


امروزه گوشیهای موبایل دوربیندار به یکی از وسایل معمول زندگی روزمره تبدیل شدهاند. با گذشت یک دهه از اختراع گوشیهای موبایل دوربیندار ، مردم توانستهاند با استفاده از آنها لحظات مهمی از زندگی شخصی یا وقایع مهم تاریخ را ثبت کنند و با به اشتراک گذاشتن آنها در سایتهای اشتراک عکسی مثل فیلکر ، سایتهای اشتراک ویدئو مثل یوتیوب و یا در وبلاگهای شخصی خود ، آن لحظات را برای همیشه جاودانه کنند. مراسم اعدام صدام حسین را به یاد بیاورید که چگونه یک ویدئو که توسط یکی از حضار گرفته شده بود ، میلیونها تماشاگر پیدا کرد. در سال 2005 عکسهایی که مردم از بمبگذاریهای لندن گرفته بودند و در سایت فیلیکر گذاشته میشدند ، توجه رسانههای سنتی را به خود جلب کردند.
بعد از اختراع گوشیهای موبایل دوربیندار ، خریداران به جز کیفیت تماس با گوشی موبایل به فاکتورهای دیگری هم برای خرید اهمیت میدهند. مدیر عامل شرکت موتورولا در گفتگویی گفته است که شرکتش توانسته بیش از هر شرکت تولیدکننده دوربینی ، گوشی موبایل دوربیندار بفروشد.

برآورد میشود که در سال 2006 ، 460 میلیون گوشی موبایل دارای دوربین فروخته شده است و تخمین زده میشود میزان فروش این گوشیها در سال 2010 به یک میلیارد دستگاه برسد.
هر محصول جدیدی قائدتا بایستی مخترعی داشته باشد. آیا شما می دانید مخترع موبایل دوربیندار چه کسی است؟
در منابع مختلف ، مخترع موبایل دوربیندار ، فیلیپ کان معرفی شده است.
بیوگرافی مختصر : فیلیپ کان در سال 1952 در فرانسه به دنیا آمد. تحصیلاتش را در ریاضیات در نیس فرانسه به پایان رساند. اما علاوه بر ریاضیات ، فیلیپ کان ، در هنرستان هنرهای زیبای سوئیس مطالعاتی در زمینه موسیقی و به خصوصی فلوتزنی کلاسیک هم دارد. وی به موسیقی کلاسیک و جاز علاقه زیادی دارد و نواختن فلوت را دوست دارد. وی چندین آلیوم موسیقی هم منتشر کرده است که ترکیبی هستند از موسیقی کلاسیک و جاز. کان به قایقرانی مسابقهای هم میپردازد و رهبری یک تیم قایقرانی را هم برعهده دارد. همچنین وی یکی از حمایت کنندگان آزادی بیان به شمار میرود. کان در زمینه فعالیتهای بشردوستانه هم فعال است و یک بنگاه خیریه دارد که در زمینه ارتقای دسترسی مردم به مراقبتهای بهداشتی و آموزش فعال است.
از سال 1982 تا به حال ، کان چهار شرکت کامپیوتری تأسیس کرده است : Borland ، Starfish Software ، LightSurf Technologies ، Fullpower Technologies
اما میرسیم به موضع اصلی این پست ، یعنی داستان اختراع گوشی موبایل دوربیندار:
ایده یکپارچهسازی گوشی دوربین با موبایل یا وسایل دیگر و مهیا کردن امکاناتی برای اشتراک عکس با دیگران ، البته یک چیز تازه نبود و پیش از اینکه به فکر کان برسد ، چندین کمپانی به این فکر افتاده بودند:
- در سال 1995 شرکت اپل ، وسیلهای را در نمایشگاه Macworld به نماتیش گذاشته بود ، که ترکیبی از یک PDA ، دوربین و موبایل به حساب میآمد و AppleVideophone/PDA نام داشت.
- شرکت الیمپوس هم در سال 94 دوربینی درست کرده بود که می توانست از طریق موبایل عکسها را منتقل کند و OLYMPUS DELTIS VC-1100 نام داشت.
- اما نخستین موبایل مجهز به دوربین در سال 1997 توسط همین آقای فیلیپ کان ساخته شد. در همین سال ، کان شرکت استارفیش را تأسیس کرد که فعالیتش در زمینه نرمافزارهای گوشی همراه بود.
- نخستین نمونه تجاری موبایل دوربیندار به وسیبه شرکت شارپ ژاپن ساخته شد ، فیلیپ کان در ساخت این گوشی با شرکت شارپ همکاری داشت. این گوشی J-SH04 نام داشت و به وسیله آن میشد از طریق اینترنت عکسها را ارسال کرد.
اما داستان اختراع گوشی موبایل دوربیندار به وسبه آقای کان هم شنیدنی و جالب است:
در واقع فکر اصلی اختراع موبایل دوربیندار نه در اختراع مطالعه به فکر کان رسید و نه در دفتر شرکت استارفیش ، محل چنین فکر بکری اتاق انتظار یک بیمارستان بود!
همسر آقای کان -سونیا لی- برای وضع حمل به بیمارستان آمده بود و در حال گذراندن ساعات زایمان خود بود که 18 ساعت به طول کشید ، کان مشغول دلداری دادن همسرش بود ، ولی خانم لی در آن ساعات پردرد حوصله صحبتها و دلسوزیهای کان را نداشت. پس آقای لی مجبور شد روی یک نیمکت بنشیند و انتظار بکشد. وی لپتاپ ، موبایل و دوربینش را همراه آورده بود. با دیدن تجهیزاتش ناگهان به این فکر افتاد که چقدر مسخره است که برای به اشتراک گذاشتن عکسها با دوستانش مجبور باشد مراحل طولانی گرفتن عکس ، ارسال آن به هارد کامپیوتر و بعد میل کردن عکسها را به دوستانش انجام دهد ،چقدر میشد اگر با فشار یک دکمه میشد عکس گرفت و همزمان آن را به گوشی موبایل دیگران فرستاد.
در همان حال که همسر کان مشغول زایمان بود ، خود وی روی ایدهاش مشغول کار شد ، سختافزار وسایلش را دستکاری کرد و کدنویسی را هم شروع کرد. وقتی دختر کان به دنیا آمد وی توانست با وسایل دستکاری شدهاش یک عکس را به صورت بیسیم به دوستانش بفرستد.

کان در حال کار روی اختراعش
ناگفته نماند که خانم سونیا لی که ما اختراع موبیلهای دوربیندار را تا حدی به زایمان طولانی وی مدیون هستیم ، خود یک پژوهشگر و مؤسس شرکتی است که در زمینه صنایع بیسیم فعالیت میکند. وی همچنین طراح خوبی هم به حساب میآید و نمونههایی از کارهای وی را در اینجا ببنید.

نخستین بار موتورولا علاقه پیدا کرد که شرکت استارفیش را بخرد و بخت آن را داشت که نخستین شرکتی باشد که گوشی موبایل دروبیندار به بازاز میفرستد ولی این شرکت در آن زمان مدیرعامل جدیدی پیدا کرده بود و دوره آشفتهای را طی میکرد و در حال کار روی یکی از پروژههای ناموفق بود. پس کان شرکت جدیدی به نام LightSurf ایجاد کرد و با همکاری شارپ ، نخستین نسل گوشیهای موبایلدار را روانه بازار کرد.
موبایلهای دوربیندار و تأثیرات اجتماعی
جورج اورول در رمان 1984 میگوید که مردم مجبورند به خاطر نظارت همیشگی دوربینهای دولتها ، رفتار دلخواه دولتها را داشته باشند ولی گویا این روزها مردم باید مواظب دوربینهای سایر شهروندان باشند که در بسیاری موارد در حکم یک دوربین جاسوسی هستند ، در واقع این مردم هستند که جای دولت های مورد نظر اورول را گرفتهاند.
همچون سایر پدیدههای فنآوری این دوربینها ، کاربردی متضادی پیدا کردهاند. در عین حال که امروزه این دوربینها که وضوحی چند مگاپیکسلی یافتهاند نقش زیادی در پیشگیری از جرم ، روزنامهنگاری شهروندی و فعالیتهای تجاری ایفا میکنند میتوانند تهدیدکننده حریم شخصی و کپیرایت باشند و به عنوان یک وسیه مدرن چشمچرانی voyeurism هم مورد استفاده قرار گیرند.
در 17 ژانویه 2007 شهردار نیویورک برنامهای را اعلام کرد که بر اساس آن شهروندان می توانند صحنههایی را که از جنایات با دوربین موبایل گرفتهاند مستقیما به شماره تلفن پلیس بفرستند. در ایالات متحده بردن گوشیهای موبایل دوربیندار به اماکنی همچون پنتاگون ، مدرسهها ، تئاتر و موزهها ممنوع است. در آوریل 2004 دولت عربستان سعودی ورود این نوع گوشیها را ممنوع کرد ولی دسامبر همان سال ، ورود این گوشیها را آزاد کرد. در کره جنوبی و ژاپن ، همه گوشیهای دوربیندار باید طوری تولید شوند که هنگام گرفتن عکس صدای قابل شنیدنی از خود خارج کنند.
در ایران هم عکسها و ویدئوهای گرفته شده با دوربین موبایل بارها به صورت گسترده خبرساز شدهاند ، زمانی هم صحبت از پلیس موبایل بود که با فاصله کوتاهی تکذیب شد.

به گزارش روز يكشنبه شبكه خبري بي.بي.سي، "مارتين استرل" ۵۲ساله، در مدت زمان ۶۶روز، پنج هزار و ۲۶۵كيلومتر طول رودخانه آمازون را شنا كند.
استرل در مراحل پاياني برنامه خود دچار سرگيجه، تهوع، اسهال و آفتاب زدگي شده بود.
وي، توصيه پزشك را ناديده گرفته و با وجود آنكه سلامتيش به خطر افتاده بود برنامه خود را تكميل كرد.
اين شناگر، قبلا طول رودخانههاي "يانگ تسه" در چين، "مي.سي.سي.پي" در آمريكا و "دانوب" در اروپا را شنا كرده است.
استرل به طور رسمي مسابقه خود را چهار روز زودتر از برنامهاي كه پيش بيني كرده بود به پايان رساند. او به طور متوسط هر روز حدود ۸۴كيلومتر شنا كرده است.
آمازون، طويلترين رودخانه دنياست. دراين روخانه، حيوانات خطرناكي مانند كوسه ماهي، ماهي گوشتخوارو مار بوآ، زندگي ميكنند. موجهاي خطرناك و گرداب و نيز ياغيان مسلح از ديگر خطراتي است كه جان كساني را كه در اين رودخانه شنا ميكنند تهديد ميكند.
استرل روز پنجشنبه گذشته، درجريان استراحت كوتاهي كه داشت به خبرنگاران گفت كه امواج رودخانه آنقدر قوي است كه برخي مواقع او را به عقب ميراند.
وي گفت: "فكر ميكنم حيوانات مرا پذيرفتهاند. مدت طولاني است كه من با آنها شنا ميكنم و آنها ممكن است اكنون مرا از خودشان بدانند."
فعلا این تاپیک برداشته شد
پس اگر وجدان داريد، و اگر مرد هستيد به جاي نظرات بيهوده به اندازه چند ثانيه روي اين سخن ها فكر كنيد و بعد قضاوت با وجدان شما. ببينم باز هم ميتونيد به خواهر و برادر هاي خودتون سخن ناروا بگيد و ستم در حق اونها بكنيد؟
تهمت، سوضن، خراب كردن يك انسان!!! فقط انسان!!! ، داوري از روي ناآگاهي بر اساس برداشتها و قضاوتهاي نادرست همه و همه ظلمه. حالا اين سخنان رو بخونيد :
سوره نمل – 228 : انان كه ستم كردند بزودي خواهند دانست كه به چه كيفرگاه و دوزخ انتقامي بازگشت ميكنند.
سوره بقره – 190 : ستمكار نباشيد كه خدا ستمكاران را دوست ندارد.
حضزت محمد (ص) :
ستمكار پرده هاي عصمت را مي درد.
ستمكاران و يارانشان در جهنمند
حضرت علي (ع) :
رستگار كسي است كه چنگالش به خون مظلوم و زبانش به مال و آبروي مردم آلوده نشود.
ستمگرترين مردم كسي است كه ستم خود را عدل تصور نمايد.
زردشت :
شريفترين دلها دلي است كه انديشه آزار كسان در آن نباشد.
اخلاق روحي :
ستمكاري نتيجه ضعف و ناتواني است.
بو علي سينا :
ستودن ستمكار مروت را خراب كند.
كريستو فربوون :
باران هم روي ظالم مي بارد هم مظلوم ولي بيشتر روي مظلوم مي بارد چرا كه ظالم چتر او را ربوده است.
حافظ :
نباش در پي آزار و هر چه خواهي باش
كه در شريعت ما غير از اين گناهي نيست
و در پايان شعري كه نميدونم شاعرش كي هست
ظلم ماري است هر كه پروردش
اژدهايي شود فرو بردش
حالا از هر آيين و مذهب و ديني كه هستيد باشيد، با اين سخناني كه مطرح شد آيا هنوزم درست و يانادرست به نظرات قبليتون ادامه ميخوايد بديد ؟ تموم كنيد لطفا
قضاوت با شما و وجدانتون ( البته اگر بيدار باشه )
تلاش كنيد جای واقعی خود را بيابيد .
چنان باش كه بتوانی به هر كس بگوئی :
مثل من رفتار كن . ( كانت)
وارد عمل شدن بدون برنامه ریزی
علت همه شکست هاست .
به لاک پشت ها نگاه کنید
آنها تنها وقتی پیشرفت می کنند که
سرشان را از لاک خود بیرون می آورند .
خداوند اغلب اوقات به ديدن ما مي آيد ولي اکثر مواقع ما خانه نيستيم ...
آنچه امروز داری ، خواسته ی دیروزت بوده ...
الان که اومدم می بینم یه کسی به نام یاشارجون! اومده و یه لینک داده به مطلب!
بله یاشارجون خود ارا لینک خاطراتش رو از توی همون سایت به من داد ولی من سعی کردم اون داستان رو سانسور کنم!
یه سوال دارم فکر کردید همه فیلم هایی که از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش میشه همشون فیلمهای اسلامیه!!! یا اونا رو سانسور میکنن!!!
وقتی میگم قمی بازی درنیارین به خاطر همین بی جنبگی های یه افرادی مثل این یاشارجونه!!!
قمیا خیلی آدمای گلین ولی فقط یه مشکل دارن اونم اینه که دوست دارن همه چیز رو سانسور کنن! نه بابا دوران سانسور تموم شده! این آخوند ها توی سانسور کردن خودشون هم موندن! اگر تونسته بودن سانسور کنن الان وضع صفایه قم از صدتا جردن تهران بدتر نبود!
برید یه فکری به حال خودتون بکنید با این قمی بازی هاتون!

وكيل مدافع ناهيد كشاورز از زنان بازداشت شده در پارك لاله تهران از انتقال ناهيد كشاورز و محبوبه حسينزاده به بخش عمومي زندان اوين خبر داد.
نسرين ستوده درباره آخرين وضعيت اين بازداشت شدگان اظهار داشت: كشاورز و حسينزاده روز گذشته به بخش عمومي زندان اوين منتقل شدند.
وي با اشاره به اينكه طبق گفته خانواده موكلش پرونده يك بار به دادسراي انقلاب ارجاع شده بود، گفت: احتمالا دادسراي انقلاب صالح به رسيدگي به اين پرونده است اما تا امروز هيچ اطلاع موثقي از اتهام بازداشت شدگان و مرجع رسيدگي كننده به اين پرونده ندارم.
این مصاحبه رو از مهناز عادلي بخونید و نظر بدین:
با تمام اين تفاسير جور يا ناجور در صحبتهاي كارگردان فيلم جنجالي <اخراجيها> نكات جالب توجهي را به چشم ميگويم: <بايد مرد زمان خويش بود والا دچار ارتجاع ميشويم.< >سينما براي من جايگزين مطبوعات شده است براي زدن حرفهايم، با اين تفاوت كه مخاطب سينما مردماند و مخاطب مطبوعات خواص.< >چه بخواهي چه نخواهي تغيير ميكني. من هميشه طرفدار تغييرات مثبت هستم.> اصلا قرار نيست من كسي را عوض كنم يا كسي را عوض كند هر كس ميتواند براي خودش باشد.< >مخملباف از <توبه نصوح> شروع كرد. به <جنسيت و فلسفه> رسيد، خدا به داد من برسد كه از <فحشا> شروع كردم...>! گفتوگويي متفاوت را ذيلتاً بخوانيد.
آقاي دهنمكي، شما به دنيا آمديد؟
بله، دست خودم نبود.
كجا و كي؟
استان آذربايجان شرقي، توابع اهر.
پس دهنمك كجاست؟
پدرم اراكي است، مادرم تبريزي. اول انقلاب آمديم تهران.
آدم بانمكي هستيد؟
هميشه سعي كردهام تيتر مقالاتم طنز باشد. اين طنز به بقيه كارهايم هم رسوخ كرده است. هميشه فكر كردهام حرفهاي جدي را با زبان طنز بيشتر ميشود مطرح كرد.
چي شد كه به اينجا كشيده شديد؟
دست خودم نبود.
در كودكي چهجوري بوديد؟
همينجوري بودم.
بزرگ بوديد؟
بله، خوب نيست خيلي.
با چي بازي ميكرديد؟
تيله. ليلي بازي ميكرديم.
چي شد كه به فيلم كشيده شديد؟
از اولش فيلم بوديم.
فيلم ميشديد يا فيلم ميكرديد؟
هم فيلم ميكرديم هم ميشديم. از اول هم كه در سياست بوديم، هم بازيگر بوديم، هم كارگردان.
به خاطر آن روحيه طنازي كه فكر ميكرديد داريد، رفتيد سراغ فيلم كمدي؟
بله.
از اين راهي كه آمديد تا اينجا، پشيمان نيستيد واقعا؟
نه، به هيچ وجه. اگر برميگشتم، تندتر ميآمدم.
چي شد كه به سياست كشيده شديد؟
رفيق ناباب.
براي چي به اينجاها كشيده شديد؟!
من اسم اين كار را سياست نميگذارم. اسمش را مبارزه ميگذارم.
مبارزه با چي؟
براي عدالت و آرمانها.
اگر يك فرشته مهربان بيايد بگويد يك آرزويتان را برآورده ميكند، از او چه ميخواهيد؟
50 هزار تومان آقاي كروبي را.
چرا چيزهاي ديگر نميخواهيد؟
خب، شروعش با اين است. بعد ميگويم يك آرزو نخواه، ميگويم نميشود 10 تا آرزو باشد؟
چانه ميزنيد؟
بله.
اگر همان فرشته بخواهد شما را تغيير شكل بدهد، دوست داريد تبديل به كي يا چي بشويد؟
ترجيح ميدهم خودم باشم.
بعضي ميگويند شما هيچ وقت نميخنديد، چرا؟
آدم به دشمنش كه نميخندد، پررو ميشود و سوار آدم ميشود. اين همه در فيلم خنديديم و خندانديم. خنده به موقع خوب است.
آخرين بار كي بوده كه خنديديد؟
ادامه مطلب
سلام
اولا باید به خدمت همه دوستان عرض کنم که هر کس خواستار داشتن اکانت در این وبلاگ باشه ما موظفیم که اکانت بدیم.
و از ابتدای کار هم اعلام کردیم که این وبلاگ متعلق به انجمنه و از همه دعوت کردیم که با ما همکاری داشته باشند و در پایان هم اعلام کردیم مطالب رو مطابق با شان این محیط بنویسید تا ما شرمنده شما نشیم.
در ضمن در جواب اون دوستی که گفته بودن "معلوم شد چرا یار دبستانی به شما اکانت نداد" باید بگم که مگه مدیر محترم وب یار دبستانی از قبل مطالب رو چک می کنن و می دونستند این شخص قصد داره چه مطالبی بنویسه که به ایشون اکانت ندادند. ما تذکر خودمون رو به ایشون اعلام کردیم. و اگر موثر واقع نشد اقدامات بعدی رو انجام میدیم.
فکر نمی کنم این مطالبی که ایشون اینجا می نویسند فایده ای برای کسی داشته باشه و یا به اطلاعات کسی چیزی اضافه بشه
از ایشون درخواست می کنیم کمی فکر کنند
در ضمن منظورشون رو ازبه كار بردن واژه "قمي بودن" بيان كنن
باتشكر

