چون نام انجمن
حجتیه با نام شخ محمد حلبی (موسس این گروه) پیوند
خورده است، اشاره مختصری به زندگی او می
نماییم:
شیخ محمود حلبی، از روحانیان سیاسی ای
بود که در جریان جنبش ملی نفت سخنرانی های بسیار
آتشین در تهییج مردم و در حمایت از آیت الله
کاشانی ایراد می کرد، اما به واسطه بروز اختلاف
بین رهبران نهضت ملی شدن نفت به یکباره فروکش
نموده و سیاست را رها کرده است و مثل خیلی از
نیروهای انقلابی مذهبی که از ادامه فعالیت های
سیاسی ناامید شدند او نیز به این نتیجه رسید که
عرصه سیاست را به سیاستمداران باید بخشید.
او
در آغاز روحانی هیأت مسلم بن عقیل[1] به عنوان
مأمور تحقیق و پژوهش پیرامون بهاییان
شد.[2]
ایشان مقارن با کودتای 28 مرداد سال
1332، انجمن حجتیه را به انگیزه و مبارزه با فرقه
بهابیت، تاسیس کرد.[3]
این انجمن دارای یک
ساختار تشکیلاتی پیچیده سراسری و کمیته های:
تدریس، تحقیق، نگارش، ارشاد، ارتباط با خارج و
کنفرانس ها، بود که همه این ها، زیر نظر هیأت
مدیره، به ریاست شیخ محمود حلبی کار می کردند.[4]
، [5]
عقاید انجمن حجتیه:
1. تحلیل
ناروا درباره علائم و نشانه های ظهور حضرت حجت مثل
حدیث:"خداوند دنیا را از عدل و داد پر می کند،
همانطوری که پر از ظلم و جور شده باشد[6] ،
[7].
لذا انجمن در بسیاری از نشریات خود تصریح
کرد که یکی از نشانه های ظهور حضرت قائم (ع) این
است که در اثر شیوع گناه و فحشا انسان بدترین خلق
خدا در روی زمین می شود و خداوند آنها را به سه
بلا دچار می کند، جور سلطان، قحطی زمان، ستم
حکام.[8]
2. در ارتباط با رابطه دین و سیاست،
معتقد بودند: دین از سیاست جداست، عمده ترین محور
تفکر سیاسی انجمن این بود که در زمان غیبت امام
عصر (ع) ورود دین به عرصه ی سیاست اشتباه است، این
تفکر هم در اساسنامه آنها آمده و هم در جلساتشان
از آن تبلیغ می شد و هم شرط عضویت در انجمن بود و
مخالفت با آن موجب اخراج از انجمن می شد.[9]
3.
در ارتباط با تشکیل حکومت دینی قبل از ظهور امام
عصر معتقد بودند: امام زمان (عج) رضایت به تشکیل
حکومت نمی دهد و هر حکومت دینی، منجر به شکست می
شود و تشکیل حکومت سد باب مهدویت و حکومت جهانی
است.[10]،[11]
4. انجمن نسبت به مبارزه با هر
حاکم ظالم، معتقد است که در روزگار غیبت، ستیز و
نبرد انسان منتظر، کمتر آشکار است. زیرا که باید
نیروها و سلاح ها و امکانات و تجهیزات را برای آن
جنگ بزرگ نگه داشت... پس نیازمند استتار و اختفا
می باشد و از آن بالاتر نیازمند بردباری و شکیبایی
است؛[12] ازاین جهت به شدت با نهضت امام خمینی
(رضوان الله تعالی علیه) مخالف
بودند.[13]
عملکردهای انجمن:
1.مبارزه
با فرقه ی ضاله ی بهائیت،
2. مبارزه با پپسی
کولا، با جایگزینی کوکاکولا و کانادا، به جای
آن.
3. مبارزه با فیلم های سینمایی، با پخش
فیلم های کمدی به جای آن،
4. مخالفت با اهل
سنت، با ترویج فضایل امیرالمؤمنین (ع) در شجاعت،
با پخش عکس های متناسب با آن،
5. مخالفت با
فلاسفه و عرفا، به تبع مخالفت با فلسفه و عرفان و
بدعت شمردن آن دو.[14]
6مخالفت با قیام و نهضت
امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی مردم ایران
.
این افکار و رفتار در نهایت باعث شکست انجمن
شد، چون انجمن که تا نزدیک انقلاب، راهپیمایی ها و
امام را محکوم می کرد، با پیروزی انقلاب، شکست
خورد و تشکیلات آن حدود پنج شش ماه دچار تحیر و
حیرت گردید و پس از آن یک دفعه تغییر موضع داد و
به تدریج جلسات آن تعطیل شد و بر اثر فشار عده ای
از اعضای آن تغییر اساسنامه داد.[15] و در پی
سخنرانی امام خمینی(ره) در 5 مرداد سال 1362بطور
رسمی اعلامیه تعطیلی داده است. هر چند به صورت غیر
رسمی ممکن است دارای فعالیت
باشد.
جهت مطالعه بیشتر به کتاب "حزب قاعدین زمان" نوشته "ع.باقی" مراجعه شود.
------------ --------- --------- --------- --------- ------
[1]
یکی از هیئت های تحت پوشش مؤتلفه
اسلامی.
[2].جریان شناسی انجمن حجتیه،سید ضیاء
الدین علیانسب، سلمان علوی نیکو، صص 13، 14، 15،
16 و 17.
[3].همان، ص 17.
[4].همان، ص
97.
[5].برای آشنایی بیشتر با کار کمیته ها،
ر.ک: همان، صص 97 و 98.
[6]. این روایت با
عبارات متعدد در منابع روایی ما آمده است: اصول
کافی، ج 1، ص 341؛ بحارالانوار، ج 3، ص 268، ج 36،
ص 359، ج 51، ص360، ج 52، ص 151.
[7].برای
تحلیل صحیح روایت، ر.ک: همان، صص 67 و
68.
[8].همان،ص 54.
[9].همان، صص 75، 76، 77
و 78.
[10].همان، ص 78.
[11].برای رد این
دیدگاه، ر.ک: نظر امام (رضوان الله علیه) و شهید
باهنر . همان، صص 78، 79 و 80.
[12].همان، ص
57. آنان برای اثبات این دیدگاه به روایت تقیه،
مبارزه علمی، اعتقادی و تقلید، تمسک می جستند، جهت
آگاهی از دلایل رد این دیدگاه، نک: همان، صص 78 -
89.
[13]. برای آگاهی از مخالفت های انجمن با
امام خمینی ره، ر.ک: همان، صص 143 -
172.
[14].همان، صص22،24و94.
[15].همان، صص
27و 28و 31و 37و 55و 113و 145و 147.
به گزارش سايت امروز به نقل ازروابط عموميموسسه بارانوي در ادامه اظهاراتش با استناد به فرمايشات پيامبر گرامي اسلام در مورد حضرت علي (ع) كه فرمودهاند حق با علي است و علي با حق است، اضافه كرد: حق ميچرخد آنجا كه علي است و علي ميچرخد آنجا كه حق است.
رييس موسسهي بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها، همچنين خاطر نشان كرد علي (ع) خود حق است و حق را بايد با او شناخت.
خاتمي در ادامهي اظهاراتش با اشاره به يكي از فرمايشات حضرت علي (ع) مبني بر اينكه حق را با قدر و اندازه معيار مردم نميسنجند، اضافه كرد: اينكه افرادي را معيار حق قرار دهيم از سوي علي (ع) رد شده و ايشان ميفرمايند حق را بشناسيد و آن وقت ميتوانيد اهل حق را بشناسيد.
وي اضافه كرد: اين تعريف حق بر جوامع گرفتار و استبدادزده ارزش دارد و استبدادگران ظاهرپرست كه توهمات خود را عين حق ميدانند و هر چه سازگار با آن نبود را نفي و دفن ميكنند و تاب شنيدن سخني كه مخالف توهمات آنهاست را ندارند نميتوانند با اين تعريف سازگار باشند.
رييس موسسهي بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها، تصريح كرد: بنابراين در اين جوامع استبدادزده كه مستبدان خود را حق مطلق تصور ميكنند و ميگويند همه چيز بايد با آنها سنجيده شود و در غير اين صورت همه را محكوم كرده و جامعه را به سمت چاپلوسي هدايت ميكنند بايد حق را شناخت تا از آن طريق بتوان اهل حق را شناخت.
خاتمي در ادامه به بازخواني ديگر صفت مولا علي (ع) كه صبر ايشان را در بر ميگيرد پرداخت و گفت: علي (ع) عين صبر و شكيبايي است. شكيبايي مظهر جوهر انساني است. انسان با آگاهي و اراده انسان است و جز آن بايد وي را مجبور كرد تا آنچه را كه ميخواهد انجام دهد يا آنچه را كه نميخواهد انجام ندهد.
وي كه در اظهاراتش تقوا را نوعي روزه توصيف ميكرد صبر را نيز به واسطهي آنكه در انسان نوعي بازدارندگي نسبت به آنچه كه تمايل به انجام آن دارد ايجاد ميكند از اين دست برشمرد و گفت: صبر يعني تحمل آنچه كه ناگوار است. در زندگي انسان مصيبتهاي بزرگي پيش ميآيد و خداوند فرمودهاند كه بندگان را با اين مصيبتها ميسنجم، اما در مورد برخي از اين مصيبتها صبر مشكل و در مورد برخي ديگر از آنها مشكلتر است.
رييس موسسهي بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها تصريح كرد: اگر انسان عقيدهاي داشته باشد و اين عقيده متوجه سرنوشت جمع باشد و انسان درمان اين درد را بداند اما نتواند آن درمان را به خاطر مشكلات بزرگتري كه ممكن است پيش بياورد پياده كند تحمل اين درد بسيار مشكل خواهد بود.
خاتمي اضافه كرد: در اين حالت چنانچه فرد احساس كند اقدام كردن براي اين كار جامعه و خود آن فرد را با مشكل مواجه ميكند يا بايد دست به اقدام بزند و مشكلات بزرگتر را بپذيرد و يا بايد تحمل كند و صبر پيشه سازد.
وي اضافه كرد: اين درد گاهي به خاطر عدم رشد و ارتقاء جامعه است كه خود نميتواند درمان را بيابد يا موانع گوناگون ديگري در راه آن وجود دارد كه اگر اقدام شود مشكلاتي به وجود ميآورد. بنابراين صبر در اين مرحله كار دشواري است.
رييس موسسهي بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها، در ادامه با استناد به يكي از فرمايشات امام علي (ع) مبني بر اينكه صبر كردم در حالي كه خار در چشم و استخوان در گلو بودم به طرح اين سوال پرداخت كه اين خار و استخوان چه بود كه علي به عنوان شايستهترين فرد براي رهبري جامعه به مدت 25 سال از عرصهي حكومت كنار رفت.
خاتمي در مورد پاسخ به سوالش اظهار داشت:« علي (ع) حق بود و بر اين اعتقاد بود كه هيچ نظام و حكمي جز با رضايت مردم نبايد تحقق يابد؛ لذا از آنجا كه مردم نخواستند صبر كرد و نه تنها صبر كرد بلكه حتي سعي كرد با حكومتها تا جايي كه ممكن است همراهي داشته باشد. او صبر و همراهي كرد و بعد از آنكه بر سر كار آمد نيز به خاطر ناآگاهي و سستي مردم باز هم صبر پيشه كرد.»
وي در ادامهي اظهاراتش به رفتار ديوجانوس فيلسوف مشهور يوناني كه با چراغ گرد شهر ميگشت و انسان جستوجو ميكرد اشاره كرد و از آن به عنوان درد مشترك همهي انسانهاي بزرگ از جمله مولوي نام برد و گفت: اميرالمومنين نيز هنگامي كه روي كار آمدند به دليل سستي و عدم رشديافتگي جامعه رنج بردند اما صبر كردند.
رييس موسسهي بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها، در ادامه به عدل حضرت علي (ع) پرداخت و اظهار داشت: متاسفم كه فقط عدل علي را در آن ميشناسيم كه او شبانه آذوقه برميداشت و در خانهي محرومان ميرفت. اين بعد از شخصيت علي (ع) مهم است اما جفاست كه عدل علي (ع) را به اين بشناسيم و با صدقه در جهت رفع فقر برآييم.
خاتمي با تاكيد بر اينكه كل جامعه را صدقهگير كردن عدل نيست، گفت: نبايد سرمايههايي كه بايد صرف غني كردن بخشهاي مختلف جامعه شود را اينطور صرف كرد.
وي در ادامه به يكي از فرمايشات ديگر حضرت علي (ع) كه بعد از رسيدن به حكومت در پاسخ به درخواست معامله و كنار آمدن با معاويه حاضر نشدند پيروزي و موفقيت را با كنار آمدن با فردي ستمگر به دست آورند؛ گفت: اين روح سياست علي (ع) است. حالا اين روح سياست را با روح سياست گذشته و حال مقايسه كنيد.
رييس موسسهي بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها كه سياست علي (ع) را سياستي كه حاضر نشد هيچ چيز را قرباني موفقيت و پيروزي خود كند معرفي ميكرد، يادآور شد: مهم اين نيست كه چهار سال، چند ماه يا 400 سال حكومت كنيم. مهم اين است كه حكومت ما چه ماهيتي داشته باشد.
خاتمي در ادامه به جايگاه حق انسان از ديدگاه علی(ع) پرداخت و گفت: علي (ع) مهمترين حق انسان را آزادي و آزادگي انسان ميداند و شگفتانگيز است آنچه كه در مردم ميگويد و تاكيدي كه بر حق مردم دارد بزرگترين عامل براي آگاهي آنها از اين حق ميشود.
وي اضافه كرد: هيچكس در طول تاريخ مردم را اينطور با آزادي و آزادگي و آزادي حق بيان آشنا نكرد و چه بسا كه قدرتمندان از اين امر پرهيز داشتند.
رييس موسسهي بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها، در ادامه به ديگر فرمايش حضرت علي (ع) مبني بر اينكه اگر خواست مردم نبود آخر كار همان ميكردم كه بعد از رحلت پيامبر(ص) انجام دادم، اظهار داشت: عدالت، مردمسالاري و حاكميت در سرنوشت چيزي نيست كه قدرتها آن را لطف كنند و بدهند كه البته نميخواهند، مردم بايد بخواهند. علي (ع) چنان عدالتي داشت كه اين مفاهيم را تعريف كرد و عاقبت قرباني حقطلبي خود شد.
خاتمي در پايان تصريح كرد كه دنياي امروز ما بيش از هر زماني به عدالت علي (ع) نياز دارد.
در ادامه این مراسم، احمد مسجد جامعی وزیر سابق وزارت ارشاد گفت: با وجود آنکه امام علی(ع) به لحاظ زمانی و مکانی به ایران تعلق نداشته ولی به علت خصلت و ارزشهایی که ذهن ایرانیان را دائما به خود مشغول کرده پیوسته الگوی ما بوده است.
وی افزود: در ایران قدیم خاندانهای بزرگ پهلوانی همیشه با دیو و دد درگیر بودند که این پهلوانان صرفا مرزبانی مرزهای ایران را نمی کردند بلکه مرزبان نظام فکری و ارزشی ایران هم بودند.
مسجد جامعی با تاکید بر همنشینی نمادهای ملی، عرفانی و دینی در تاریخ ایران گفت: این نمادهای به هم پیوسته جوهره ارادت ایرانیان را به امام علی و اهل بیت (ع) نشان می دهد.
در این مراسم اسماعیل امینی، مصطفی رحماندوست و سید عباس سجادی شعرخوانی کردند و علاءالدین قاسمی به مولودی خوانی پرداخت. همچنین شهرام ناظری همراه با هادی منتظری (نوازنده کمانچه) و مسعود حبیبی (نوازنده دف) به اجرای موسیقی پرداختند. شهرام ناظری نیز به پاس سالها تلاش در عرصه موسیقی تندیس سیمرغ نشان اثر قدرت الله عاقلی را از دست عزت الله انتظامی دریافت کرد.
در این مراسم گردآفرید حبیبی زاد به نقالی در مدح امیرالمومنین پرداخت و علی اکبر شیرخدا و گروهی از دف نوازان کردستان و کرنا نوازان گیلان نیز به اجرای برنامه پرداختند.
این جشن با همکاری خانه هنرمندان ایران ، موزه ملی قرآن کریم و موسسه بین المللی گفت و گوی فرهنگ ها و تمدن ها برپا شد.
«غلامحسین الهام» اظهار داشت:عده و جریانهایی می خواهد به مردم و حتی اصولگرایان بقبولانند كه مشكل مردم احمدی نژاد است بطوریكه در این اجماع مهم نیست كه موضوع اقتصادی، اخلاقی، اجتماعی و هسته ای باشد، مهم پیدا كردن نقطه فشار و مخالفت با احمدی نژاد است.
وی در این زمینه به دیدار اخیر ناطقنوری و سیدمحمد خاتمی واكنش نشان داد و گفت: «آقای نوری که همیشه از سوی اصلاحطلبان به عنوان یك اصولگرای خشن معرفی میشده! از این رو معتقدم وی اصلاحطلب نشده وبعید میدانم با ناطق نوری اجماعی صورت گیرد چرا که اصلاحطلبان معتقدند بر ای نجات ملی باید احمدینژاد کنار برود ، احتمالا آقای خاتمی اصولگرا شده است».
خاتمی در سخنان خود در بم، با رد این ادعای موهن به آیاتی از قرآن کریم اشاره كرد و گفت: خداوند در قرآن میفرماید؛ «ما شما مؤمنان را با ایجاد زمینههای هراسانگیز با گرسنگی، کمبود و کاستی در داراییها، جانها، محصولات و بهرههای زندگی میآزماییم و بشارت باد بر صابران هنگامی که با مصیبت رو به رو میشوند؛ میگویند انا لله و انا الیه راجعون.
وی افزود: در طبیعت سیل، زلزله و مشکلات دیگر وجود دارد و زلزله پنجم
دیماه 82 نشان خشم و مجازات خدا بر شما نبود؛ بلکه امتحان الهی بود، زیرا
خدا مردمی را که با همه وجود برای او تلاش میکنند مجازات نمیکند.
خاتمی تاكید كرد: اینکه میگویند خدا مردم را با زلزله مجازات میکند
متعلق به اقوام تبهکار گذشته است که خداوند با زلزله غیر عادی آنها را
مجازات میکرد؛ نه برای شما مردم مؤمن، چرا که خدا مؤمنان را با مشکلات و
سختیها میآزماید.
خاتمی در ابتدای سخنرانی روز پنجشنبه خود در جمع مردم بم در مسجد جامع صاحب الزمان گفت: بم که روزی با قامت بلند در تاریخ استوار ایستاده و طوفانهای بزرگ اجتماعی و سیاسی را پشت سر گذاشته بود، پنجه در پنجه طبیعت انداخت و اشک تأثر از دیدگان مرد و زن این دیار جاری شد. در همان روزهایی که خداوند توفیق داد در جمع بازماندگان حادثه حاضر شوم، گفتم بم گرچه در مقابل مصیبت سر خم کرده است اما نمیشکند، زنده است و زنده خواهد ماند و امروز خدا را سپاسگذارم با تلاشهایی که برای بازسازی بم در دولت گذشته و نیز زحماتی که دولت جدید کشیده است، شهر بم را آباد و با نشاط میبینم. آبادی و نشاط امروز شهر بم نشانه صبوری، همت و تصمیم خللناپذیر مردم بم است. شما با احترام به ارواح بزرگانی که در این دیار میزیستند قسم یاد کردید که دوباره بم را بسازید.
خاتمی افزود: این شما بودید که صبر کردید و زجر کشیدید، اما امید در دل شما رخت بر نبست و آن چه را که باید در وجود خود حفظ کنید همین امید به آینده است. هر چند که امروز هنوز کمبودها نمایان است، اما شما میدانید که همه دلسوزانه برای رفع مشکلات تلاش کردهاند.
خاتمی با بیان اینکه «تجربه بازسازی بم نتیجه ارزشمندی در ایران داشت»، خطاب به مردم بم افزود: شما در این حادثه رنج و سختی زیادی را متحمل شدید اما با یاری خدا این تجربه تلخ موجب شد که نه تنها شهر بم بلکه تمامی روستاها و شهرهای کشور از نتیجه ارزشمند مقاومسازی بهرهمند شوند.
او با بیان اینکه «شما مردمی هستید که در برابر بزرگترین مشکل قرار
گرفتید»، گفت: شما از صمیم قلب در برابر این مشکل، انا لله و انا الیه
راجعون گفتید و خداوند نیز در همین دنیا بشارت داد که از زندگی بهتر نسبت
به گذشته بهره خواهید برد.
او ادامه داد: در دنیا کشورهایی هستند که بیش از ایران در معرض زلزلههای بسیار قویتر از زلزله بم قرار میگیرند اما به دلیل دستیابی به علم و فنآوری پیشرفته، با یک هزارم مشکلات مردم ما در برابر این بلایای طبیعی مواجه نمیشوند.
خاتمی با بیان اینکه «برای کاهش اثرات این گونه بلایا باید به علم مجهز شویم و آگاهی یابیم»، گفت: تمدن توانسته این مشکلات را حل کند.
خاتمی با اشاره به اینکه «انقلاب اسلامی برای جبران عقب ماندگیها به وقوع پیوست»، گفت: ما انقلاب کردیم تا کشور آباد بر پایه رأی مردم، علم و آگاهی استوار باشد، اما متأسفانه عقب ماندگیها بسیار زیاد بوده است. در راه رسیدن به علم و تکنولوژی باید گامهای بلندی برداشته شود تا دیگر شاهد این نباشیم که یک زلزله جان دهها هزار تن از هموطنانمان را این گونه بگیرد.
رییسجمهور سابق کشورمان در پایان سخنان خود سلام مقام رهبری را به مردم رنج دیده بم ابلاغ کرد و اظهار امیدواری کرد تا هر چه زودتر مشکلات این شهر حل شود و بم آباد شود.
گفتنی است خاتمی در میان احساسات پر شور مردم بم، به منظور ادای احترام به شهدا، جان باختگان زلزله و هنرمند بزرگ زنده یاد ایرج بسطامی، مسجد صاحب الزمان بم را به سمت بهشت زهرای این شهر را به مقصد کرمان ترک کرد و پنجشنبه شب با بدرقه امام جمعه، استاندار و جمعی از مدیران پیشین کرمان به تهران بازگشتخاتمی در این بخش از سخنانش با انتقاد از محدودیت منتقدان در دولت نهم
بصراحت گفت: انتقاد در کشور باید آزاد باشد، البته نه به این صورت که
جوایز منتقدان دولت را به کسی بدهند که «به افراد بسیاری اهانت کرده و
تعاریف عجیبی از دولت كرده است».
این، تندترین انتقادی است كه تاكنون خاتمی از دولت نهم و مخالفانی چون
شریعتمداری مطرح كرده كه در دوران دولت وی، بیشترین حملات و اتهامزنیها
را علیه اصلاحطلبان داشتهاند و اینك نیز همه توان خود را برای القای
اختلاف در ائتلاف اصلاحطلبان و زیر سؤال بردن عملكرد دو دولت گذشته بسیج
كردهاند.
از این رو بود كه خاتمی در بخشی دیگر از این سخنرانی مهم به دفاع از عملكرد دولتهای اصلاحات و سازندگی پرداخت و گفت: متأسفانه اخیرا اهانتی به انقلاب و ملت ایران شده و آن نفی دستاوردهای انقلاب از اول تا دوران اخیر است و این جفای بزرگی است. دورانی که 11 سال آن به رهبری امام (ره) و چند سال نیز با ریاست جمهوری رهبر معظم انقلاب گذشته است و مملکت در شرایط سختی اداره شده است.
او با اشاره به دوران 8 ساله سازندگی گفت: شخصیت هاشمی رفسنجانی و فداکاری او باعث شد که در بدترین موقعیتها به ایشان اعتماد شود. هاشمی بعد از جنگ با مشکلات بسیاری کشور را اداره کرد و ندیده گرفتن اینها و انکار همه این فعالیتها جفا به ملت ایران است و امیدواریم تمام اینها بررسی شود و یا «کارگروهی» تشکیل شود و خدمات انجام گرفته از ابتدای انقلاب تاکنون، نشان داده شود.
خاتمی افزود: بنده نمیگویم که دولت اصلاحات اشکالی نداشته است، اما کارهای بزرگی هم در این دوران انجام شده که امروز مردم بهرهاش را میبرند. خصوصا در بخش پتروشیمی اگر امروز شاهد افزایش صادرات هستیم، باید بدانیم که زمینهاش در گذشته فراهم شده است و در دولت قبل بود که صادرات غیرنفتی به 11 میلیارد دلار رسید و سابقه رشد صنعتی بالای 12 درصد نیز مربوط به همان دوران است.
او افزایش تولید سیمان و سایر کالاهای صنعتی و ایجاد حساب ذخیره ارزی که با موجودی مناسب به دولت بعدی تحویل داده شد را نیز از کارهای بزرگ دوران اصلاحات برشمرد.
خاتمی همچنین گفت: برای استقلال بیشتر دانشگاهها، مقرر شد برای انتخاب رییس دانشگاه از رأی و نظر اعضای هیأت علمی کمک گرفته شود تا دانشگاه در موقعیتی قرار گیرد که جوابگوی جهش مورد نیاز علمی کشور باشد و البته این تصمیم یک گام بزرگ نیز برای حرمت نهادن به اساتید دانشگاه بود.
رییس بنیاد باران، رشد تشکلها، احزاب و اصناف و اختصاص بودجه برای آنها را زمینهساز پایدار شدن دموکراسی در کشور عنوان کرد.
خاتمی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به اینکه «افتخار میکنم که همواره در دولت من از آزادی بیان، مطبوعات و اندیشه دفاع شد»، گفت: انتقادها از گذشته باید منصفانه باشد. راهی که ملت ایران انتخاب کردهاند، اصلاحات سازگار با آمیزههای دینی است و این مسیر را ادامه خواهیم داد و امیدواریم شاهد جبران عقبماندگیهای کشور باشیم.
خاتمی تنشزدایی بینالمللی در دولت اصلاحات را نیز از افتخارات دولت خود بیان کرد و گفت: در آن زمان مبادلات اقتصادی و سرمایهگذاری خارجی به راحتی انجام میشد و ریسک سرمایهگذاری در ایران از 5/7 به 5/3 رسید. برای پیشرفت باید بخش خصوصی را فعال کرد و سرمایهگذاری و تکنولوژی خارجی را جذب كرد.
خاتمی با بیان اینکه «سند چشمانداز 20 ساله بلند پروازی نبود»، گفت: سند چشم انداز توسعه اقدام غیرقابل تحقق نیست و در سال 82 نیز گفتم، ایران آماده جهش اقتصادی و علمی است اما توسعه با «ورد خواندن» و یکشبه حاصل نمی شود و لازمه آن تلاش و تدبیر است.
وی با تاكید دوباره بر اینكه «گذشتهها را نباید منکوب کرد و نباید نیروهایی که سرمایه کشور هستند، دلسرد و از صحنه خارج کنیم»، اظهار امیدواری کرد كه نیروهای با تجربه به مجلس راه یابند تا بتوانند روند توسعه کشور را با سرعت بیشتر پیش ببرند.
آقای باقی ساعت 8 صبح روز چهارشنبه 5دی در حین استحمام در سلول كوچك خود دچار حمله قلبی میشوند كه نشانههای آن رعشه دست وپا و از حال رفتن در زیر دوش حمام كوچك داخل سلول بسته وی بود. با كمك تنها همسلولی باقی در این سلول دربسته، وی بهتدریج از شرایط خواب و بیدار بیرون میآید ولی به دلیل وخامت وضع جسمی با كمك همسلولی مسئولان بهداری زندان را به كمك میخوانند و مسئولان بهداری بلافاصله به كمك قرص و آب قند به تنظیم فشار باقی میپردازند و سعی میكنند سوزش سروصورت و حالت فلجی موضعی دست وپا را برطرف كنند؛ چرا كه آقای باقی قادر به جمع كردن انگشتان خود نبودند.
در این شرایط، ماموران بهداری زندان اوین به ماساژ دست وپای باقی پرداختند و سعی كردند با كمك چرخ ویلچر وی را به بهداری منتقل و در آنجا به كمك آمپول و دستگاه اكسیژن نفس وی را عادی كنند. در این زمان همانگونه كه قبلا اعلام شد آقای صالح نیكبخت وكیل آقای باقی پشت درب ملاقات منتظر وی بودند اما به دلیل وضع بحرانی آقای باقی امكان ملاقات فراهم نشد و از سوی زندان اعلام شد آقای باقی در بازجویی بسر میبرند.
اما به محض بهبود نسبی آقای باقی، وی با خانواده تماس گرفت و در حالی كه منقطع و بریده سخن میگفت، نجات یافتن خود از خطر را به اطلاع خانواده رساند و خواستار بازگشت آقای صالح نیكبخت به زندان شد. اما در فاصله مراجعت آقای نیكبخت به زندان و در حالی كه به وی گفته شد آقای باقی مجددا در حال بازجویی است، حمله دوم آقای باقی رخ داد و لرزشهای شدید به وی دست داد؛ به گونهای كه دندانها به هم كوبیده میشد و دستهایشان قفل شده بود و نوار قلب نیز وضع مناسبی را نشان نمیداد. نشانههای حمله دوم حالت تهوع، سرگیجه، لرزش تمام بدن و قفل شدن دستها بود به گونهای كه آقای باقی از نوشتن یك خط مطلب ناتوان شده بود به طوری كه از همسلولیاش با اشاره ورق و خودكاری خواسته بود تا فقط بتواند وصیتنامهای بنویسد اما هرچه تلاش كرد نتوانسته بود خودكار را به دست بگیرد و چیزی بنویسد.
دراین زمان به گفته آقای باقی با اقدام به موقع بهداری آمبولانسی تهیه و ایشان به بیمارستان قمر بنیهاشم فرستاده شد و تا ساعت 10شب ابتدا درCCU و سپس در بخش، اقدامات لازم پزشكی انجام شد و دو تن از مسئولان وزارت اطلاعات به تیم پزشكان پیوستند. پزشك معالج عارضه آقای باقی را حمله پنیك دانست و اعلام كرد این حمله به دلیل وضعیت و شرایط خاص روحی و جسمی آقای باقی، بسیار خطرناك بود كه اگر ماموران بهداری بند 209 زندان اوین اندكی تاخیر كرده بودند، حمله دوم فاجعهآمیز میشد.
در عین حال پزشكان و نمایندگان وزارت اطلاعات از آقای باقی پرسیدند كه مشكلات او چیست كه به چنین وضعیتی دچار شده است؟ آقای باقی ضمن اشاره به فهرست مشكلات بسیاری سه مساله اصلی را در این وضعیت مؤثر معرفی كردند:
عامل اول- حساسیت آقای باقی به وقایع اتفاقیه درون زندان است از جمله سر و صدایی كه در ساعت 2نیمه شب یكی از شبهای زندان در كنار سلول آقای باقی بلند شد و در آن اعلام شد كه یك دانشجو خودكشی كرده و تنها با حضور به موقع مامور وزارت اطلاعات از مرگ نجات یافت و شنیدن وضع وی از پشت در سلول كه مدعی بود دوبار با او برخورد فیزیكی شده است، آقای باقی را به شدت متأثر كرده است و شنیدن اوضاع دیگر دانشجویان او را در فشار روحی شدیدی قرار داده است و این موضوع را به مسئولان زندان منتقل كرده است.
عامل دوم- افزون بر آنكه ایشان حبس خود را غیرقانونی میدانند شرایط حبس را نیز غیرحقوقی میشمارند. آقای باقی به نمایندگان وزارت اطلاعات گفتهاند كه اگر به یكسال حبس محكوم شدهاند، چرا در سلول انفرادی بسر میبرند و این در حالی است كه حكم حبس یكساله وی نیز مربوط به مقالاتی منتشر شده در 10سال پیش است كه حكم آن در سال 82صادر و چهار سال بعد اجرا شده است و در دادگاهی كه این حكم هم صادر شده، جز باقی و قاضی هیچكس حتی وكیل باقی حضور نداشته و او خود به نشانه اعتراض به استناد ماده 129 قانون دادرسی كیفری از حق سكوت استفاده كرده و به همین دلیل این حكم فاقد وجاهت قانونی است چرا كه بر اساس مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام دادرسی بدون حضور وكیل قانونی نیست. باقی همچنین به پرونده اخیر خود اشاره كرد كه قرار صادره برای آن وثیقه 50میلیونی است؛ نه بازداشت موقت.
به فرض آنكه وی دوره محكومیت یكساله خود را سپری میكند، چرا باید در زندان مجرد امنیتی باشد؟ و چرا باید 2ماه و نیم او را بدون قرار بازداشت به طور غیرقانونی نگاه دارند در حالی كه در ماده 574 قانون مجازات اسلامی كسانی كه چنین اقدامی را در حق متهمان انجام دهند به مدت 2ماه تا 2سال بازداشت یا انفصال از خدمت دارند. باقی اعلام كرد جزئیات این مسائل را قبلا در دیدار با دادیار زندان بیان كرده و وی معترضانه از مسئول بند 209 پرسیده است كه چرا آقای باقی در این بند است و مسئول بند اعلام كرده است كه آقای باقی نزد ما امانت است.
این در حالی است كه در هیچ جای قانون چیزی به نام «زندانی امانی» وجود ندارد و به همین دلیل دادیار زندان اعلام كرد همان روز با بازپرس شعبه ویژه امنیت مذاكره و اقدام برای خروج باقی از زندان مجرد را آغاز خواهد كرد اما تا روز چهارشنبه گذشته هیچ اقدام عملی صورت نگرفت و این بلاتكلیفی در وضع آقای باقی مؤثر بوده است.
عامل سوم- طی 76 روز گذشته هر چند روز یكبار افرادی در كنار آقای باقی قرار میگیرند تا ظاهرا سلول دربسته وی سلول انفرادی تلقی نشود.افرادی كه به صورت محدود و نامنظم همسلول آقای باقی قرار میگیرند، نوعاً بیتابی و گریه و زاری میكنند و با توجه به حساسیت باقی نسبت به مسائل و حقوق زندانیان، او را مجبور به دلداری از این افراد میكند و عمادالدین باقی از اینكه نمیتواند كاری برای آنها و دانشجویان انجام دهد، در وضعیت آسیبپذیری قرار میگیرد و به وضع روحی باقی صدمه میزنند.
پزشكان بیمارستان هم با تأیید موارد استرسزایی كه باقی به آنها اشاره كرد، توصیه كردند با توجه به خطر جانی كه در صورت تكرار این حملات باقی را تهدید میكند وی باید كارهای استرسزا را ترك یا حدالمقدور كم كند.
نمایندگان وزارت اطلاعات نیز با استماع دقیق دلایل باقی و پزشكان گفتند قول میدهند به این وضعیت پایان دهند و نه تنها موارد مربوط به باقی را پیگیری و از مراجعت او به زندان مجرد جلوگیری كنند بلكه مواردی مانند خودكشی آن دانشجو و وضعیت دانشجویان دیگر را بررسی و پیگیری نمایند.
آقای باقی نیز ضمن آنكه از عمل مسئولان بهداری زندان به مسئولیتهای
قانونی خود ابراز رضایت كردند اما از نحوه اطلاعرسانی دراینباره به
گونهای كه نیمی از روز و شب را خانواده باقی در نگرانی و بیخبری مطلق
بسر می بردند، انتقاد كرد.
خانواده باقی نیز ضمن اینكه از این نحوه اطلاعرسانی انتقاد میكنند آسیب
اصلی آن را متأسفانه نگرانی و تشویش خانواده و افكار عمومی دانسته و ترجیح
میدادند با هدایت مسئولان قضایی با باقی ملاقات یا به صورت تلفنی از وضع
وی مطلع شوند و اعلام كردند با پوشیده نگه داشتن این خبر از خانواده، باب
هرگونه گمانهزنی درباره وضع آقای باقی از جمله اینكه عارضه وی در زمان
بازجویی انجام شده یا در شرایط عادی، گشوده و باب تردید از سوی خانواده
باز شود.
خانواده باقی گرچه عمادالدین باقی را صحیح و سالم به زندان تحویل داده و اكنون او را لاغر و ضعیف و حداقل با دو حمله جسمی در زندان میبینند اما، اگر از وضع آقای باقی به درستی مطلع میشدند به جریان اطلاعرسانی دقیق و منطقی كمك میكردند. در عین حال، با توجه به وضع جسمی آقای باقی و هشدار پزشكان مورد اعتماد مقامات، كه گفتهاند احتمال تكرار حمله وجود دارد و این بار خدای ناكرده ممكن است از گذشته خطرناكتر باشد و وی باید به دور از استرس، فشار و محدودیت روحی و جسمی قرار گیرد و با توجه به وعده نمایندگان مقامات مسئول مبنی بر اعاده حقوق قانونی آقای باقی، خانواده وی امیدوار است هرچه زودتر اسباب آزادی ایشان فراهم آید تا در محیطی به دور از استرس امكان ادامه معالجات ایشان فراهم آید.
البته طبق آخرین پیگیریهای خانواده غروب روز پنجشنبه در حین نگارش این اطلاعیه مطلع شدند آقای باقی از بیمارستان به زندان بازگشته و به بند عمومی 350 منتقل شده است و امیدواریم این، مقدمه آزادی و اعاده حقوق آقای باقی باشد.
خانواده عمادالدین باقی

ايام دانشجويي

مراسم ازدواج


بازگشت يه پاكستان


پس از يك سوء قصد ناكام



بوتو و فرزندان















صنم، خواهر بينظير بوتو





