ساعت 5:30 روز پنج شنبه بود که پیامکی از یک دوست رسید با این مضمون . بوتو کشته شد . نمی دونم چطور ولی بلافاصله جوابش رو دادم:عاقبت اصلاحات رادیکال چیزی جز این نیست . زنده باد خاتمیسم.

و البته که شکی نیست اگر خاتمی هم می خواست با استفاده از منش بی نظیر بوتو کار دموکراسی را در کشور پیش ببرد عاقبتی جز این نداشت . چه بسا اینکه پاکستان از نظر شاخص های دموکراسی سالها از ایران عقب تر است و این عاقبت دلخراش برای بوتو قابل پیش بینی بود1
اگر خاتمی در سالهای در قدرت بودنش مردم را تشویق به تظاهرات می کرد و سعی در قدرت نمایی و اعمال فشار به حاکمیت را داشت ، اکنون دچار چه سرنوشتی شده بود ؟! دو حال داشت ، یا الان در لس آنجلس تبدیل به یک حرّاف شده بود که هفته ای یک بار باید تحلیل های دور از واقعیت و دایی جان ناپلئونیش را گوش می دادیم یا اینکه الان در برزخ منتظر روز رستاخیز بود تا داد خود را از قاتلانش بستاند ...
این اتفاق با همۀ دلخراشی اش ابتداً یک تجربه چندین باره را به دموکراسی خواهانِ اصلاح طلب ایران یادآور شد که رادیکالیسم دشمن اصلی حرکت اصلاحی است.
چادرهایی که در زیر میبینید محل استقرار گروه ۵ نفرهای از دانشجویان سال آخر کارشناسی دانشگاه کلمبیا، ۳ تا دختر و ۲ تا پسر، هست که اعتصاب غذایی ۱۰ روزه را ترتیب داده بودند. یکی از آنها در میانه راه به علت مشکلات گوارشی راهی بیمارستان شد، ولی در مقابل چند تا دانشجوی دیگر و یکی از اساتید دانشگاه به آنها ملحق شدند. البته اعتصاب غذا اینجا خیلی هم سخت نیست و به جای غذا از آشامیدنیهای مقوی مصنوعی و یا طبیعی مثل آب و عسل استفاده میکردند. خواستههای متنوع این جمع، که از سوی انجمنها و گروههای دانشجویی مورد حمایت چندانی هم قرار نگرفتند، را میتوان در دو گروه زیر توضیح داد:

۱- تنوع بیشتر در دانشگاه: دفتر امور تنوع فرهنگی دانشگاه بسیار ضعیف هست و بودجه بیشتری باید به آن تخصیص یابد. با وضع موجود، شناخت گروههای مختلف نژادی، دینی، و فرهنگی از یکدیگر افزایش پیدا نمیکند که به نوبه خود موجب افزایش تنش، بدبینی و فشار میشود. در درسهای پایه دانشگاه هم چندان به آشنایی با سایر فرهنگها و قومیتها تکیهای نشدهاست و تنها موفقیتهای مردان سفیدپوست اروپایی را پررنگ میکند بدون آنکه به زنها و یا نژادهای دیگر توجهی بکند. به منظور گسترش فهم مشترک و مدارا، لازم است درسهای اصلی و الزامی تنوع بیشتری داشته باشند.
۲- عدم گسترش به هارلم*: دانشگاه به بهانه کمبود جا و فضای آموزشی قصد دارد زمینهای شمال دانشگاه را، که در منطقه هارلم قرار دارد، خریده و به دانشگاه اضافه نماید. این کار به منزله تغییر فضای تاریخی هارلم و فرهنگ مخصوص آن میباشد. از سوی دیگر، همچنین موجب بیخانمان شدن تعداد زیادی از ساکنان، و به خصوص مستأجران فقیر، این منطقه میشود. این عمل بیشتر از آنکه به فکر مصالح دانشجویان باشد، در جهت منافع حریصانه سیاستگذران فعلی دانشگاه هست.












