تبليغاتX
News82
پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386
کاش رویاهایمان روزی حقیقت می شدند
تنگنای سینه ها دشت محبت می شدند
سادگی،مهر و صفا قانون انسان بودن است
کاش قانون هایمان یکدم رعایت می شدند
اشکهای همدلی از روی مکر است و فریب
کاش روزی چشمهامان با صداقت می شدند
گاهی از غم می شود ویران دلم ، ای کاشکی
بین دلها غصه ها مردانه قسمت می شدند
| نوشته شده توسط ghazal | | لینک به این مطلب
پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386
مي خواهم برايت مرهمي باشم ! ...

براي آن نگاه خسته اي که مي دانم ،...

اميدش به لبخندي ست !

مي خواهم برايت لبخند باشم ! ...

براي آن دلي که از اميد ، خالي ست !

مي خواهم دست هايت را در دست هاي آسمان بگذارم ...

تا باور کني آسمان هم ، براي تو آغوش مي گشايد !

من تو را مرهمي خواهم بود ، گرچه ...

دلــــــــــي دارم ... که نيازمند يک مرهم است !
| نوشته شده توسط ghazal | | لینک به این مطلب
پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386
زن و مرد چه چیزی را هیچ وقت فراموش نمی کنند ؟
در یکی از سریالهای تلویزیون این جمله در یکی از دیالوگ ها بین زن و شوهری رد و بدل شد :

مرد : زنها دو نفر رو هیچ وقت از خاطر نمی برن
زن : چه کسانی ؟
مرد : اولین کسی که بهشون هدیه ای میده. این دومی بود
زن : و اولی ؟
مرد : عشق اولشون رو

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

این دیالوگها به نظر شما واقعیت داره ؟

و اگر جای مرد و زن عوض بشه چی میشه ؟

زن : مردها .............. نفر رو هیچ وقت از خاطر نمی برن
مرد : چه کسانی ؟
زن : ..................

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

خوشحال میشم نظرتون رو بدونم
| نوشته شده توسط صبا | | لینک به این مطلب
چهارشنبه سی ام خرداد 1386
من از قصه زندگی ام نمی ترسم

من از بی تو بودن به یاد تو زیستن و تنها از خاطرات گذشته تغذیه کردن می ترسم.

ای بهار زندگی ام

اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگیست

اکنون که باهایم توان راه رفتن ندارد

برگرد

باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را

باز هم آغوش گرمت را به سویم بگشا

باز هم شانه هایت را مرحمی برایم قرار بده.

بگزار در آغوشت آرامش را به دست آورم

بدان که قلب من هم شکسته

بدان که روحم از همه دردها خسته شده.

این را بدان که با آمدنت غم برای همیشه من را ترک خواهد کرد.

بس برگرد که من به امید دیدار تو زنده ام
| نوشته شده توسط صبا | | لینک به این مطلب
چهارشنبه سی ام خرداد 1386
یه رفیق بودی و صدتا دردسر بودی و اما...


از تو هیچوقت نبریدم ، تورو از خودم می دیدم


پشت سر همه غریبه ، روبروم دیدم فریبه


اما فکر کردم کنارم...


شونه های یک رفیقه


داشتم اشتباه میکردم.


تو رفیق من نبودی ، من تا آخر با تو بودم...


تو از اولم نبودی


داشتم اشتباه می کردم...


که تموم زندگیمو من به دستای تو دادم


حالا اینجا تک و تننها... برگ خشک بی درختی، غرق بادم


نوش جونت اگه بردی


نوش جونت هرچی خوردی


تورو هیچ وقت نشناختم...


نوش جونم اگه باختم.


تو منو ساده گرفتی.


زدی رفتی مفتی مفتی


اما اون روز رو می بینم که به زانوهات می افتی...


تو به زانوهات می افتی...!
| نوشته شده توسط صبا | | لینک به این مطلب
چهارشنبه سی ام خرداد 1386
در خواب ناز بودم شبی

دیدم کسی در میزند

در را گشودم روی او

دیدم غم است در میزند

ای دوستان بی وفا

از غم بیاموزید وفا.....

غم با همه بیگانگی

هر شب به من سر میزن
| نوشته شده توسط صبا | | لینک به این مطلب
سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386
بيوگرافي (لي يونگ)بازیگر نقش يانگوم در مجموعه جواهري در قصر

جمعه شب‌ها از شبكه دوم تلويزيون مجموعه‌اي پخش مي‌‌شود به نام (جواهري در قصر) كه طرفداران زيادي را پاي جعبه جادويي كشيده است، مي‌خواهيم در اين شماره از نقش اول، اين

مجموعه يعني (يانگوم) برايتان بنويسيم، او كيست؟ كجا به دنيا آمده و يك بيوگرافي از زندگي‌اش...

(لي‌يونگ آئي) بازيگر 36 ساله نقش (يانگوم)، يك هنرپيشه معروف و خوشنام كره‌جنوبي است كه در 31 ژانويه سال 1971 در سئول متولد شد. يونگ آئي در كشورهاي شرق و جنوب شرقي

آسيا طرفداران زيادي دارد و به همين‌‌خاطر به (بانوي اكسيژن) نيز معروف است.


لي‌يونگ آئي به خاطر معصوم بودنش و بازي در سريال (جواهري در قصر) به اوج شهرت رسيده و بارها به كشورهايي همچون هنگ‌كنگ، تايوان، ژاپن و سنگاپور دعوت شده است و استقبال

از وي به حدي بوده كه اين كشورها مجبور شدند برنامه مصاحبه‌ او را در بزرگ‌ترين سالن‌هاي خود برگزار كنند. لي‌يونگ‌آئي علاوه بر بازيگري در امور خيريه نيز فعاليت دارد. او در سال

1997 به عنوان سفير NGO به اتيوپي سفر كرد تا فقر و بيماري آن‌جا را از نزديك ببيند و در سال 1999به صحراي تار در هندوستان رفت تا با پايين‌ترين قبايل آن كشور ملاقات كند.


يونگ‌آئي در سال 2006 تجارب خود و خاطراتش از اين دو سفر را در كتابي تحت عنوان (ويژه‌ترين عشق) چاپ كرد و تمام درآمد حاصل از آن را صرف امور خيريه كرد. از سال 2004 كه

يونگ آئي سفير يونيسف شد، بارها به ساخت مدرسه و بيمارستان كمك كرد و يك مدرسه دخترانه هم به اسم او در چين شروع به كار كرد.


او در كتاب خود كه در سال 2006 به چاپ رساند، از شرح و حال زندگي و چگونه هنرپيشه شدنش مطلب نوشت.او مي‌گويد: براي اولين‌بار در سال 1991 در يك آگهي تبليغاتي شكلات شركت

كرد و بعد تصميم گرفتم در رشته بازيگري ادامه تحصيل دهم. وي مشكل‌ترين نقش خود را بازي در سريال جواهري در قصر و نقش (دائه يانگوم) و پس از آن نقش كاملا متفاوت در فيلم

(همدردي با خانم ونجنس) مي‌‌داند. او مي‌‌گويد: هرگز نمي‌‌خواهم يك حس از زندگي من بيرون برود و آن بازي با تمام وجود است.لي‌يونگ آئي در سال 2005 و در فستيوال فيلم اژدهاي آبي،

برنده جايزه بهترين هنرپيشه زن و در سال 2006 به خاطر بازي در فيلم (همدردي با خانم ونجنس) برنده جايزه هنري (بك‌سنگ) شد.او مدتي مدل تبليغاتي شركت LG شد و در ژانويه سال

2007 به‌خاطر موفقيت در جلب مشتري از سوي اين شركت نشان افتخار دريافت كرد. لي‌يونگ آئي سرگرمي‌هاي خاص خود را دارد كه از جمله مي‌‌توان به علاقه او به آواز‌خواني، شنا و . . .



يك افسانه

جواهري در قصر، در سال 2003 براي شبكه MBC در كره‌جنوبي ساخته شد. اين سريال گاه با نام‌هاي (يانگوم بزرگ) يا (دائه يانگوم) در كشورهاي مختلف پخش شده و 54 قسمت مي‌باشد.

ساخت و توليد اين سريال مدت يك سال طول كشيد كه البته براي يك سريال طولاني، زمان كوتاهي است. اين سريال بر اساس زندگي يك شخصيت تاريخي در زمان سلسله )goseon( است و

درباره اولين پزشك زن سلطنتي اين خاندان ساخته شده است.


نام واقعي سريال كه به گفته خود كره‌اي‌ها بر اساس يك داستان واقعي ساخته شده، (دايي يانگ گيوم) است به معني (يانگوم بزرگ.) موضوع اصلي اين سريال درباره پشتكار يانگوم مي‌‌باشد كه

در كنار آن فرهنگ سنتي كره‌جنوبي و انواع غذاها و روش پخت آنها و طب سنتي اين كشور به خوبي به نمايش درآمده است. داستان جواهري در قصر در سال‌هاي بين 1494 و 1544

ميلادي رخ مي‌‌د‌هد. آغاز سريال زماني است كه ملكه مادر وقت، به دستور امپراطور و توسط يك گروه از افسران گارد مسموم مي‌‌شود. در زمان بازگشت براي يكي از افسران به نام (سوچون

سو) اتفاقي رخ مي‌‌دهد، ولي به وسيله يك راهب نجات مي‌‌يابد. راهب به افسر مي‌‌گويد كه سه زن در زندگي او نقش مهمي دارند. اول زني كه اين افسر سبب مرگ او مي‌‌شود. دوم زني كه او

جانش را نجات مي‌‌دهد، اما در آخر باز هم موجب مرگ او مي‌‌شود و سوم زني كه عامل مرگ افسر است، ولي جان انسان‌هاي بسياري را نجات خواهد داد. بعدها مشخص مي‌‌شود كه اين سه

زن، ملكه مادر، مادر يانگوم و خود او هستند. از سوي ديگر (بانو پارك)، بانوي آشپزخانه سلطنتي به چشم خود مي‌‌بيند كه (بانو چويي) سم را در غذاي ملكه مادر ريخته است، ولي خدمه

آشپزخانه سلطنتي او را متهم به دزدي مي‌‌كنند و به او سم مي‌‌خورانند، اما بانو پارك توسط (بانو هن) كه پادزهر را با سم مخلوط كرده نجات مي‌‌يابد و سپس توسط افسر سو كه از قصر رفته

است، فراري داده مي‌‌شود. آن دو به‌طور پنهاني در يك دهكده ازدواج مي‌‌كنند و صاحب دختر باهوشي به نام يانگوم مي ‌‌شوند.


چند سال بعد يانگوم كه كوچك و ناآگاه بود، به همه مي‌‌گويد پدرش افسر گارد سلطنتي بوده و همين صحبت‌ها باعث مي‌‌شود كه مامورين او را پيدا كنند. يانگوم و مادرش فرار مي‌‌كنند، اما مادر

يانگوم كه به سختي زخمي شده است، از دنيا مي‌‌رود.مادر در لحظات پاياني عمرش آرزوي خود را به يانگوم چنين گفت: (دوست دارم بانوي اول آشپزخانه سلطنتي شوي و بي‌‌عدالتي و ظلمي كه

به من شده است را در كتاب مخصوص بانوان دربار به ثبت برساني.)


بالاخره يانگوم وارد قصر شد و با نبوغ و استعداد درخشاني كه داشت به پيشرفت‌هاي جالبي هم دست پيدا كرد.


او دستيار (بانو هن) از بهترين دوستان مادرش مي‌‌شود و به او كمك مي‌‌كند تا بانوي اول آشپزخانه شود.


توطئه‌هاي بانو چويي و بردارزاده‌اش (گيوم يونگ) باعث مي‌‌شود كه بانو هن و يانگوم به يك جزيره تبعيد شوند. در آن جزيره يانگوم، (بانو هن) را از دست مي‌‌دهد، ولي با زني به نام (يانگ

دوك) آشنا مي‌‌شود كه يك پزشك معروف است. خيلي‌ها معتقدند يانگوم اولين پزشك سلطنتي در تاريخ كره است، ولي خيلي‌ها بر اين عقيده‌اند كه (دائه يانگوم) فقط يك نام افسانه‌اي است.

شخصيتي كه از نام چند پزشك زن دربار كره‌جنوبي گرفته شده است. البته (دائه)DAE( ) يك لقب به معناي (بزرگ) است كه امپراطور در آينده به يانگوم خواهد داد.



تنوع غذاهاي كره‌اي

نوع غذاهاي كره‌اي و تركيب آنها به آب و هواي آن كشور مرتبط است. اين كشور زمستان‌هاي بسيار سردي دارد و از حدود قرن هفتم تاكنون كره‌اي‌ها به اين فكر افتاده‌اند كه سبزيجات را جزء

اصلي غذاي خود كنند. آنها سبزيجات عمل آمده (نمك سود شده) خود را (يومجانگ) مي‌نامند و حتي در طول زمستان كه سبزيجات به سختي يافت مي‌شوند، غذاي اصلي آنها را تشكيل مي‌دهند.

آماده‌سازي مواد غذايي در آشپزي كره‌اي از قديم اهميت بسياري داشته است و حتي امروزه نيز با وجود آپارتمان‌ها و آشپزخانه‌هاي مجهز، باز هم سبزيجات نمك سود شده را در خانه نگهداري

مي‌كنند. يكي از مهم‌ترين غذاهاي كره‌اي كه پس از پخش سريال جواهري در قصر، در كشورهاي همسايه از جمله فيليپين رواج پيدا كرد و مورد استقبال قرار گرفت (كيم چي) نام دارد. ماده

اصلي اين غذاي اصيل كره‌اي كلم و سبزيجات نمك سود شده و ترش شده است كه از قرن دوازدهم وارد برنامه غذايي مردم اين كشور شده. تربچه، خيار و قارچ از ديگر مواد اين غذا هستند.

كره‌اي‌ها مي‌گويند تا قرن هفدهم 11 نوع (كيم چي) پخته مي‌شده و در برخي از آنها به جاي سبزيجات از ميوه‌جات و ماهي استفاده مي‌شده است. پس از پخش سريال جواهري در قصر، علاقه

به غذاهاي كره‌اي بيشتر شد، به طوري كه توريست‌هايي كه از كشورهاي ديگر شرق آسيا به كره‌جنوبي مي‌روند، به دنبال چشيدن مزه اين غذاها هستند.


چندي پيش نمايشگاه غذاهاي سلطنتي كره‌جنوبي در شهر Bexco افتتاح شد. در اين نمايشگاه انواع غذاهاي ويژه دربار كره‌جنوبي در معرض ديد علاقه‌مندان و به ويژه شركت‌كنندگان در

اجلاس اپك كه در اين شهر برگزار شده بود، قرار گرفت. يك خبرنگار تايواني كه از اين نمايشگاه ديدن كرده است، مي‌گويد: ( )ttock(كيك برنج) بسيار خوشمزه است و طريقه پخت آن نيز

خيلي جالب مي‌باشد، زيرا از لوبياي قرمز و برنج به هم نچسبيده درست مي‌شود. از ديگر غذاهاي خوشمزه اين جا (توك بوكي) سلطنتي است. اين غذا مخلوط كيك برنج و سبزيجات به علاوه

گوشت آغشته به سس سويا و گريل شده، همراه با قارچ است. در واقع اين غذا نوعي اسنك (تنقلات) كره‌اي شيرين و ادويه‌دار با سس فلفل قرمز است. اين خبرنگار مي‌افزايد (از وقتي سريال

جواهري در قصر در تايوان پخش شد، مردم علاقه‌مند به غذاهاي كره‌اي شدند.


بايد بگويم هماهنگي بين مصرف سبزيجات و گوشت در برنامه غذايي آنها جالب توجه است.) يكي از برگزاركنندگان اين نمايشگاه مي‌گويد: امپراطورهاي اين كشور به غذا اهميت زيادي

مي‌دادند. آنها با مصرف غذاهاي رنگارنگ مي‌فهميدند مردم چه مي‌خورند و محصولات آن سال خوب بوده يا نه. امپراطور روزي پنج وعده غذا مي‌خورد كه دو تا از آنها در ساعت ده صبح و

پنج بعدازظهر سرو مي‌شده‌ و به آن (سورا) مي‌گفتند.


در وعده‌هاي (سورا) 12 ظرف غذاي مختلف و يك كاسه برنج سرو مي‌شده و در كنار آن يك ظرف (كيم چي) و چند نوع شوربا نيز قرار داشته است. غذاهاي پادشاه هميشه در كاسه‌هاي نقره و

قاشق و چوب‌هاي مخصوص سرو مي‌شد و اين ظروف به گونه‌اي ساخته شده بودند كه اگر در غذا زهر ريخته مي‌شد، رنگ آنها تغيير مي‌كرد.


منبع :

http://www.softestan.ir

فرهنگی/هنری/ادبي | نوشته شده توسط صبا | | لینک به این مطلب
یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386
فروپاشی کامل رایحه خوش خدمت

آفتاب:شنیده‌ها حاکی از آن است که گروه موسوم به «رایحه خوش خدمت» پس از شکست سنگین در انتخابات شورای شهر و روستا از هم پاشیده شده است. یک عضو جبهه پیروان خط امام و رهبری که نخواست نامش فاش شود ضمن بیان این مطلب، به خبرنگار آفتاب گفت: مهرداد بذرپاش رئیس این گروه، پس از اخذ پست مدیرعاملی شرکت پارس خودرو به عدم شرکت در انتخابات مجلس هشتم راضی شده است.

 

این فرد آگاه در ادامه گفت:‌ اعضای گروه موسوم به رایحه خوش خدمت تنها به شرط واگذاری برخی از مدیریت‌های کلان شهری، از سوی دولت به آنها حاضر شده‌اند که در انتخابات آتی دخالتی نداشته باشند و لیست ندهند.


گفتنی است مهرداد بذرپاش 28 ساله اکنون به مدیریت عامل شرکت بزرگ پارس خودرو و مسعود زریبافان دیگر عضو رایحه خوش خدمت به عضویت هیأت مدیره تیم استقلال، منصوب شده‌اند.

 

سیاسی | نوشته شده توسط روباه | | لینک به این مطلب
شنبه بیست و ششم خرداد 1386
توهین نانسی عجرم خواننده عرب به ایرانی ها
ترجمه :
درخواستی از طرف نانسی اجرم : شما اجازه ورود به سایت نانسی اجرم را ندارید چون شما از کشور کثیف ایران هستید. گمشو و دیگه سعی نکن وارد بشی.

A request from Nancy Ajram , You are not allowed to enter nancy ajram official website , becos you are from Dirty country (Iran) So Go Away and dont try again !
http://www.nancyajram.com


توضیح : این متن فقط برای دوستانی که از ایران وارد سایت بشوند نمایش داده میشود و سایت برای کشورهای دیگر باز است و مشکلی وجود ندارد
فرهنگی/هنری/ادبي | نوشته شده توسط صبا | | لینک به این مطلب
شنبه بیست و ششم خرداد 1386
نامهای نامتجانس ایرانی
متفرقه ... | نوشته شده توسط نسیم | | لینک به این مطلب
پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386
تسليت

حادثه جانسوز تخريب دوباره حرمين عسگريين را به

 

 پيشگاه امام زمان و عموم شيعيان جهان تسليت مي

 

 گوييم

| نوشته شده توسط معاون وبلاگ | | لینک به این مطلب
سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386
طنز کوتاه
بالاخره دكتر وارد شد ، با نگاهي خسته ، ناراحت و جدي .

دكتر در حالي كه قيافه نگراني به خودش گرفته بود
گفت :"متاسفم كه بايد حامل خبر بدي براتون باشم ,
تنها اميدي كه در حال حاضر براي عزيزتون باقي مونده، پيوند مغزه ."

"اين عمل ، كاملا در مرحله أزمايش ، ريسكي و خطرناكه
ولي در عين حال راه ديگه اي هم وجود نداره,
بيمه كل هزينه عمل را پرداخت ميكنه ولي هز ينه مغز رو خودتون بايد پرداخت كنين ."

اعضا خانواده در سكوت مطلق به گفته هاي دكتر گوش مي كردن ,
بعد از مدتي بالاخره يكيشون پرسيد :" خب , قيمت يه مغز چنده؟";

دكتر بلافاصله جواب داد :"5000$ براي مغز يك مرد و 200$ براي مغز يك زن ."

موقعيت نا جوري بود , أقايون داخل اتاق سعي مي كردن نخندند و نگاهشون با خانمهاي داخل اتاق تلاقي نكنه , بعضي ها هم با خودشون پوز خند مي زدند !

بالاخره يكي طاقت نياورد و سوالي كه پرسيدنش آرزوي همه بود از دهنش پريد كه :
"چرا مغز آقايون گرونتره ؟ "

دكتر با معصوميت بچگانه اي براي حضار داخل اتاق توضيح داد كه :
" اين قيمت استاندارد مغزه !
ولی مغز خانمها چون استفاده ميشه، خب دست دومه وطبيعتا ارزونتر !! . "


اين مطلب رو براي تمام خانمهاي باهوشي كه به يه لبخند نياز دارن بفرستين .
آقايون هم بيدار بشن.
طنز | نوشته شده توسط صبا | | لینک به این مطلب