسى را باید به سیاسى‏ها واگذار بكنید. دلیل قضایى شما چیست؟ بعد شروع كردم به اشكال كردن، گفتم ببینید آقاى نیازى، سال 56 و 57 آقاى سعید اسلامى چند سالش بود؟ گفت ۱۹ سال. گفتم سال ۵۶ و ۵۷ تا بهمن ۵۷ آمریكا چهل هزار مستشار نظامى در ارتش و ساواك ما داشت و آیا عاقلانه است كه آمریكا با چهل هزار مستشار كه همه‏شان یك مملكت در دستشان بوده، بیاید یك جوان ۱۹ ساله‏اى كه آن هم در آمریكا مشغول به تحصیل است، جاسوس بكند؟

    گفت به هر حال این تحلیل ما است. گفتم این حرف‏ها را نزنید. آبروى كسى كه خدمت به جمهورى اسلامى را كرده مى‏برید و بعدا مى‏گویید تحلیل ما این است. بعدا جواب خدا را چه مى‏دهید؟ گفتم دلیل دیگرى دارید؟ گفت در این رابطه تحلیل ما این است. حتى من خیال كردم آقاى نیازى همه ادلّه خودش را نگفته. سؤال كردم آقاى نیازى به هر حال من هم قاضى بودم در این كشور 18 سال قضاوت كردم. سخت‏ترین جاها و امنیتى‏ترین پرونده‏ها هم بنده رسیدگى كردم. هیچ كس هم نمى‏تواند ادعا بكند به اندازه من امنیتى‏ترین پرونده‏ها را رسیدگى كرده. جاسوس دو تا دلیل دارد. یكى سر پل هست كه دارد و یكى هم ابزار جاسوسى. سر پل به این معنا كه بنده یا كسى كه جاسوس است باید اطلاعات را از اینجا بگیرد و به شخص ثالثى منتقل بكند كه او به مركز جاسوسى خودش مخابره كند. گفتم آیا سرپلى گرفتید؟ گفتند نه. گفتم آیا شناسایى كردید كه هنوز دستگیر نكردید؟ گفتند نه. گفتم آیا ابزار و ادواتى گرفتید؟ گفتند نه. گفتم آخر پس چه‏طورى مى‏آیید چنین ادعایى مى‏كنید؟ من خیال كردم كه آقاى نیازى واقعا همه اطلاعات را نمى‏خواهد به من بگوید. خدمت آقاى‌ها‌شمى رفسنجانى بعد از این ملاقات رسیدم و همین تحلیل خودم را ارائه دادم. آقاى‌ها‌شمى فرمودند كه نه.  

   همین جمله را هم گفتم، گفتم من خیال كردم كه شاید آقاى نیازى نخواسته همه ادلّه جاسوسى را به من بگوید، گفتند نه اتفاقا خدمت مقام معظم رهبرى هم كه بودیم، وقتى سران سه قوه تشكیل جلسه دادند آقاى نیازى ادله جاسوسى‏اش را همین‏ها مطرح كردند و من ایراد گرفتم و گفتم آقاى نیازى این‏ها دلیل بر جاسوسى نیست و آقاى نیازى هم تا پایان نتوانستند پاسخ بدهند و آخر هم مقام معظم رهبرى فرمودند كه آقاى نیازى بالاخره شبهه‏ى آقاى‌ها‌شمى جواب داده نشد. این عین عبارتى بود كه آقاى‌ها‌شمى طرح كردند.

      بعد مطلب بسیار ناراحت‏كننده اینجاست. پرونده در مسیر غیرطبیعى خودش متأسفانه قرار مى‏گیرد.

    بازجوهاى این‏ها چه كسانى هستند؟ دو نفر از بچه‏هاى چپ وزارت اطلاعات. من حالا كارى ندارم به سابقه این‏ها. من خوب مى‏شناسم این دو نفر را. یك نفر به نام مجتبى و یك نفر به نام مهدى، این دو نفر بازجویى‏هایى هستند كه هر پرونده‏اى كه دستشان بود، زمانى كه من مسؤول رسیدگى به پرونده‏هاى وزارت اطلاعات بودم، وقتى كه پرونده‏هایى كه این‏ها بازبینى كرده بودند، مى‏گفتم از اول بازجویى بكنید. این‏ها اول سوژه را پدر یارو را در مى‏آوردند، آخر سر هم هیچ چیزى از آن در نمى‏آورند.

      گفتم من كار به این‏ها ندارم؛ ولى این دو نفر از بچه‏هاى چپ وزارت اطلاعات هستند. چه طور شما این پرونده‏اى را كه این قدر حساس هست داده‏اید دست بچه‏هاى چپ. ایشان فرمودند كه گفتند كه این‏ها را كه من تحقیق كردم و دیدم بله، متأسفانه باز پرونده دست همان جناحى افتاده است كه نمى‏خواهند كشف شود این مسأله و بعد از این حرف‏ها آمدند یك راستى را هم انتخاب كردند. كسى را انتخاب كردند، یك فردى را كه با این آقاى سعید اسلامى دشمن خونى بود. به قول خود بچه‏هاى وزارت اطلاعات مى‏گفتند بارها این سعید اسلامى از دست این گریه كرد. حالا همین آقا را این اواخر گذاشته بودند براى بازجویى او. همه كارها را آقاى عباد یا  آقاى «على ربیعى»، مشاور امنیتى رئیس جمهور انجام مى‏دادند، حتى جناب آقاى یونسى هم كه وزیر اطلاعات بودند، از این ماجرا خبر نداشتند كه این بازجوها را گذاشتند، بعدا كه رفتند و شروع به كار كردند، فهمیدند كه این بازجوها را از بالا گفتند كه بگذارید براى رسیدگى به این پرونده. این ضعف قوه قضایى ماست. اگر قوه قضایى ما یك قوه مقتدرى بود، اجازه نمى‏داد پرونده در دست جناحى باشد كه خودشان متهم هستند به اصل این ماجرا.

      وقتى من اعتراض كردم به آقاى نیازى كه چرا شما آمدید این بازجوها را گذاشتید؛ ایشان فرمودند كه درست است این‏ها چپ هستند اما چپ‏هاى متدین هستند. گفتم برادر، من نمى‏گویم بى‏دین هستند، وقتى كه من از یك جناحى باشم دلم نمى‏خواهد علیه جناح خودم در بیاید. هر چند هم متدین باشم، نمى‏روم دنبال آن براى كشف. بنده را بگذارید، بنده هم نمى‏روم دنبال متدینین و به قول خودم اصول‏گرایانى كه مثلاً تو این جریان هستند. مى‏روم دنبال دیگرى. كسى باید باشد كه بى‏طرف باشد. واقعا حق مطلب و واقع قضیه را بخواهد در بیاورند. این كه افرادى كه خودشان جناحى فكر مى‏كنند و جناحى عمل مى‏كنند، ایشان در جواب من مى‏گویند كه مقام معظم رهبرى فرمودند كه «آقاى خاتمى مطمئن بشوند، اطمینان آقاى خاتمى جلب بشود.» این امر هست كه باعث شد كه ما اینها را بگذاریم. یعنى ما قبول كنیم. خودشان كه نخواستند، گذاشتند برایشان و یكى هم این كه مقام معظم رهبرى فرمودند كه این سرنخ خارجى دارد، بالاخره ما باید این را كشف كنیم. گفتم برادر عزیز، مقام معظم رهبرى فرمودند كه دارد، نگفتند كه این بنده خدا سعید اسلامى است، نگفتند توى وزارت اطلاعات است. آنها مى‏خواهند سر تو را شیره بمالند كه بله ما مثلاً پیرو دستور مقام معظم رهبرى یا منویات مقام معظم رهبرى دنبال كشف جاسوس هستیم. نه آقا جاسوس هم هست، قطعا جاسوس هم نمى‏آید داخل وزارت، خارج از این هست. ممكن از طریق غیرمستقیم نفوذ كردند و این كار را انجام دادند.

     راجع به خودكشى‏اش سؤال كردم كه سعید اسلامى توسط چه چیزى خودكشى كرد؟ ایشان فرمودند «دارو». گفتم ببینید، 70 نفر از بچه‏هاى اطلاعات رفتند داخل غسال‏خانه و جنازه ایشان را دیدند. معذرت مى‏خواهم، مى‏گویند دارو هم استفاده كرده و خودش را هم تمیز كرده بود. چند بسته شما به ایشان دادید؟ مى‏گویند «یك بسته». مى‏گویم خب یك بسته چقدر باقى مى‏ماند كه خورده باشد و مرده باشد؟ مى‏گویند، دكترها گفته‏اند كه محلول یك استكان. گفتم آخه باباجون، آخه ما خودمان یك زمان قاضى بودیم، یك زمانى زندان‏بان بودیم. تاكنون صدها نفر واجبى خوردند و نمردند. آخه چه طور با یك استكان آن هم كه شما مى‏گویید كه بلافاصله بردید به بیمارستان و شستشو دادید، این خورد و مرد؟ مى‏گوید نه نمرد، 4 روز زنده ماند و خوب شده بود. حتى تماس هم گرفتند با ما كه بیایید و ببریدش كه یك مرتبه اعلام كردند كه ایست قلبى پیدا كرده و بیایید و ببرید كه تمام كرد.

     گفتم آخه جاى تحقیق دارد. اولاً من نمى‏گویم نخورده، شاید، شاید خط بهش دادند همان بازجوهایى كه چپ بودند و كسانى كه پرونده دستشان است، این كار را بكن، بیا بیرون نجاتت مى‏دیم، چون خودش هم گفت، گفت آنجا داد و بیداد مى‏كرد و مى‏گفت آقا به داد من برسید، پدرم را درآوردند، كشتنم، شكنجه‏ام مى‏كنند. توى بیمارستان داد و فریاد مى‏كرد. شاید واقعا همین خطى به او داده‏اند و بعد آورده‏اند بیمارستان، آمپول هوا بهش زدند، سكته كرده. تحقیق كنید، بررسى كنید. آخه سعید اسلامى آدمى نبود كه خودكشى كند. ما مى‏شناختیم سعید اسلامى را. به هر حال جواب قانع‏كننده‏اى آقاى نیازى واقعا براى این مسأله نداشتند و ندارند. همین هم پیش‏بینى شده. یكى از عواملى هم كه باعث شد بنده به ختم سعید اسلامى بروم همین هست كه همان وقتى كه این جریان اتفاق افتاد به دوستان گفتم كه اینها مى‏گویند سعید اسلامى از جناح راست بود، متهم شماره یك هم بود و همه قتل‏ها هم زیر سر ایشان بود و خودشان كشتنش كه قضیه را تمام كنند و سرنخ را قطع بكنند.

      همین جور هم شد. شما نمى‏دانم اهل روزنامه‏هاى دوىِ خردادى هستید، مى‏خوانید یا نه، از روز خودكشى تا آخر شروع كردند این را القاء كردن كه سعید اسلامى را كشتند! بر عكس ما باید مدعى باشیم، بگوییم آقا پرونده در دست دوىِ خرداد بوده، اگر كشتند، همان دو خردادى‏ها كشتند، چرا كشتند؟ اما آنها واقعا عین این جریان دانشگاه خودشان به وجود آوردند حالا مى‏گویند و مدعى شدند. نمى‏دانم پریروز خواندید یا نه در روزنامه «صبح امروز». مى‏گوید این جریان دانشگاه به وجود آمد كه جناح راست، جناح محافظه‏كار، دست به یك كودتا بزند. واقعا پررویى، بى‏شرافتى، هر چیزى از این قبیل آخر تا چه حدى، كه خودشان یك ماجرایى را به وجود بیاورند و خودشان هم مدعى مى‏شوند و همه اینها واقعا پیرو و دنبال همان قضایا هست. برادران آدم نمى‏داند به كى درد دل بكند.

    آقاى سعید حجاریان، من واقعا در جریان نبودم. چند وقت پیش شك كردم و گفتم این سعید حجاریان كه خط و خطوط اصلى را داده ببینیم كى هست، به بعضى از دوستان گفتم و به پرونده‏اش نگاه كردیم، سعید حجاریان خانمش هشت سال به خاطر عضویت در سازمان مجاهدین خلق قبل از انقلاب محكومیت زندان دارد. برادر خانمش ده سال محكومیت دارد. حالا یك كسى این‏جورى مى‏آید مشاور رئیس جمهورى مى‏شود، همه خط و خطوط را آن مى‏دهد، كمیته شایعه و كمیته اجرایى را او هدایت مى‏كند و درست مى‏كند و آن ماجراها و این اتفاقات را دارد براى كشور هر روز بحران به وجود مى‏آورد. هیچ‏كس هم نیست كه به داد این ملت برسد، به داد این حكومت برسد، به داد این انقلاب برسد كه بابا بیایید اقلاً سابقه این سعید حجاریان را به مردم بگویند. واقعا بنده آن تحلیلى را كه از اول داشتم با آخرین اطلاعاتى كه آقاى نیازى به بنده دادند، همان تحلیل است و این قتل‏ها و ماجراها،   آقاى موسوى حتى نام یكى از روحانیون مجمع را برده و گفته ما بعضى از كارهایمان را در این قتل‏ها با این‏ها مشورت كردیم. خب چرا نمى‏آیند این آقا را احضارش بكنند و با او برخورد بكنند و در بیاورند این مطلب را ؟

    اگر از جناح راست كسى این حرف را مى‏زد، پدرش را در مى‏آوردند. واقعا آدم نمى‏داند كه چرا در حكومت اسلامى رهبرى این قدر مظلوم باشد. البته عزت و ذلت دست خداست. این همه علیه رهبرى اینها فعالیت كردند، تبلیغ كردند، دیدید كه تا مردم احساس نگرانى كردند، چگونه از رهبرى حمایت كردند و چه جمعیتى در تهران آمده بود كه بى‏شك بنده مى‏توانم ادعا بكنم كه بعد از بیست و دوى بهمن كه هر سال جمعیت فراوانى مى‏آید، بعد از فوت حضرت امام و تشییع جنازه امام(ره) تاكنون چنین جمعیتى به حمایت رهبرى و نظام و انقلاب جمع نشده بودند. عزت و ذلت دست خداست. اما ما هم یك وظیفه‏اى داریم. به هر حال آن چیزى كه بنده به نظرم رسید و به نظر مى‏رسد گفته‏ام، خواهم گفت و مى‏دانید كه اینها خرج هم دارد چاره‏اى هم نیست. به هر حال یك كسى دست داده، یكى پا داده، یكى جان داده، یك كس هم باید آبرو و شخصیت خودش را بگذارد و بیاید و از رهبرى دفاع بكند. واقعا آدم غمگین مى‏شود كه در زمانى كه حكومت مال اسلام است، باز اسلام اینقدر مظلوم است.

    من یك نكته دیگرى هم... (یكى از حضار سوال مى‏كند. مفهوم نیست، ظاهرا سوال این است كه در چنین شرایطى چرا مقام معظم رهبرى با این جریان برخورد نمى‏كند؟     مقام معظم رهبرى به نظر مى‏آید كه واقعا بهترین درایت را نشان دادند. فرض كنید یك سال قبل همین موقع مقام معظم رهبرى مى‏خواست خودش را وارد صحنه بكند و درگیر بشود، چه اتفاقى مى‏افتاد؟ آیا ذهن‏هاى حتى شماها هم آمادگى داشت تا مثلاً الان؟ قطعا این‏جور نبود. مقام معظم رهبرى با درایت كامل این پرونده را، بالاخره این پرونده هم جورى نیست كه همیشه مخفى بماند. یك روزى این جریانات كشف خواهد شد و رسوائیان رسوا خواهند شد و خدا هم همیشه «من غیر لا یحتسب» حامى و پشتیبان است. خود بنده واقعا عرض مى‏كنم هیچ حدس نمى‏زدم یك چنین جمعى، مى‏دانستم جمعیتى مى‏آیند و خود من اگر دویست هزار جمعیت، به هر حال رهبرى است، ولى خیلى بیش از این حرف‏ها بود. واقعا یك دستى غیبى پشت این انقلاب است.

    رهبرى هم صحیح دارند عمل مى‏كنند. زمان حضرت امام هم همین طور بود. حضرت امام تا نهایت آن جایى كه امكان داشت، از بنى‏صدر حتى حمایت مى‏كردند و تا آن روزهاى آخر هم امام مى‏فرمودند: «بنى‏صدر، رئیس جمهور ما، پسر ملاى بنى‏صدر همدانى است.» مصلحت هم نیست كه حالا نظام با، جمله‏اى كه خود مقام معظم رهبرى به من فرمودند این كه رهبرى یك وظیفه‏اى دارد كه دولت و رئیس جمهور خودش رو كه نمى‏تواند بیاید درگیر شود، و به من هم این اخطار را كردند و گفتند كه شما خودتان مى‏دانید، ولى بنده به هر حال باید از كیان دولت حمایت بكنم و اگر بخواهم چیزى بگویم، البته ایشان تأكید كردند و فرمودند تا زمانى كه دولت رویاروى انقلاب و اسلام قرار نگرفته من وظیفه خودم مى‏دانم كه مثل حضرت امام از دولت حمایت بكنم و شما یك وقتى خلاصه مواظب خودتان باشید، اگر علیه دولت و رئیس جمهور چیزى گفتید، به خودتان مربوط مى‏شود. خب من پاى همه چیزها ایستادم و روزى كه 15 اسفند بود، این خاطره فراموش‏نشدنى، همین اعتراض شما را من به مرحوم بهشتى كردم و آمده بودند و شعار مى‏دادند مرگ بر بنى‏صدر. كفایت سیاسى را طرح كرد، تصویب كرد و حتى موافقین بنى‏صدر هم جرأت نكردند مخالفت بكنند و رأى ممتنع دادند و به راحتى و خیر و خوشى قضیه حل شد و تمام شد.

      حالا من از ماجراى روز یكشنبه(۲۰/۴/۷۸) دفتر آقا مطلبى را خدمت شما عرض بكنم، كه شما مطمئن باشید كه مقام معظم رهبرى حساس هست و خودش دارد به خوبى هدایت و رهبرى مى‏كند. ببینید توى جریان چهارشنبه [23 تیر] واقعا جمعیت بى‏انتهایى كه شركت كرده بود، من یك ساعت تمام در یك خیابان جمعیت با سختى عبور كردم، یك عكس آقاى خاتمى بود؟! این خیلى پیام داشت. این جمعیت، همه عكس‏هاى مقام معظم رهبرى بود.

      عصر روز یكشنبه در هیأت دولت بحث مى‏شود و سه تا تصمیم مى‏گیرد. یك: روزنامه سلام باز شود. دو: آقاى لطفیان بر كنار شود. سه: فرماندهى تام‏الاختیار نیروهاى انتظامى به دست وزیر كشور سپرده شود.

          این ماجراها توطئه‏اى بود همش براى همین و وزارت اطلاعات را كه اینها داغون كردند، وقتى سعید حجاریان سخنرانى كرد و گفت كه ما سنگرهاى نظام را یكى بعد از دیگرى در حال فتح كردن هستیم. من آن زمان هشدار دادم، مصاحبه كردم گفتم مواظب باشید این حرف سعید حجاریان معنادار است. وزارت اطلاعات را داغون كردند و گرفتند. سپاه را كه از همان اول این‏قدر با آن برخورد كردند كه به اصطلاح خودشان، نظرشان این است كه فرماندهان را وادار به سكوت كردند. این نیروى انتظامى مانده بود. همه این نقشه‏ها هم براى این بود كه نیروى انتظامى را زیر سلطه خودشان قرار بدهند. نمى‏دانیم واقعیت دارد یا ندارد. حتى آقاى تاج‏زاده را در نظر گرفتند به عنوان فرمانده نیروى انتظامى منصوب بكنند(خنده حضار). این سه تا اصل را هیأت دولت تصویب مى‏كند و با دفتر آقا تماس مى‏گیرند كه سه نفر از وزراء با آقا كار دارند. آقاى یونسى، آقاى شمخانى و آقاى مظفر. سه نفر را مى‏فرستند خدمت آقا. مطالب را خدمت آقا مطرح مى‏كنند.

 آقا مى‏فرمایند كه آقاى یونسى تو چرا آمدى شكایتت را پس گرفتى؟ یعنى چه روزنامه سلام باز بشود؟ آخه چه كشورى است شما درست كردید، كه نامه «محرمانه» او باید سر از روزنامه سلام در بیاورد، روزنامه‏ها بزنند، این چه مدیریتى است؟   شما اصلاً مدیریت ندارید. تا یك خطرى احساس كردید آمدید و عقب‏نشینى كردید و شكایت خودتان را پس گرفتید

  . این آقاى یونسى. اما یكى دیگر این كه آقاى لطفیان را بردارید. آقاى لطفیان چه گناهى مرتكب شده؟ اگر دلیل دارید، دلیلى ثابت مى‏كند كه آقاى لطفیان باید برداشته شود، خب بگویید. من بر مبناى شرع عمل مى‏كنم و اگر بى‏گناهى هم دلیل است، خب بگویید، پس باید وزیر كشور هم برداشته شود. همان اندازه آقاى لطفیان در این قضیه نقش داشته كه به قول شما وزیر كشور داشته، خب آن هم باید برداشته شود و ثالثاً، من فرماندهى را سپرده‏ام به دست وزارت كشور، كجا وزارت كشور دستور داده، تمرّد كرده نیروى انتظامى كه من برخورد كنم. یك مورد شما بیاورید. خلاصه مقام معظم رهبرى آن‏چنان با قدرت با این سه نفر نمایندگان هیأت دولت برخورد مى‏كنند كه اینها مى‏روند و گزارش را به آقاى خاتمى مى‏دهند و آقاى خاتمى وحشت مى‏كند. خب فردا هم كه قرار است آقا صحبت بكنند. اگر همین برخوردى را كه در جلسه خصوصى كردند، فردا هم در جلسه سخنرانى عمومى بكنند، دیگر هیچ چیزى از دولت باقى نمى‏ماند. شبانه دست به دامن آقاى‌ها‌شمى شدند و آقاى‌ها‌شمى را فرستادند خدمت آقا كه آقا بالاخره فردا كوتاه بیا و آبرویمان را نبر كه آقا فرمودند: «نه من كه نمى‏خواهم با دولت خودم در بیفتم. منتها آقایان چرا این طورى برخورد مى‏كنند؟ من بالاخره تمام تلاشم بر این است كه كشور آرامش داشته باشد. دولت كار خودش را بكند. مشكلات دولت را من دارم كمك مى‏كنم كه حل بشود. اما آقایان به جاى این كه مشكلاتشان را حل كنند، خودشان مى‏آیند براى خودشان مشكل درست مى‏كنند.»
به هر حال مقام معظم رهبرى، شما مطمئن باشید كه در جریان امور هست و راه صحیح و با درایتى انتخاب كرده‏اند. ان شاء الله حقایق براى مردم و مؤمنان روشن می شود.

سیاسی | نوشته شده توسط نسیم | | لینک به این مطلب