پرسیدم: «چرا می خندی؟»
پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام می گیرد»
پرسیدم: «مگر چه كرده ام؟»
گفت: «مرا لعنت می كنی در حالی كه هیچ بدی در حق تو نكرده ام»
با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!»
جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است كه آن را رام نكرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند.» پرسیدم: «پس تو چه كاره ای؟»
پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ »
خدایا گره از مشکلات بنده های خوبت بگشا......آمین
میلاد مسعود مولی الموحدین علی ابن ابی طالب
و
روز پدر بر همگان خجسته باد

اى آنكه حريم كعبه كاشانه تست
بطحا صدف گوهر يكدانه تست
گر مولد تو بكعبه آمد چه عجب
اى نجل خليل خانه خود خانه تست

آقا نگاهت جای آهو هاست می دانم
دستان پاکت مثل من تنهاست می دانم
آقا دلت در هیچ ظرفی جا نمی گیرد
جای دل تو وسعت دریاست می دانم
آقا اگر تو بر نمی گردی، دلیل آن
در چشم های پر گناه ماست می دانم
جای سر انگشتان پور نورت، در این ظلمت
مانند رد باد بر شن هاست می دانم
ای کاش برگردی که بعد از این همه دوری
یک باره حس بودنت زیباست می دانم
کی باز می گردی، برایم بودن با تو
زیبا ترین آرامش دنیا ست می دانم
تو باز می گردی. اگر امروز نه ، فردا
از آتشی که در دلم پیداست، می دانم
سالی گذرد بی تو، مرا روز، بیا
جان سوخت، تو ای شعله جان سوز بیا
لبریز شده کاسه صبرم بی تو
ای از همه غایب ای دل افروز بیا
التماس دعا
خبردار شدم برای دوستم که نویسنده وبلاگ هم هست اتفاقی افتاده که برای برطرف شدنش نیاز به دعای شما داره. چون میدونم اگر خبردار بشه که گفتم ناراحت میشه. فقط میگم خیلی براش دعا کنید
![]()
![]()
ب. بخشش برای تجلی و صیقل روح
پ. پویائی برای پیوستن به خروش حیات
ت. تدبیر برای دیدن افق فرداها
ث. ثبات برای ایستادن در برابر بازدارندهها
ج. جسارت برای ادامه زیستن
چ. چارهاندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه
ح. حقشناسی برای تزکیهنفس
خ. خودداری برای تمرین استقامت
د. دوراندیشی برای تحول تاریخ
ذ. ذکرگوئی برای اخلاص عمل
ر. رضایتمندی برای احساس شعف
ز. زیرکی برای مغتنم شمردن دمها
ژ. ژرفبینی برای شکافتن عمق دردها
س. سخاوت برای گشایش کارها
ش. شایستگی برای لبریز شدن در اوج
ص. صداقت برای بقای دوستی
ض. ضمانت برای پایبندی به عهد
ط. طاقت برای تحمل شکست
ظ. ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف
ع. عطوفت برای غنچه نشکفته باورها
غ. غیرت برای بقای انسانیت
ف. فداکاری برای قلبهای دردمند
ق. قدرشناسی برای گفتن ناگفتههای دل
ک. کرامت برای نگاهی از سرعشق
گ. گذشت برای پالایش احساس
ل. لیاقت برای تحقق امیدها
م. محبت برای نگاه معصوم یک کودک
ن. نکتهبینی برای دیدن نادیدهها
و. واقعگرائی برای دستیابی به رویاها
ه. هدفمندی برای تبلور خواستهها
ی. یکرنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترک
سلام چند وقتی نبودم دوباره با یک عالمه عشق و صفا برگشتم ![]()
تا به حال شده در اين مكان مقدس كه بايد با سلام و صلوات واردش بشي نمره ناحق بگيري؟
بعضي از اين استادايي كه واقعا مشخص نيست از كجا (شايد از يه جايي مثل همين دانشگاه قم) مدرك گرفتند و شايد هم نگرفتند(يعني ما به طور صوري قبول كرديم كه مدرك دارند) قشنگ ترين تفريح شون ، نمره هاي خيره كننده اي كه به دانشجو مي دن.
يكي از دانشجو هايي كه اتفاقا جزو استعداد هاي درخشان دانشگاه هم هست خودش مي گفت: در درسي كه فكر نمره 18 يا 19 رو داشتم(3 واحد) و همه بعد از امتحان فرياد« وا افتادنا» شان بلندبود بنده افتادم و بقيه دوستان فرياد خود را در فضاي دانشگاه از فرط خوشحالي رها كرده بودند. وقتي حضور جناب استاد رسيدم با نهايت خونسردي گفت« كاريه كه شده مي توني تحقيق بياري تابيارمت لب مرز». من هم از اين كورسوي اميد متبسم شدم و دوان دوان براي نوشتن فرشته نجاتم به سوي خانه روانه شدم.(جالب اينجاست كه دانشجو هر چي به استاد التماس كرده كه برگه اش رو در حضور استاد يكبار ديگه تصحيح كنه استاد با بهانه عدم وقت كافي از اين كار سر باز زده)
خلاصه اين كه يك تحقيق پر مغز و محتوا رو تنظيم و زماني كه مي خواست آن را به استاد تحويل دهد با استاد در حال دويدن كورس گذاشت و بالاخره تحقيق رو به دست مبارك ايشون داد و در نهايت اين كه وقتي اين دانشجوي مستاصل براي گرفتن نتيجه خود مراجعه كرد هيچ تغييري مشاهده نكرد و در پاسخ اعتراض خود به استاد با اين جمله مواجه شد: «فرصت نكردم تحقيق شما را مطالعه كنم انشاءا... ترم ديگر در خدمت شما هستيم»
با چه ترازوي عدالتي اين كار سنجيده مي شود؟
يكي از اساتيدي كه در اين دانشگاه يكي از دروس عمومي رو تدريس مي كنه و به خاطر موقعيت خاص يكي از نزديكانش و شايد هم يك ليسانس از مدارس علميه قم . طوري به دانشجو نمره مي ده كه اگه تمام مطالب رو نوشته باشي و حتي از 6 موردي كه گفته براش 8 مورد نوشته باشي استحقاق نمره 20 رو نداري. چرا؟
جالب اين جاست كه هيچ حق اعتراضي هم نداري. لابد ايشون حوصله خوندن اعتراضات رو هم ندارن.
اين اسلامي كه بعضي از اين اساتيد از آن دم مي زنند كه سنگ بناي آن عدالت است فقط براي شعار ساختند ؟
مدام نگوييد: حق، شايسته سالاري ،عدالت، برابري
اين نمونه بسيار كوچكي از نا عدالتي بود كه اگر بخواهم بيشتر شرح و تفصيل دهم اين مقال و همچنين اين محيط گنجايش آن را ندارد.
مراسم فارغ التحصیلی در هند
این مطالب که طنز سیاسین دست پخت "ابراهیم رها" است(که به زعم بسیاری بهترین طنز نویس داخل کشور است.)
گفتم چند تا از نوشته هاش رو اینجا بذارم.بقیه مطالب داخل یک فایل ورد که لینکش رو گذاشتم.
اين مطلب در اوج عصبانيت نوشته شده است!(۱/۵/۸۶)
فکر مي کنيد اون مرد شگفت انگيز کيه؟ الف) سوپرمنه؟ ب) ترميناتوره؟ج) امير قلعه نويي.
سرانجام مربي ارزشمند، ارزشگرا، ارزش دوست، که ارزش خورش هم ملس بود، توانست تيم ملي فوتبال ايران را حذف کند. او که در مسابقات جام ملت هاي آسيا با سيستم هاي مدرن حاضر شده بود و توانسته بود با تاکتيک هاي آستين بلند تيم را به اوج برساند، در نهايت توانست از تيم کره جنوبي که به گفته آگاهان از عمال سرسپرده امريکاي جنايتکار است شکست بخورد، دليل اين باخت خفيف که البته هيچ چيز از هيچ جاي ارزش هاي مربي تيم ما کم نمي کند، احتمالاً اينهاست. الف) قلعه نويي بايد به چشم بازيکنان چشم بند مي زد تا آنها در حين بازي با کره، تماشاگراني را که در استاديوم اين تيم را تشويق مي کردند، نبينند و در عزم و اراده شان خللي ايجاد نشود. اينکه عزم و اراده دقيقاً کجاست، ما اطلاعي در دست نداريم. ب) قلعه نويي بايد خيلي زودتر- مثلاً چهار پنج سال پيش- از مواجهه بازيکنان تيم با خبرنگاران جلوگيري مي کرد. ج) مرگ بر عادل فردوسي پور، کلاً، د) اي اجانب، اي مزدوران بدانيد اين چيزها، چيزي از قداست فوتبال ما کم نمي کند.
جان امير راست مي گم. باخت چيز مهمي نيست، ما براي برد و باخت در مسابقات شرکت نمي کنيم. رسول خطيبي هم خيلي بازيکن خوبي است. شما اي مزدوران قلم به“ همان به دست، چه فکر کرده ايد. آيا انديشيده ايد در تيم ملي به مربيگري قلعه نويي. الف) از اون بالا کفتر ميايه و در حين آمدن از همان بالا يه کارهايي مي کند؟، ب) اين قدر نتيجه گرا نباشيد. به اين فکر کنيد که هيچ کس با شلوارک ناهار نخورد.ج)امير قلعه نويي (دسته گل) است.
از اون بالا کفتر ميايه (۸۶/۴/۳۰)
با وجود اينکه اين ستون ما زمين کشاورزي نيست اما روزهاي چهارشنبه و پنجشنبه شخم خورده بود، اساسي، ما سعي مي کنيم اداي آدم هايي را که مي سوزند و مي سازند دربياوريم و به اين فکر کنيم که اگر گاهي ستون اينطوري مي شود مال اين است که خب از اون بالا کفتر ميايه،
گفته اند در سفر رئيس جمهور به چين زنان هندو براي اينکه خودشان را تبرک کنند، دست شان را به شيشه ماشين رئيس جمهور مي کشيدند. ما براي زنان ساير ملل اين پيشنهادات را داريم. الف) زنان کشورهاي همسايه خودشان را به در و ديوار مرزها بمالند. به هر حال رئيس جمهور گذرش به تمام استان ها افتاده و تبرک خواهند شد. ب) زنان کشور ونزوئلا دست شان را به شيشه ماشين هوگو چاوس بمالند، نيابتاً همان اتفاق مي افتد.ج) زنان سوريه همين جور در دمشق قدم بزنند مساله حل است. به هر حال يک روز در ميان آنجاييم ديگر، د) زنان ايتاليايي هيچ رقمه اصرار نکنند چون پس از دست دادن با خاتمي، دست شان به هيچ وجه تبرک بشو نيست.
گويا وزير ارشاد در جواب شمقدري- مشاور رئيس جمهور- که گفته بود احمدي نژاد وزارت ارشاد را تحمل مي کند، سريعاً و صريحاً پاسخ داده «گاهي وقت ها لطيفه گفتن عيبي ندارد.» الف)اين جمله نشان مي دهد که فقط ما نيستيم که مي گوييم بسياري از اعضاي هيات دولت در طنز چيزي هستند در مايه هاي کولاک، ب) اين جمله نشان مي دهد که در هيات دولت هم گاهي از اون بالا کفتر ميايه. ج) ما اميدواريم لطيفه گفتن هيچ وقت عيبي نداشته باشد و ما مثل آدم اين ستون مان را بنويسيم. د) تفاهم منو کشته.
در راستاي تفاهم دوستان اصولگرا مدتي است که علي اکبر ولايتي و جواد لاريجاني حال يکديگر را اخذ مي کنند.الف) اي ول اي ول، داش جوادو اي ول اي ول، ب) بزن بزن که داري خوب مي زني ج)برو دارمت، د) گويا اخيراً همه جا از اون بالا کفتر ميايه.
خبر خوشحال کننده(۲۷/۴/۸۶)
شنيدم که فرهنگستان ادب پارسي، به جاي واژه اس.ام.اس (sms) جايگزين فارسي پيشنهاد کرده. راستش خيلي پيگير نشدم که چي پيشنهاد کرده، بله به صرافت افتادم خودم هم به جاي sms، واژه جايگزين پيشنهاد کنم؛
الف) بيلبيلک
ب) حسن،
ج)به جاي «شورت مسيج سيستم» که بي ادبانه و غيرارزشي است، بهتر است بگوييم «ساختار شلوارک پيام ».
د) پيامک، پيام گوگولي. ني ني پيام، فنچول،
بر اين مژده گر جان فشانم رواست. آرش برهاني گلزن بزرگ تاريخ فوتبال ايران و حومه، همچون خطري از بيخ گوش پرسپوليس گذشت، و شکر خدا به استقلال پيوست.
الف) آرش جان ممنون که به پرسپوليس نيامدي، صفاي قدمت،
ب) از اينکه با اقدام شايسته ات داربي امسال را هم به سود قرمزها رقم زدي ممنونم.
ج) خداوکيلي حس اين را نداشتم ببينم ده دفعه توپ را از شش قدم مي زني توي اوت،
د) خدا را شاکرم که بالاخره يک خبر خوشحال کننده شنيديم.
این خواننده که در حال حاضر با لاک والتون قهرمان بسکتبال نامزد است گزینه مناسبی برای داشتن رابطه با پرنس ویلیامز می باشد.
بعد از مدتها رابطه از طریق نامه در سال 2002 این احتمال که دوستی این دو بار دیگر آغاز شود وجود دارد زیرا دیگر پای هیچ شخص سومی در میان نیست.
کیلی مونیگ و پاریس هیلتون هم بسیار مورد توجه ولیعهد انگلستان هستند و هیچ بعید نیست که آن ها افتخار ملکه انگلستان را نصیب خود کنند

هموطن-مستند "ساعت یازدهم" روز گذشته با حضور لئوناردو دیکاپریو در بخش نمایشهای ویژه جشنواره فیلم کن به نمایش درآمد و بحث گرم شدن جهان را بار دیگر در سطح افکار عمومی مطرح کرد.
بازیگر 33 ساله که این روزها برای تبلیغ این فیلم مستند در کن حضور دارد، با اذعان به اینکه شهرت فراوان او می تواند توجه جهانی را معطوف به پیام فیلم درباره مسائل مربوط به محیط زیست کند، گفت: "می خواستم در این فیلم بیشتر خودم را به عنوان یک شهروند نگران نشان دهم، نه یک کارشناس. من سئوال هایی مطرح کرده ام که پاسخ آن با کارشناسان محیط زیست است."
به گزارش هالیوود ریپورتر، دی کاپریو فیلمنامه "ساعت یازدهم" را با همراهی نادیا کانرز و لیلا کانرز پترسن، دو کارگردان فیلم نوشته و به گفته این دو فیلمساز از ابتدا تا انتهای پروژه همکاری بسیار نزدیکی با آنها داشته است. لیلا کانرز پترسن گفت: "ما درباره تمام جزئیات کار از آنچه در فیلم بیان می شود و حتی کسانی که در آن صحبت کرده اند با او بحث می کردیم."
دی کاپریو گفت: "من نمی خواستم یک فیلم بیش از حد سیاسی بسازم. اگر این کار را کنید ممکن است به خاطر گرایش های سیاسی خود به نوعی زیر سئوال بروید. هدف نه موعظه، بلکه جلب نظر تماشاگری است که همین الان هم به اهمیت موضوع واقف است و می خواهد کاری انجام دهد. مسئله فراتر از این قضیه است که دموکرات باشی یا جمهوریخواه."
بازیگر سرشناس هالیوودی افزود: "می خواستم مردم از آنچه می بینند واقعا بترسند. می خواستم بدانند آینده ای تیره و تار در انتظارمان است. هدف من این بود تماشاگر در نیمه اول فیلم مایوس و ناامید باشد. در بخش دوم ما درباره آلترناتیوها یا تکنولوژی سبز صحبت می کنیم و درمی یابیم هنوز جای امید وجود دارد و می توان کارهایی انجام داد."
دی کاپریو سال گذشته برای "الماس خونین" ادوارد ژوئیک نامزد اسکار بهترین بازیگر مرد بود. او دو فیلم "مسیر انقلابی" و "مجموعه دروغ ها" را در دست ساخت دارد

گیزل باندچن نامزد لئوناردو دی کاپریو به عنوان مسالمت آمیز بودن اتمام همکاریش با کمپانی مد ویکتوریا آخرین لباسی که برای تبلیغ به تن کرده بود را هدیه گرفت.
سخنگوی کمپانی مد ویکتوریا با بیان پایان یافتن همکاری باندچن با این کمپانی از او به خاطر زحماتش تشکر کرد و کار او را فرای تصور خواند.
او بیان داشت :" ما برای او آرزوی بهترین موفقیت ها را داریم... او یکی از موفق ترین مانکن های جهان است و همواره در خاطرات ما باقی خواهد ماند
ادامه مطلب
Glory is like a circle in the water
... روزگاری در سرزمینی، مردم گناهان بسیار کردند و مورد خشم خداوند قرار گرفتند. خداوند بر آن شد تا تنبیهی
سخت بر آنها مقرر فرماید تا مردم قدر و منزلت خود را بدانند لذا تنبیهی سخت تر از آتش و سیل و زلزله و قحطی
و بیماری ، تنبیهی که نسلها را سوزنده تر از آتش بسوزاند، بی آنکه کسی آن را حادثه وار ببیند یا بر آن واقف
شود. پس خداوند کلام ((دوستت دارم)) را از ذهن و قلب مردم پاک کرد، چنان که گوئی از روز ازل آن کلمات را نه
شنیده، نه گفته و نه احساس کرده باشند. ابتدا همه چیز عادی و زندگی به روال همیشگی خود می گذشت. اما بلا
کم کم رخ نمود. زمانی که مادری می خواست عشق سرشار و بی آلايش و بی غل و غش خود را تقدیم فرزند
کند، هنگامی که کودک پاک و بيگناهی برای تعليم وتربيت در نزد معلم حاضر می شد، هنگامی که دو همسايه ديوار
به ديوار به يکديگر می رسيدند و هنگامی که مردم در پی تامين معاش در تعامل با يکديگر بودند و همه هنگام های
ديگری که لازمه زندگی انسانی است زبانها بسته بود و چشمها منتظر و آن کلامی که پاسخگوی همه ی این
نیازها بود ، از دهان کسی بیرون نمی آمد و تشنگی ها سیراب نمی شد. تا اينکه کم کم سینه ها سرد شد، روابط
گسست و ملال و بی تفاوتی جایگیر شد. دیگر کسی حرفی برای گفتن به دیگری نداشت. هريک فکر خود بود و
خود و خود! . مردم هريک دنبال دليلی و برهانی می گشتند و در تنهايی ها بی وقفه از خود می پرسیدند: چه شد
که ما به این جا رسیدیم، کدام نعمت از میان ما رخت بر بست؟ مارا چه شده است ؟ و بالاخره اندوه امانشان را
برید!! خداوند رحمن و محبوب بر این قوم که مفلوک تر از همه ی اقوام جهان شده بودند، ترحم نمود و کلام
((دوستت دارم)) را به ذهن و قلب آنها بازگرداند و شد آنچه بايد می بود...
خدا را شکر که هنوز می توانم به دیگران بگويم «دوستتان دارم»
شما چطور؟ آيا هنوز سرشار از محبتيد؟ آيا رگه های محبت را در وجود خود می بينيد؟ ديگران چطور؟
آيا دوست داشتن انسان ها هنوز معنی دارد؟! نمود دوست داشتن ها در جامعه چيست؟
| ||
|
جام جم آنلاين: محققان دریافته اند ایجاد ترس ناشی از حوادث بد تابع یک مکانیسم ملکولی خاص است. این تلاش می تواند به یافتن دارو برای درمان میلیون ها نفر که هر ساله از ترس های ناتوان کننده دائمی رنج می برند بیانجامد. به گزارش ساینس دیلی ، در این مطالعه مشخص شده که ممانعت از عملکرد یک آنزیم کیناز (آنزیم هایی که پروتئین ها را تغییر می دهند) به نام Cdk5 مهار ترس ایجاد شده در اثر شرایط خاص را تسهیل می کند. بر عکس با افزایش فعالیت آنزیم کیناز در هیپوکمپ ، مرکز ذخیره خاطرات در مغز ، ترس درک شده دوام می یابد. Cdk5 همراه با پروتئین p35 به تشکیل و مهاجرت سلول ها یا نورون های جدید مغز به محل مناسب طی تکامل اولیه مغز ، کمک می کند. اختلالات هیجانی مانند استرس پس از حادثه و حملات پانیک (ترس) از ناتوانی مغز برای توقف تجربه هراس مربوط به یک واقعه خاص ناشی می شود. در برخی افراد خاطرات ناراحت کننده خود به خود از بین نمی روند و حتی ممکن است با گذشت زمان تشدید شده زندگی روزمره را تحت تاثیر قرار دهند. درمان این اختلالات مستلزم روشهایی است که منجربه دور شدن رفتار یا از بین رفتن آن شود اما مکانیسم های ملکولی درگیر در روند مهار ترس به خوبی شناخته نشده اند اما مطالعات در موش نشان داده است همان مکانسم ملکولی که در کد کردن خاطرات ناراحت کننده دخالت دارد حذف آن را نیز کنترل می کند. |
ادامه مطلب
خب بعد از مدت ها که مسوولین گفتند کارت هوشمند فقط برای مطلع شدن و برنامه ریزی درباره میزان مصرف سوخت در کشور است، بنزین کوپنی شد. البته ماشین های دولتی و مجلس و … که مشکلی ندارند ولی امروز که این توصیه ها رو توی مقاله How to Save Money on Gas - 29 Tip دیدم، گفتم برای خودمون ترجمه اش کنم تا شاید ۳ لیتر در روزمون، به آخر ماه برسه (:
در مقاله اصلی ۲۹ توصیه است ولی بعضی هاش زیادی آمریکایی هستند: مثلا اینکه صبر کنید قیمت سوخت بیاد پایین و اون وقت بنزین بزنید یا اینکه ماشین گازوئیلی استفاده کنید و … شماره اونها رو جا انداخته ام تا بدونید و اگر علاقمند شدید، به اصل مقاله رجوع کنید.
۱. معقول ترمز کنید - از فیزیک می دونیم که نیرو برابر است با شتاب ضربدر جرم. این شتاب است که باعث می شه ماشین مجبور بشه بنزین بیشتری بسوزونه. سعی کنید با سرعتی بروید که نیاز به ترمز دائمی و شتاب گرفتن دوباره نداشته باشید. سرعت ثابت دوست سوخت شما است.
۲. دوگانه سوز - شکی نیست. البته تا وقتی در تمام کشور ایستگاه گاز درست نشه و باک گاز وارد نکنند یا نسازند، غیر کاربردی است (:
۳. کولرها خاموش - مشخصا اگر هوا خیلی گرم بود قرار نیست به خاطر بنزین خودتان را به کشتن بدهید ولی خوب است بدانید که کولر مقدار زیادی سوخت مصرف می کند. بهتر است ماشین را در سایه پارک کنید تا در شروع رانندگی بدون کولر هم زندگی تان بگذرد. اگر هم کولر را روشن کردید، کافی است AC را مثلا پنج دقیقه قبل از رسیدن به مقصد خاموش کنید تا بیخودی کار نکند.
۴. دنده - دهنده دستی بهتر از دنده اتوماتیک است. برای بهینه کردن مصرف سوخت، در دور موتور کم، دنده را بالا ببرید. صبر نکنید «دور موتور پر کند» تا به دنده بالاتر بروید؛ بهینه بودن مصرف سوخت، معکوس مسابقات اتوموبیلرانی است (: البته وقتی می گوییم RPM پایین یعنی یک حد معقول. نه اینکه در سرعت ۳۰ کیلومتر به دنده سه بروید و مجبور باشید تخته گاز بگیرید تا ماشین خاموش نشود (:
۸. وزن ماشین را کم کنید - کتاب اضافه در صندوق دارید؟ به نظرتان رسیده خوب است یک بیست لیتری پر از آب همیشه در ماشین باشد؟ فراموش که نکرده اید ؟ نیرو برابر است با جرم ضربدر شتاب. جرم را کم کنید تا توان کمتری مصرف کنید. البته جو نگریدتان! لاستیک زاپاس را بگذارید در صندوق بماند.
۹. ماشین را خاموش کنید - روشن کردن ماشین بنزین زیادی نمی برد ولی روشن ماندن آن بنزین کمی را دائما مصرف می کند. در ماشین های معمول اگر قرار است بیشتر از یک دقیقه ماشین را در جا نگه دارید، از نظر بنزین به صرفه است که ماشین را خاموش کنید.
۱۰. آرام رانندگی کنید - بعله ! دوست داشتنی نیست ولی به صرفه است. سرعت بالا باعث می شود مجبور شوید بیشتر ترمز کنید و این انرژی را به هدر می دهد و از آن بدتر اکثر ماشین ها در بالاترین سرعت های ممکن شان بدترین راندمان را دارند. اگر با پراید دارید بیشتر از ۱۴۰ تا می روید، عملا دارید بنزین را در موتور آتش می زنید (:
۱۲. پنجره ها بسته - چه باور بکنید چه نکنید، باز کردن پنجره ها بخصوص در سرعت های بالا، باعث تلاطم در ماشین و حرکت غیر روان می شود. دقیقا مشخص نیست که در سرعت های بالا روشن بودن کولر بدتر است یا بازبودن پنجره ها ولی پیشنهاد می کنم در سرعت های خیلی بالا، کولر را به پنجره ترجیح بدهید. در عین حال فراموش نکنید که می توانید فن ماشین را روشن کنید تا هوای بیرون را در داخل ماشین بچرخاند بدون اینکه AC کولر به کار افتاده باشد.
۱۵. مسیرهای بهتری را انتخاب کنید - مسیر بهتر الزاما کوتاه تر نیست. ترافیک برای بنزین بد است. سعی کنید از مسیرهای روان حرکت کنید که چراغ و ترافیک کمتری داشته باشد. به عبارت دیگر بهتر است اصولا در تهران رانندگی نکنید (:
۱۶. چرخ ها را باد کنید - وقتی چرخ ها باد بیشتری داشته باشند، اصطکاک کمتری با جاده ایجاد می کنند. اینکار باعث کاهش مصرف سوخت می شود. البته فراموش نکنید که قرار نیست ماشین را روی چهار تا بادکنک راه ببرید! شاید بهتر بود می نوشتم: باد چرخ ها را درست تنظیم کنید.
۱۷. اگر لازم نیست از یخ شکن استفاده نکنید - به دلیل اصطکاک بیشتر. یخ شکن، بنزین را می خورد.
۱۸. ماشین کوچکتر، کم مصرف تر است - منطقا دیگر جریان جرم و شتاب و نیرو را همیشه به یاد دارید. ماشین کوچکتر یعنی جرم کمتر و به شکل مستقیم یعنی مصرف کمتر.
۱۹. تلاطم باد دور ماشین را کم کنید - لازم نیست حتما باربند یا اسکی بند داشته باشید. اینها را که باز کنید، مصرف سوخت هم کمتر می شود.
۲۱. از روغن موتور مناسب استفاده کنید - اگر درجه روغن موتور با ماشین شما هماهنگ نباشد، اصطکاک درونی موتور بالا می رود. از روغن مناسب استفاده کنید.
۲۲. موتور را تنظیم کنید - تنظیم موتور ارزان است. البته اگر مثل آخرین بار من، پیش یک مکانیک دزد نروید (: فکر می کنم یک آدم حسابی با حدود دو سه هزار تومان موتور شما را تنظیم کند. البته مطمئن نیستم.
۲۳. فیلتر هوا را عوض کنید - اگر فیلتر هوا کثیف باشد، نسبت اختلاط اکسیژن و بنزین به هم می خورد و این یعنی بد کار کردن موتور.
۲۴. چراغ ها را خاموش کنید - ما که نه ولی اروپایی ها گاهی در روز هم با چراغ روشن حرکت می کنند. مصرف برق اضافه یعنی اینکه موتور باید برق بیشتری تولید کند و برای اینکار چاره ای ندارد به جز سوزاندن بنزین بیشتر.
۲۵. تک سرنشین نباشید - اگر همسایه هم نزدیک محل کار شما کار می کند، یک روز در میان با هم بروید (:
۲۶. سفرها را یکی کنید - میوه را در برگشتن از سر کار بخرید نه بعد از برگشتن از سر کار. البته اگر هر دو را با ماشین انجام می دهید.
منبع : جادی



